شکوفه های زیتون/ روح الله صالحی- معلم درس که می داد خودکار ناخودآگاه ذهن ما را روی هرچیزی که دستش می رسید می کشید از گوشه کتاب یا روی نیمکت چوبی گرفته و حتی روی شلوار و…، مجموعه از اشکال هندسی پر از خطوط نامنظم رسم می شد.

این بماند که آن خطوط هندسی، آینه تمام نمای ذهن پر آشوب ما در دوره جنگ و سازندگی بود . اما خودکار با هیچ ترفندی پاک نمی شد و ما مرتکب اشتباهی بودیم که پاک نشدنی می ماند و این تبعات داشت.

این روز ها انگار ما آن دفتر یا نیمکت چوبی شده ایم و هرکس از راه می رسد تمام خطوط ناخودآگاه ذهنش را با خودکار روی تن ما می کشد و ما نگاه و سپس هیچ…

علی کریمی بعد از دست به یقه شدن با ریز و درشت فدراسیون فوتبال موجی از به به کردن ها را به دنبال خودش راه انداخت. اصلا فکر نکرد همین که یکی با مسوولین دست به یقه شود برای ما کافی است. از درگیری ها چهار تا «ولش کن، ولش کن» ما را بس، ما را چه به دریبل زدن آن هم شبیه رقص پسندی در فیلم شعله روی شیشه خورده های دعوای جبارسینگ و تاکور، ما همین که عاشق باشیم و کمتر خبر تجاوز بشنویم کافیست.

می گویند ما در حال تمرین دموکراسی هستیم. با این گزاره اما هنگ کردن سایت ثبت نام ایران خودرو در روزی که اکثر ایرانی ها تحریم و نخریدن یک ماهه ماشین و خانه و طلا و … را در فضای مجازی دست به دست کردند نشان از چه دارد؟

بیشتر خط خطی شدیم که اگر همه موافقند پس دقیقا چه کسانی برای خرید خودرو صف کشیده اند؟

این که رویای مشترک اکثر ایرانی ها یک شبه پول دار شدن است آن هم توسط ابر و مه و فلک و جمشید بسم الله و بابک زنجانی و مثنوی هفتاد من از اسامی را در نظر بگیرید. تردید نمی ماند جز این که جهش مالی از گل آلود شدن را ناشی از هوش و ذکاوت یا شم اقتصادی می دانند.

وقتی جو روانی بازار به هم ریخت کاری ندارد کافیست سکه ای داشته باشید که هر دو سمتش شیر باشد و پرتاپ کنید حرف حرف شماست.

این که تشخیص می دهند این نقدینگی سرسام آور را کجا هل بدهند تا نان داشته باشد، ناشی از دستی برآتش بازار داشتن نیست بلکه برآمده از این است آموخته اند چطور پشت پا بزنند تا جمعیت بیشتری زمین بیفتند.

شم اقتصادی یک مدل رفتاری _ فکری است که به ایجاد، تثبیت و توسعه ثروت ختم می شود. این ولع در دراز مدت معکوس می شود ارزش پول سقوط می کند و تازه خوراک غر زدن مان به راه می شود.

دولت های قبل اشتباهاتی داشته اند و این دیوار کج شده اما باز هم آجر رویش گذاشته می شود و کسی پاسخ گو نیست چرا به جای کنترل و هدف مند کردن نقدینگی با هدف مندی یارانه ها بیشتر خط خطی اش می کنند.

از صبح تا شب در حال دست و پا زدن وسط کمپین ها هستیم بدون نتیجه، کمپین نخریدن بدون در نظر گرفتن عواقب آن، جایی ما را گیر خواهد انداخت.

مشکل همین جاست که همیشه منافع جمعی ما باید متضمن منافع شخصی باشد. زمانی که صنعت خودرو سازی ایران به واسطه کمپین بی سابقه نخریدن داشت زمین می خورد با یک بسته وسوسه انگیز، کاری کرد که عقب افتادگی ها جبران شد و همه مثل بچه آدم سرشان را پایین انداختند که داشتیم شوخی می کردیم.

ما دو دسته آدم داریم آن هایی که پول نقد دارند که حواس شان به دو دوتای بازار است تا به سقف بچسبند.این ها در کمین می مانند و مدام فوت می کنند تا آتشش تند شود شاید بشود از لابه لای این فشار ها، امتیازی، چیزی از تولید کنندگان بگیرند که بشکن شان با ساز چغانه و رنگ داش داش تکمیل شود.

یک دسته که گیر نان شب هستند و با حقوق کارگری سی و اندی سال بعد هم نمی تواند ماشین دم قسط امروز را بخرند خود به خود این ها عضو کمپین هستند و سینه سپر می کنند دیدید تا آخرش ایستاده ایم.

نخریدن تمرین خوبی است به شرطی که بدانیم تا کی انعکاسش به ما بر می گردد نمی شود وسط کویر لوت ایستاد و داد کشید تا سبلان یا دنا و زرکوه و گروس بگویند این هم از پژواک صدای شما، و ما دستمال شادیانه برداریم وسط خیابان حرکات موزون منشوری انجام بدهیم.

طلا، ماشین، خانه ومجموع کالاهای لوکس با چند ماه نخریدن توفیری چندانی نخواهند کرد. اما کالاهای مصرفی و فاسد شدنی با این اهرم کنترل قیمت خواهند داشت. با این ساز و کار می شود قیمت گوشت و لبنیات و…را متعادل نگه داشت .

با نخریدن می توان جو روانی بازار را کنترل کرد .با این نخریدن چه قدر احتمال تعدیل نیرو می دهید که اولین گزینه برای کنترل هزینه های سربار ساخت است و چه کسی پاسخ گو بی کاری خواهد بود.

این تمرین ها اگر ما را در کشیدن خطوط صاف و مستقیم یاری نکند قطعا از ادامه تحصیل منصرف مان می کند چون نه به درس معلم گوش داده ایم نه توانسته ایم گلی خوش نقش بکشیم فقط باید زنگ تفریح توی کلاس بمانیم و با سمباده روی میز را تمیز کنیم حداقل نمره انضباط خراب نشود.

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :