شکوفه های زیتون/حمیدشفایی-جوادکاظمی

تکریم مفاخر شهرستان از سوی مسئولین و مردم سبب ایجاد روحیه در آنها و تهیج و قوت قلب در جوانان و نوجوانانی می شود که آنها را الگوی خود قرار داده اند تا پا در جای پای آنها بگذارند. به هر سویی از شهرستان رودبار این دیار صلح و دوستی که بنگریم در تمامی بخش ها و روستاهای آن بزرگانی را می یابیم که در نوع خود کم نظیر و یا شاید هم بی نظیر هستند. در تمامی زمینه های از جمله تنوع نژاد، اقلیم آب و هوایی، نوع محصولات کشاورزی بخصوص زیتون، دامداری، وجود کوه درفک، سوسن چلچراغ، سفیدرود، جنگلهای بکر و مناطق تاریخی بی نظیر با قدمتی چندهزار ساله در رشی، تپه مارلیک و رستم آباد در واقع شهرستان ما به یک مدل کوچک شده از کشور ایران تبدیل کرده است که حتی در آن زعفران نیز کشت می شود. در کنار تمامی این ویژگی ها سرزمین شکوفه های زیتون همواره در طول تاریخ زادگاه بزرگانی در عرصه های مختلف علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و ورزشی بوده است که متاسفانه باید به یک حقیقت تلخ نیز اشاره کنیم که کمتر از سوی مردمان این دیار مورد حمایت و تمجید قرار گرفته است. موضوعی که سبب شده تا هرگاه پای درد و دل هر یک از این بزرگان که نشستیم ما را سخت در تفکر فرو ببرد که چرا کمتر داشته های خود را قدر دانسته ایم. براستی چقدر مفاخر شهرستان خود را می شناسیم؟ چرا نتوانسته ایم از این مفاخر برای پیشرفت شهرستان بهره لازم را بگیریم. اشکال کار کجاست؟ ما مردم یا مسئولین؟

در این شماره از هفته نامه شکوفه های زیتون به سراغ شایان مصلح فوتبالیست رودباری تیم پرسپولیس در تمرینات این تیم به تهران رفته ایم تا با وی در خصوص آخرین تمرینات آماده سازی این تیم قبل از شروع رقابت های لیگ برتر و مسابقات حساس در مرحله یک چهارم نهایی جام باشگاههای آسیا  به گفتگو بپردازیم که در ادامه ماحصل این گفتگو از نظر شما همراهان همیشگی خواهد گذشت.

*از خودتان و شرایط فعلی تیم بگویید

یک ماهی می شود که تمرینات تیم به صورت فشرده آغاز شده است، از اواخر خرداد تاکنون، ۵۰ جلسه تمرینی را در دو نوبت صبح و بعد از ظهر پشت سر گذاشته ایم، حدود دو هفته در تهران و سیزده روز در اردوی کشور کرواسی. شرایط آماده سازی در تیم بزرگ پرسپولیس با تیم های دیگر بسیار متفاوت می باشد و به این دلیل است که تیم ما در لیگ گذشته به غیر از محسن ربیع خواه که به دلیل فشارهای روحی رباط صلیبی پاره کرد، مصدوم دیگری نداشت که این نشان از تمرینات اصولی تیم پرسپولیس است.

*محرومیت از نقل و انتقالات چه تاثیری در روند تیم دارد؟

اگر در نقل و انتقالات محروم نبودیم به مانند سال های گذشته می توانستیم به راحتی قهرمان شویم اما به هر حال امسال کار سختی را در پیش داریم و باید تلاش کنیم تا پایان نیم فصل اول خودمان را بالای جدول نگه داریم تا در نیم فصل دوم با شرایط بهتر وارد مسابقات شویم.

*تفاوت پرسپولیس با سایر تیم ها مثل سپیدرود که خودت سابقه بازی در آن داری چیست؟

در نظر داشته باشید که سپیدرود تیم کوچکی نیست و جزو قدیمی ترین تیم های ایران از نظر قدمت می باشد و از نظر شهرت به واسطه قدمت زیاد آن همه این تیم را می شناسند. اما در کل نسبت به دو تیم پایتخت تیم کوچکتری است. برای خیلی از بازیکنان که پا به این تیم ها می گذارند شاید در ابتدا وجود هواداران جو سنگینی را برای آنها ایجاد کند اما برای من که در تیم سپیدرود بازی کرده ام و با ورزشگاه پر از هوادار آشنایی داشتم چنین جوی ایجاد نشد و بدون استرس وارد زمین شدم. من در طول دوره فوتبالم فقط زمانی که اولین بار برای سپیدورد وارد زمین شدم استرس داشتم و بعد از آن دیگر چنین حسی را تجربه نکردم.

تفاوت حضور در تیم های بزرگ این است که اگر در یک بازی بازنده از زمین خارج شوی تا زمانی که برد بعدی را برای تیم بدست نیاورده باشی از سوی فضای مجازی و حقیقی تحت فشار قرار می گیری. برای مثال در فصل گذشته اکثر بازی ها را با برد از زمین خارج شدیم اما به تیم استقلال در دور برگشت باختیم و در نتیجه این باخت تا هفته ها تحت فشار بودیم.

*مربیانی مانند فرشاد پیوس اعتقاد دارند که برانکو از تو در خط حمله استفاده کند. خودت تمایل داری در کدام پست بازی کنی؟

میل به هجومی بودن از کودکی در سالن های رودبار در من بود اما به مرور زمان در فاز دفاعی بیشتر بکار گرفته شدم و  به طوری که در پایه های استقلال در دو سال ابتدایی در پست هافبک چپ و در سال آخر دفاع چپ بازی کردم. بازیکنی که در پست حمله بازی کند همیشه میل به هجومی بودن را در خود دارد. اما معمولا در بازی های حساس، برانکو من را به عنوان مهاجم و یا هافبک چپ وارد زمین می کند. علاقه من به بازی در پست دفاع چپ است و این پست را برای خودم بهتر می دانم اما در فصل گذشته در پست های دفاع وسط، هافبک چپ، هافبک دفاعی و مهاجم بازی کردم.

*برخورد بازیکنان قدیمی تر پرسپولیس با بازیکن های جدید

در پرسپولیس سید جلال حسینی بزرگتر تیم می باشد و همیشه سعی در کنترل اوضاع و شرایط تیم دارد. پرسپولیس امسال یک دست تر از گذشته می باشد. اما خب اینطور نبوده که بازیکنان را تحویل نگرفته باشند، معمولا در پرسپولیس همه ساله چند بازیکنان جدید می آیند و این امکان وجود ندارد که شما همه این تازه واردها را تحویل نگیری، شاید برای یک نفر این اتفاق بیفتد که آن هم به ندرت پیش می آید. این را هم در نظر بگیرید که در حال حاضر پرسپولیس بازیکن آنچنان قدیمی در خود ندارد و بیشترین زمان حضور بازیکن شاید ۴ سال بوده باشد. در پرسپولیس کادر فنی و بازیکنان هرگز این اجازه را نخواهند داد که جو بازیکنان بین یکدیگر خراب شود، لااقل برای من اینچنین بوده است. شاید فضای من با دیگر بازیکنان کمی متفاوت و شاعرانه باشد.

*با کدام یک از بازیکنان نزدیک و صمیمی تر هستید؟

با بشار رسن هم اتاقی و با احسان علوان زاده دوست و صمیمی هستم

*ذهنیت ها در بیرون اینطور به نظر می رسد که با محمد انصاری بیشتر رفاقت داری

با محمد انصاری چون از دوران نوجوانی در پایه های استقلال حضور داشتیم رفاقت دارم. اما با بشار بیشتر صمیمی هستم

 

*اولین تجربه دربی چطور بود؟

برای هر فوتبالیستی بازی در دربی بسیار خاص و هیجان انگیز می باشد و بازیکنان علاقه دارند در دربی بازی کنند. من در دربی رفت در دقایق پایانی وارد بازی شدم. با وجود جو سنگینی که در این بازی ها حاکم است اما به شخصه برای من جوی کاملا عادی بود و همانطور که گفتم من تنها در اولین بازی در سپیدرود استرس تماشاگر داشتم. دربی افتخار بزرگی برای من بود اما بازی در آسیا لذت بیشتر و افتخاری بسیار بزرگتر برای من می باشد چرا که بازی در لیگ قهرمانان آسیا بسیار فراتر از لیگ ایران است.

*فکر میکنی فصل جدید در ترکیب ثابت قرار بگیری؟

در نیم فصل اول به دلیل محرومیت تیم قطعا به من بازی خواهد رسید، ترکیب دفاعی تیم که تغییری نخواهد داشت. در فصل جدید شاید برانکو استفاده از من و خیلی های دیگر را نیاز می داند و قطعا بازی های بیشتری به من خواهد رسید. در فصل گذشته تمام توان خود را به کار بردم تا خودم را نشان دهم و به لطف خدا توانستم اعتماد برانکو را جلب کنم. باید به مربی حق داد که از بازیکنانی که سابقه بیشتری دارند در یک پست استفاده کند، برای مثال در پست من محمد انصاری بازیکن تیم ملی بوده است و دو سال سابقه بیشتری در تیم پرسپولیس دارد و برای یک مربی سخت است که چنین بازیکنی را بیرون بگذارد و من را بصورت ثابت بازی دهد باید به او حق داد.

*چشم انداز و هدفت برای فصل جدید

من باید تمام تلاش خود را به کار ببرم تا بتوانم در ترکیب ثابت تیم قرار بگیرم و این امر مستلزم فقط خوب بودن شایان مصلح نیست، شما ممکن است اکثر اوقات در شرایط خوبی باشی اما در ترکیب اصلی قرار نگیری . امیدوارم که شرایط طوری رقم بخورد که بتوانم در ترکیب ثابت قرار بگیرم و بعد قرار گرفتن در ترکیب اصلی می توانم به تیم ملی و تیم های اروپایی فکر کنم. در حال حاضر برای فصل آتی جز این برنامه ای ندارم.

*سقف آرزوهای فوتبالی شایان مصلح چیست؟

من روزی که وارد فوتبال پایه ها شدم علاقه داشتم در بهترین تیم های لیگ برتر بازی کنم اما وقتی در این مسیر قرار می گیری دیگر نمی توانی به میل خودت به فوتبال نگاه کنی، امکان دارد روزی در اوج باشی و روز دیگر در قعر. در کل هر بازیکنی علاقه دارد روز به روز پیشرفت کند. اگر به رویا باشد شاید من دلم بخواهد در منچستر بازی کنم و شاید هم روزی این رویا تبدیل به واقعیت شد. برای مثال علیرضا بیرانوند در جام جهانی خودش را نشان داد و اکنون بهترین تیم ها خواهان او هستند.

*کدام بازی در پرسپولیس برای تو خاطره انگیز شد؟

در بازی مقابل استقلال خوزستان که در ترکیب اصلی بودم و توانستم نمره بالایی کسب کنم اما شیرین ترین خاطره من مربوط به بازی الاهلی می باشد که آن پنالتی را گرفتم و بازی پارس جنوبی جم که موفق به گلزنی شدم.

*بازی های آسیایی در پیش است و هواداران توقع کسب نتیجه از این بازی ها دارند، با توجه به قرعه سختی که به پرسپولیس خورد و با توجه شرایط تیم در بازار نقل و انتقالات، فکر می کنی می توانید خواسته هوادارن را برآورده کنید؟

سطح فوتبال آسیا فراتر از فوتبال ایران است. برای مثال در بازی های داخلی اگر از شما اشتباهی رخ دهد ممکن است به دلیل مهارت کم بازیکن حریف اشتباه شما تاثیری در نتیجه بازی نگذارد اما در آسیا ساده ترین اشتباه بازیکن ممکن است منجر به گل برای تیم حریف و جبران آن نیز برای شما سخت شود. تیم الدحیل در لیگ قطر بدون باخت قهرمان شده است و در آسیا نیاز تمام تیم های آسیایی را با شکست های سنگین بدرقه کرده است. کار ما برابر این تیم بسیار مشکل خواهد بود اما ما تمام تلاش خود را به کار می گیریم و امیدوار به کسب نتیجه هستیم.  اگر هم نتوانیم نتیجه بگیریم به قول معروف چیزی از ارزش های تیم ما کم نمی شود چرا که بدون تعارف دو بازیکن آنها به اندازه کل تیم پرسپولیس دریافتی دارند و یا امکاناتی بسیار بیشتر از ما دارند.

*در فصل گذشته پرسپولیس برای کسب دو جام تلاش می کرد. در سال جدید برنامه تیم چیست؟

پرسپولیس در دو فصل گذشته موفق به کسب قهرمانی در لیگ برتر شده است و سه سال قبل نیز به دلیل تفاضل گل جام را از دست داد. پرسپولیس سه سال متوالی در کورس قهرمانی بوده و این کار بسیار بزرگی است. در فوتبال ایران قهرمانی در لیگ کار ساده ای نیست و مطمئن باشید تیم برای این قهرمانی ها سختی های فراوانی را متحمل شده است. در نهایت همه بازیکنان می دانند که شرایط نسبت به فصل های گذشته سخت تر است.

*انگیزه بازیکنان بعد از کسب دو قهرمانی کم نشده است؟

تکرار خواه ناخواه باعث می شود که شما سعی کنید شرایط را کمی تغییر دهید، اکنون بازیکنان تیم به چیزی جز قهرمانی در آسیا فکر نمی کنند و تمام عزم خود را برای این موفقیت جزم کرده اند. انگیزه ها وجود دارد اما باید واقع بین بود

*از جام جهانی بگو

من از کودکی به سه تیم ایتالیا، انگلیس و هلند علاقه داشتم اما متاسفانه تیم ملی ایتالیا و هلند موفق به حضور در جام نشدند. انگلیس در بازی با کرواسی مستحق برد بود اما به هر حال موفق به کسب نتیجه نشد. در نهایت فرانسه به نظرم قوی ترین تیم این رقابت ها بود، این تیم در همه ی پست ها از بهترین بازیکنان بهره برد و آنها مستحق قهرمانی بودند.

 

*بازی های جام جهانی چه تاثیری در عملکرد تیم ها بخصوص پرسپولیس در زمینه فنی و تاکتیتکی خواهد داشت؟

یقیناً درس های زیادی از جام جهانی گرفته ایم. برای مثال گل دوم کرواسی به فرانسه را بارها در تمرین مرور کرده بودیم. برانکو نکاتی را که در بازی های جام جهانی می دید را برای ما بازگو می کرد و ما حتی تاکتیک های تیم ملی را نیز بررسی می کنیم.

*نظر شما درباره برانکو ایوانکویچ؟

برانکو نیاز به تعریف من ندارد. سال هایی را که در ایران بوده، خود را به خوبی اثبات کرده است. وی از وقتی به پرسپولیس آمده موفق به کسب نتایج خوبی شده است و مربی سراغ ندارم که در یک تیم چنین ثباتی داشته باشد. برانکو بارها متذکر شده است که ما قوی ترین پرسپولیس تاریخ ایران هستیم و این جمله گزافه گویی نیست چرا که شما تیمی را سراغ ندارید که با وجود چنین تیم های قوی ای سه دوره در کورس قهرمانی باشد و در آسیا به جمع چهار تیم برتر راه یابد. برانکو شخصیت بسیار متفاوت و خاصی دارد و دارای درک بالایی است.

*از سپیدرود بگو

سپیدرود اوضاع خوبی را پشت سر نمی گذاشت و دارای دو تیم بود اما خوشبختانه هم اکنون با یک تیم به کار خود ادامه می دهد. همیشه گفته ام که طرفدار تیم سپیدرود هستم و به این تیم علاقه خاصی دارم که قابل کتمان نیست. محبت هواداران سپیدرود را دیده ام و با این تیم زندگی کرده ام. افراد زیادی در اطراف سپیدرود هستند و دست به کارهای مختلف می زنند که به خواسته های خود برسند اما متاسفانه ضرر آن را سپیدرود و هواداران می بینند. این تیم از نظر مالی بسیار ضعیف است که این در شأن استانی مانند گیلان نیست. چرا ما از عهده یک تیم بر نمی آییم اما استان دیگر چهار تیم در لیگ برتر را مدیریت می کند. گیلان بازیکنان مطرحی را در فوتبال ایران داشته و دارد و این نشانگر پتانسیل بالای این استان است اما نمی دانم چرا هم اکنون اکثر بازیکنان سپیدرود را غیر بومی ها تشکیل داده اند. به هر حال امیدوارم چه بومی و یا غیربومی بتوانند این تیم را به آن چیزی که شایسته سپیدرود است برسانند.

*شهرستان رودبار در زمینه فوتبال دارای استعداد فراوانی است و این انتظار می رود که امثال جهانبخش و مصلح قدمی را برای فوتبال دوستان شهرستان بردارند. فکر می کنی که در این زمینه بتوانی فعالیتی داشته باشی؟

در حال حاضر در شهر رودبار با همکاری آقایان غلام انصاری و داود امیری مدرسه فوتبالی را تاسیس نموده ام و قصد دارم استعدادهای مختلف را شناسایی کرده، تمرین داده و در سطوح مختلف معرفی کنم. اما متاسفانه رودبار زمین مناسب برای فوتبال ندارد و حتی زیرساخت های احداث یک زمین چمن را ندارد. به هر حال هم اکنون افرادی در این مدرسه فوتبال مشغول تمرین هستند و من امیدوارم این کار فقط برای برهه ای اندک نبوده و ادامه داشته باشد چراکه مطمئنا می توان بازیکنان را از دل این تیم ها خارج کرد که کمک حال تیم های ایرانی بخصوص تیم ملی باشند

*با توجه به اینکه رودبار از بخش خصوصی قوی بهره می برد و دارای معادن و شرکت های فراوانی است از مسئولین در این زمینه چه انتظاراتی می رود؟

باید به نکته ای اشاره کنم و آن این است که علیرضا جهانبخش در زمینه فوتبالی در رودبار رشد نکرد اما شایان مصلح در این شهر رشد کرد و به دلایلی مجبور شد به رشت و تهران مهاجرت کند. من تا زمانی که در رودبار بودم حتی یک نفر به سراغم نیامد، بعد از مدتی به تیم پایه های استقلال پیوستم و این در حالی بود که هنوز علیرضا جهانبخش به چنین جایگاهی نرسیده بود و رودبار بازیکنی در تیم های مطرح نداشت. من آن زمان در پایه های استقلال بازی می کردم اما هیچ یک از مسئولین رودبار برای حمایت به سراغ من نیامدند. در شهر بنر نصب می کردند که هیئت فوتبال شهرستان رودبار شایان مصلح را به تیم پایه های استقلال تهران فرستاده است اما کسی نبود که از آنها بپرسد وقتی شایان مصلح ساک به دوش از این شهر به آن شهر برای تست می رفت شما کجا بودید و چه حمایتی کردید که آن را در رزومه مدیریتی خود آوردید. من چشم داشتی ندارم، شایان مصلح سختی های فراوانی را متحمل شده است و اگر به جایی رسیده ام تلاش خودم و خانواده ام بوده است.

زمانی که به سپیدرود پیوستم هیچ یک از مسئولان شهرستان از من تقدیر نکردند، من به کسی نیازمند نیستم ولی حداقل توقع یک تقدیر ساده را داشتم و این در حالی بود که لطف مردم همیشه شامل حال من بوده است. به پرسپولیس پیوستم اما مجددا هیچیک از مسئولین شهرستان به روی خود نیاوردند که شایان مصلح ما به تو افتخار می کنیم و بیا به شهرستان تا از تو تقدیر بعمل آوریم. شایان مصلح همیشه روی پای خودش ایستاده و از کسی انتظار ندارد ولی می خواهم بدانید مسئولین رودبار در قبال من این رفتار را انجام داده اند. شایان مصلح از کودکی سختی های زیادی را متحمل شده ولی به کسی نیاز نداشت اما توقع حمایت داشت که متاسفانه این حمایت ها چه مادی و چه معنوی را از من دریغ کردند. شایان مصلح استوک پاره را چسب می زند و بازی می کرد. مادر من در برهه ای عضو شورای شهر رودبار بود و شاید اگر کسی مثل من چنین شرایطی را داشت از این مسئولیت استفاده می کرد اما من حتی یک بار از این موقعیت استفاده نکردم. در نهایت باید توجه داشت که اگر قرار باشد کسی به جایگاهی برسد باید از وی حمایت هایی صورت بگیرد. من با تلاش خودم و حمایت خانواده و خداوند به این جایگاه رسیدم، مادرم زیر آفتاب می نشست تا من در تست های فوتبال شرکت کنم. ولی شاید خیلی ها این حمایت ها را نداشته باشند. می دانم بودجه نیست و شاید کم باشد و در جریان وضع اقتصادی کشور هستم ولی تقاضا دارم اگر بودجه ای وجود دارد آن را برای استعدادهای رودبار هزینه کنید، شاید آن استعدادها به جایی برسند.

باز هم تاکید می کنم مردم همیشه به من لطف داشته و دارند و من نیز خودم را با افتخار رودباری می دانم و به رودباری بودنم افتخار می کنم و در هر برنامه که شرکت کرده ام با افتخار گفته ام رودبار زادگاه من است.

*شعر و کتاب پرواز۶۹

من از نوجوانی علاقه خاصی به ادبیات داشتم و با توجه به اینکه رشته تحصیلی من ریاضی بود اما درصدد تغییر رشته بودم که با مخالفت خانواده مواجه شدم. اما در کنار ریاضی همیشه در فضای شعر و شاعری حضور داشتم و به مرور زمان به طور تخصصی وارد این حیطه شدم. شاید برخی افراد بگویند چون شایان مصلح فوتبالیست است از کتاب وی استقبال شد اما برای من نظر اساتید و کارشناسان اهمیت دارد. وقتی اساتید برجسته ای مانند ساعد باقری و اسماعیل امینی از کتاب من تعریف می کنند برایم ارزشمند است آنها همیشه اذعان دارند که فوتبالیست بودن تو در حق شعرهایت جفا کرده است چون باعث شد که مردم بگویند به دلیل فوتبالیست بودنش کتابش فروش رفت.

زلزله رودبار را به پرواز ۶۹ تعبیر کرده ام و دیدگاهم این بود که یادوخاطره درگذشتگان زلزله رودبار را گرامی بدارم. ما در آن دوره به دنیا نیامده بودیم اما عزیزان خود را در این حادثه تلخ از دست داده ایم. امثال من از محرومیت های بعد از زلزله استفاده کردیم. این کتاب دست رنج ۶ ساله من از اشعاری که سرمنشاء آن از رودبار بود و فکر می کنم چاپ پنجم نیز روبه اتمام است.

*جشن امضاء کتاب و استقبال چشمگیر، اما جای خالی رودبار

مراسم فوق العاده ای در تهران برگزار شد و از شهرهای مختلف حتی رودبار افراد زیادی خود را به این مراسم رسانده بودند. انتظار استقبال داشتم ولی نه به این اندازه. چون به حدی استقبال زیاد بود که خیلی ها از پشت صف ماندن خسته شده و از خرید کتاب منصرف شدند. بعضی ها نزدیک به ۵ ساعت را در صف مانده بودند که این خیلی برای من ارزشمند بود.

برای جشن امضا کتاب به شهرهای بزرگ کشور سفر کردم و گروه های مختلف از سراسر کشور برای جشن امضا دعوت می کردند به گونه ای که من زمان آزاد برای سفر به تمام این شهرها را نداشتم. برای جشن امضا در شهر رودبار برنامه ای ویژه در نظر گرفته بودم و قصد داشتم کتاب را با تخفیف ۵۰درصد به فروش برسانم. در نظر داشتم اوایل خرداد با هزینه های شخصی این مراسم را در شهر رودبار برگزار کنم اما اواخر اردیبهشت بود که مدرسه ای در رستم آباد از ما دعوت کرد، برنامه ها به خوبی پیش می رفت همه چیز مهیا شده بود که خبر رسید جشن کنسل شده و بنرها پایین کشیده شده است. برخلاف دوستانم این اتفاق اهمیت آنچنانی برایم نداشت اما اینکه لغو این برنامه را به پای من گذاشتند تاسف آور است چرا که در شهرستان پخش شده است که شایان مصلح بدقولی کرده و در این مراسم حضور نیافته. به هر حال با سنگ اندازی های برخی این برنامه لغو شد.

 

*از حواشی که در فضای مجازی بر سر اعتقادات مذهبی تو به وجود آمد بگو

بحثی پیش آمد بر سر این مسئله که مردم چرا پول خود را صرف ساخت و ساز ضریح ائمه می کنند و من در مخالفت به این موضوع گفتم در کشور دزدی های فراوان و اختلاس و غیره صورت میگیرد شما این معضلات را نادیده گرفته اید و اکنون به اعتقادات مذهبی مردم ایراد می گیرید؟

من جز اهل بیت سرم را برای احدی خم نکرده و نخواهم کرد و به لطف خدا نان اهل بیت وارد جیب من نشده است و وظیفه خود می دانم برای اهل بیت هزینه بپردازم اما خب داستان هایی بر علیه من ساخته شد که وعده ما بماند برای روز قیامت

مسئولین رودبار باید برای پیشرفت شهر خود از آوازه افرادی چون شایان مصلح استفاده کنند. اگر افرادی میتوانند برای این شهر قدمی بردارند آنها را پشیمان نکنید. شایان مصلح می تواند برای اینکه فضای معنوی شهرستان تقویت شود از بهترین مداح ها و روحانیون کشور دعوت بعمل آورد حتی حاضر است هزینه کند و آن را وظیفه خود می داند پس چرا سنگ اندازی می کنید چرا مردم را تحریک می کنید که در این مراسم شرکت نکنید. من تصمیم داشتم از حسن خلج، حمید علیمی و بندانی نیشابوری را برای مراسمی دعوت کنم، در نظر بگیرید که این سه نفر شاید در طول یکسال فقط یکبار آنهم در حسینیه کربلایی های تهران در کنار یکدیگر قرار بگیرند. اما وقتی با یک سری سنگ اندازی ها مواجه می شوم خواه ناخواه دلسرد خواهم شد.

*کمی فاصله بگیریم از این حواشی. قصد ازدواج نداری؟

نه فعلا. حس میکنم فعلا برایم زود است

*وقتی به رودبار سفر میکنی معمولا به کدام منطقه برای گردش می روی؟

ترجیح می دهم وقت خود را در کنار خانواده و در ییلاق دارستان بگذرانم

*نظرت راجع به هفته نامه شکوفه های زیتون

با این نشریه از قدیم آشنا هستم و می دانم که به چه میزان کار فرهنگی کردن در شهرستان دشوار است. این نشریه زمانی به وجود آمد و پا گرفت که در زمینه فرهنگی در سطح شهرستان هیچ اقدامی صورت نگرفته بود. به یاد دارم که خیلی ها در اوایل چاپ هفته نامه را به سخره می گرفتند اما با سخت کوشی مدیر و کارکنان اکنون این نشریه برای همه قابل احترام است.

*برای افرادی که مانند تو علاقه دارند وارد ورزش فوتبال شوند چه توصیه ای داری؟

من هشت سال داشتم که در صحن مسجد محله مان فوتبال بازی می کردم و تمام دغدغه من این بود که روزی فوتبالیست بزرگی شوم. ولی باید سختی کشید، تا زمانی که متحمل سختی های فراوان نشوی به جایی نمی رسی. قسمت و تقدیر در کنار آن. خیلی ها بودند سختی کشیدند اما در تقدیرشان نبود. البته هیچ کس بدون سختی به جایی نمی رسد. روزهایی بوده که از فرط خستگی در مسیر باشگاه تا منزل در مترو خوابم برده است. تلاش تلاش تلاش. وقتی تلاش کنی و سختی بکشی مطمئناً ساخته خواهی شد. اگر فوتبالیست هم نشدی در راهی دیگر حتما موفق خواهی شد. شایان مصلح لطف خدا و اهل بیت شامل حالش شد و هیچ وقت خدا و اهل بیت را فراموش نکرده و نخواهد کرد. مادری دارم که همیشه از من حمایت کرده و میکند و در نهایت زحمات خودم. مطمئنا کسی که تلاش کند اگر تقدیرش باشد به حق خود خواهد رسید.

*خانه سالمندان رودبار

در بحث کارهای فرهنگی باید اذعان کنم که ورود به این عرصه در شهرهای کوچک مانند رودبار که فرهنگ مردمان تقریبا سنتی می باشد کمی سخت است. زیرا در چنین شهرهایی تفکر فرهنگی کمتری وجود دارد و یقینا دغدغه اصلی بیشتر مردم کسب روزی است و کمتر شخصیت هایی را می توانیم بیابیم که دغدغه فرهنگی داشته باشند. چون خودم کار فرهنگی کردم و پی این کار به تنم مالیده شده بخوبی می دانم که چقدر ورود به این عرصه سخت و طاقت فرسا است زیرا آدم های زیادی منتظر شکست تو هستند. یقینا رودباری هایی که چهره های کشوری هستند برای ورود به این عرصه با وسواس بیشتری این ریسک را می پذیرند اما شخصیتی چون رضا کاظمی تکلیمی در طول این سالیان همیشه در کارهای فرهنگی و عام المنفعه پیش قدم بوده و بدور از هرگونه حرف و حدیثی سعی در ساخت موسسه خیریه امام رضا(ع)، هفته نامه شکوفه های زیتون، صندوق قرض الحسنه برکت، بنیاد نیکوکاری امام رضا(ع)، موسسه فرهنگی پژوهشی شکوه مارلیک و هم اینک نیز ساخت خانه سالمندان شهرستان است.  خیلی ها شاید بگویند وی این کارها را برای تبلیغات انتخاباتی انجام می دهد اما یقین داریم که اینگونه نیست و اگر هم به فرض محال باشد باید احسنت گفت زیرا بجای هزینه کردن و چلوکباب دادن به آدم های فربه سعی در کمک به فقرا دارد. اینجا فرق میان انسان های کوچک و بزرگ هویدا می شود. باید برای چنین انسان های بزرگی عاقبت بخیری آرزو کنیم که در شهر رودبار دنبال چنین کارهای فرهنگی هستند. در خصوص خانه سالمندان هم باید بگویم که امیدوارم مردم هم درکنار مسئولین به آقای کاظمی کمک کنند زیرا به سرانجام رسیدن چنین پروژه هایی آبروی شهر ماست.

*نظرت را درباره چند کلمه به صورت کوتاه بیان کن

رودبار:

شهر خسته

مادر:

تمام زندگی

پدر:

روحش شاد

حضرت رقیه:

رقیه مذهبم

سپیدرود:

ایران سپیدرود

پرسپولیس:

با تمام وجود دارم براش بازی می کنم

تیم ملی:

اگر قسمت ما باشد چرا که نه

الگوی ورزشی:

ندارم

زلزله سال ۶۹:

شب نشینی دیوارهای خسته

*سخن پایانی:

من عاشق مردم شهرم هستم

این خبر را به اشتراک بگذارید :