(( عذر ما را بپذیر ای سفید رود و سرخ رود )) (( دریغ از یک فاتحه)) می نویسیم تا آیندگان نپنداراند که پدرانشان لال بودند رودخانه راز آلود، که گَرد تاریخ باستان را بر چهره خویش سرخ نگه داشته و سبب پیدایش زندگی اقوام مختلف در کناره های آن گردیده سزاوار ستایش و یادآوری همیشگی است. شناسنامه دومین رود بلندقامت ایرانی که در روزگار دولت های مقتدر هخامنشی، سلوکیان، اشکانیان و دولت کهنسال ساسانیان که بنام قوم جنگجوی ایرانی که در کنارش می زیستند. “آمارد” خوانده شده است. این نام پرآوازه که دیاکونف روسی آن را “آمرد” یا ” آماردوس” می خواند .

در منطقۀ خاص جغرافیای ایرانی که آب و هوای مدیترانه دارد. یعنی زمستان های معتدل و تابستان های گرم و خشک و مرطوب که تنها زیستگاه و رویشگاه درخت صلح و دوستی که قرآن ثمرش را زیتون می نماید . این رود پر رمز و راز مأمن قبایل کادوسیان و کاسپی ها رام ناشدنی و شورشگر علیه اولین دولت ایرانی– مادها – که در اطراف و اکناف این رودخانه سکنی داشته اند. “تات زبانان” و “تالشان” ساکن رودبار، این رود خدادادی را “اسپه” یا “اسپرو” که به معنای سفید می نامند . و اقوام مهاجم و متجاوز یونان باستان “اسپرو” را “آماردوس”، و لشگریان اعراب مسلمان شده واژه ” النهرالابیض”رودسفید” را بدان اطلاق نموده . و مهاجمان مغول مسلط یافته در ایران واژه ” هولان موران ” و پس از آن ” قزل اوزن” یا “قزل ایرماق” یعنی “رود سرخ” را نام نهاده اند. و در عصر حاضر و در محافل رسمی و اداری کشور واژه سفیدرود بر شناسنامه آن حک ، برخی ادبا، جغرافیدانان و ملی گرایان نام “اسپه” یا “اسپرو” را “سپیدرود” می نامند. ” اسپرو ” این یادگار نیاکان و پیشینیان قبل از اسلام ، که عنوان قائم مقامی رودهای کشور بر تارک آن می درخشد . از صلب و دامن پرمهر و محبت رودخانه ها “قزل اوزن” و “شاهرود” همچون پدر و مادری مهربان نشو و نمو کرده و در دره و تنگه منجیل که می توان زایشگاه آن نامید ، قامت بر افراشته و بالغ گردیده است . رودخانه سرافراز “اسپرو” که منشاء و سهم بزرگ آن از کوههای چهل چشمه کردستان و با طول قریب ۷۰۰ کیلومتر طی طریق می کند .

این میهمان صمیمی و گردشگر همیشگی درطی مسافت طولانی با بهره جویی از میزبانانی همچون کوههای “پنجه علی” در شمال غربی همدان ، بیجار “گروس” کردستان و با همراهی رودهای شهرستان میانه، زنجان رود و و چمن سلطانیه، و شعب کوههای طارم به زایشگاه دائمی خویش تنگه منجیل آرامش می یابد. صلب دیگر این رود جاودانه طی طریقی ۱۸۰ کیلومتری از کوههای طالقان و رودبارالموت، که با گذر منطقه لوشان و طارم سفلی و سیراب سازی باغات و ساکنین آن با عنوان “شاهرود” به سرای جاودانه و همیشگی خویش به دره منجیل می رسد و همپیمان با مسافری خوش یمن و تلاقی با “قزل اوزن” فرزندی را تقدیم دیار زیتون می کنند. که بومیان نام او را “اسپرو” و یا سفیدرود خوانند. در قدمگاه این نوزاد خوش یمن طرح مطالعاتی و ساخت سدی مخزنی در اواخر دولت ملی مصدق آغاز و در سال ۱۳۴۱ با طول تاج ۴۲۵ متر به نام سد سفیدرود به بهره برداری می رسد. و در سال ۱۳۴۶ و پس از تاجگذاری فرح دیبا بنام سد شهبانوفرح نامگذاری و در سال ۱۳۵۷ با پیروزی انقلاب اسلامی و محو مجسمه جانشین محمدرضا شاه فرح تا کنون به سد منجیل شهرت یافته است. دریاچه طبیعی آن به طول ۲۵ کیلومتر در شاخه “قزل اوزن” و ۱۳ کیلومتر در شاخه شاهرود چشم انداز ویژه ای را به این منطقه بخشیده است با این تاریخچه و پیشینه ماندگار و جاودانه این رود خروشان در دامن خویش ۴۵ گونه و زیرگونه ماهی که عمده ترین آنها ماهی “ازون برون”، سفید، کپور، کولی، زردپر، سوف و اتصال همیشگی و دائمی آن به دریای خزر و مهاجرت دوسویه آن سبب زادو ولد گونه های مختلف ماهیان خاویاری و استخوانی گردیده است. با این مجمل امروزه شاهد وضعیت اسفبار دومین رتبه دار رودخانه های کشور هستیم. رودخانه سفیدرود که دارای مهمترین عارضه طبیعی، جلگه گیلان که قدمای تاریخ و حکمرانان قدیم آن را به دو بخش ” بیه بیش ” و ” بیه پس” نامیده اند.

با تخلیه فاضلاب های خانگی، پساب های کارخانجات صنعتی و کارگاه های کوچک و بزرگ، زباله های شهری، سموم شیمیایی از جمله کارگاه های عمل آوری زیتون کنسروی و روغن زیتون، زباله های کشتارگاه ها ، تخلیه نخاله های ساختمانی و راهسازی، فاضلاب و ضایعات بیمارستانی و همچنین تغییر محیطی و طبیعی بهره برداران شن و ماسه مواجه شده است. دست اندازی و بی توجهی اشخاص حقیقی و حقوقی به مهمترین حوزه آبخیز کشور و اکوسیستم طبیعی این رودخانه باستانی و تاریخی را دچار دگردیسی ظالمانه کرده است . روزی و روزگاری با وجود گونه های متنوع و متکثر و فروانی بی شمار آبزیان رودخانه، آن اقتصاد و معیشت هزاران خانوار ساکن زیر سد منجیل ازجمله : بالا بازار ، پائین بازار، لویه ، گنجه، رستم آباد، توتکابن، امام زاده هاشم، دهستانهای، چهارده کیسم، حسن کیاده و کیاشهر که هزاران خانوار در کناره آن زیست داشتند تامین می کرد. و صیادان بیش از صدها تن انواع ماهیان را به بازار عرضه می کردند باید اعتراف کرد که من و شما با همکاری مسئولین شهرستان، استان و کشور چه بر سر این دردانه تاریخی آورده ایم. بی توجهی به محیط زیست رودخانه، پرتلاطم و پرخروش موجب نابودی بخش اعظم سفید رود شده است. ماهیگیری در حاشیه این رودخانه که یکی از تفریحات سالم و پر ارزش رودباریها و همچنان تماشای امواج پر خروش، صاف، سفید و زلال، وجود درختان و گیاهان طبیعی و چشم انداز سواحل آن بر اثر بی توجهی به ورطه فراموشی سپرده شده است. رودخانه سفیدرود امروزه جزء آلوده ترین روخانه های دنیا لقب گرفته این رودخانه که در بطن و اندام خویش شاهد آبزیان فروان بود. امروزه حمال فاضلاب های شهری و انواع آلودگی های صنعتی و شیمیایی است. رودخانه سفیدرود و مردم شهرستان برخلاف چند شهر اولویت دار استان، از جمله انزلی، رشت، صومعه سرا، آستانه اشرفیه، لنگرود ، رودسر و لاهیجان که با اعتباری بیش از ۱۵۰ میلیون یورو پروژه جمع آوری فاضلاب شهری را در سال ۹۳ و ۹۴ در برنامه خود دارند. از این محدودیت و مظلومیت برخوردار هستند. از اینکه انتقال فاضلاب به تصفیه خانه ۲۰۰ لیتری در رشت و ایستگاه غرب شهر رشت و ایستگاه پمپاژ گلسار و نیز کل فاضلاب شهر رشت بهره برداری و جمع آوری می شود. بسیار نیک و ستودنی است اما از اینکه مدیرکل دلسوز محیط زیست گیلان درخصوص ورود روزانه ۴ لیتر شیرابه منطقه سراوان را فاجعه اعلام می کنند ولی از مرگ خاموش بزرگترین رودخانه ایران حرفی نمی زنند. تعجب برانگیز است. اگر اعتبارات مطالعه انتقال آب دریای خزر به دریاچه ارومیه پیش بینی گردیده و تمام مسئولین برای احیای این دریاچه قیام کرده اند امری مبارک و میمون است.

امّا انصاف و مروت هم چیز خوبی است که احیای رودخانه سفیدرود آیا کمتر از رودخانه “زرجوب” و “گوهررود” شهر رشت است با کدام شاخص و ارزیابی مدیرکل آبفای و مدیرکل محیط زیست استان پروژه جمع آوری فاضلاب شهرهای برشمرده را الویت دار می دانند. ولی حیات بخشی به رودخانه سفیدرود که بخشی از هویت ملی این کشور را شکل می دهد دارای الویت نمی دانند. رودخانه سفیدرود متعلق به رودباریها نیست این متعلق به تک تک گیلانیان و گردشگران ایران اسلامی است. اگر ماهیان، پرندگان و گونه های نادر از جمله کف خورک ها و مرغان دریایی به سفیدرود برگردند. رودخانه حیات دائمی و همیشگی خویش را پیدا خواهد کرد ما هم با مدیرکل محیط زیست گیلان هم عقیده ایم که آلوده کنندگان به محیط زیست خائن به نظام هستند. ولی کشتار جانداران رودخانه سفیدرود و بی تفاوتی و سکوت مسئولین در این فاجعه ملی در کدام جایگاه حقوقی قرار خواهند گرفت. فروش اراضی کشاورزی به زعم شما فروش ناموس است ولی کاشکی شما سفیدرود را می فروختید تا ناموس کشور توسط خریداران حفظ می شد. اگر توسعه به معنای تخصیص ۱۰۰ درصد اعتبار به پروژه های آزادراه رشت قزوین و راه آهن قزوین آستارا و رشت گرگان افتخار سرافرازی و غرور نمایندگان گیلان و استاندار فهیم و دلسوز استان است. ندیدن مرگ رودخانه سفیدرود در چشم انظار عمومی پشت کردن به خلقت بی نظیر حق تعالی است . آقای دکتر نوبخت و آقای دکتر نجفی نمایدگان معزز استانی که بارها به دو پروژه ملی در رودبار سرکشی و فرامینی صادر کرده اند. حداقل یکبار هم نیم نگاهی به پروژه خدادادی رودخانه سفیدرود بزنند و اعتبار و بودجه را به این بیمار در حال مرگ اختصاص دهند . این هم می تواند به مجموع افتخارات شما اضافه شود. دوستداران طبیعت و محیط زیست از جمله دوستداران “اسپرو” هیچ حال خوشی نسبت به بی تفاوتی و سکوت مسئولین شهرستانی ، استانی و ملی ندارند. تا بحال نشده است.

کسی دست مسئولین را بگیرد تا از پروژه بی اعتبار و بی بودجه رودخانه سفیدرود بازدید کند. تا کنون در هیچ شورای برنامه ریزی استانی و شهرستانی ریالی اعتبار برای احیای این بیمار تخصیص داده نشده است. دریاچه ارومیه، تالاب انزلی، رودخانه زرجوب و گوهررود “زاینده رود اصفهان” و صدها رود کوچک بزرگ صاحب، وارث، سخنگو و بلندگو دارند و در محاکم داخلی و خارجی صاحب هزاران پدر و مادر هستند ، ولی سفیدرود بلاوارث و بلاصاحب است. امّا پاسداران، نگهبانان و میرآبانان آن مردم صبور و با وفا و فرزندان قوم “آریایی” و “آماردی های” ساکن شهرستان رودبار هستند. سکوت مسئولین، خطباء، روحانیون، نخبگان و بزرگان رودباری و گیلانی خیلی سوال برانگیز است. همت نمایندگان خوزستان ستودنی است که برای همدردی با موکلین خویش در جلسه رسمی و علنی مجلس با ماسک زدن اعتراض شهروندی خویش را به ریزگردها به منصه ظهور رساندند. ولی بزرگترین و تاریخی ترین رودخانه امپراطوری هخامنشی و ساسانی در چشم بازماندگان آن پرپر می شود. ولی دریغ از یک فاتحه ، تکلیف همه آن است بنویسند و بگویند تا آیندگان نپندارند که پدرانشان لال بودند. نسل آینده قضاوت خواهند کرد که نوشتند و گفتند ولی عده ای کر و ناشنوا بودند و یا خود را به خواب زده بودند. باید با “اسپرو” نجوا کرد و گفت عذر ما را بپذیر اگر خواسته یا ناخواسته زندگی را بر تو سخت کردیم و به خوب زیستن و سالم زیستن احترام نگذاردیم . زندگی و زنده ماندن حق شما است حفظ و پاسداشت شما وظیفه ما است ما را ببخش و عذر ما را قبول کن ای “سفیدرخ و سرخ رود.”

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :