اختصاصی/

 شکوفه های زیتون/ جوادکاظمی بعد از ظهر روز چهارشنبه ۲۲ دی ماه ۱۳۹۵، آن روز مراسم هایی در حال برگزاری بود. جشن نامزدی و مراسم هفتم یک مرحوم، مردم طبق آداب و رسوم و احترام متقابل در حال آماده شدن برای شرکت در این دو مراسم بودند. بسیاری از همسایه ها بعد از ظهر یا به جشن رفته بودند یا برخی دیگر بر سر مزار عزیزان خود بودند. به هر حال محله همچون همیشه شلوغ نبود، برخی نیز در منازل استراحت می کردند و به دلیل سرمای هوا، درب ها و پنجره ها را بسته بودند. کسی تصور نمی کرد یک زن می خواهد نقشه ای از پیش تعیین شده را اجرایی کند. قاتل می دانست که بسیاری از مردم محله در آخرین روز هفته، خانه های خود را ترک خواهند کرد و در آن فکر بود که از فرصت پیش آمده نیز بهره ببرد. قاتل کاملا با نقشه قبلی اقدام می کند و می داند که اگر در محل دیده شود ساکنین با وی به شدت برخورد خواهند کرد، به همین دلیل تصمیم می گیرد از محله روبرویی(خرمبو) وارد محله تکلیم و منزل پدر خود شود. وی ظرف مدت یک ساعت نقشه شوم خود را عملی کرده و از صحنه متواری می شود و…

دود غلیظی اطراف منزل را فرا گرفته است و همسایه ها گمان می کردند شاید ناشی از آتش برگ های خشک شده آن حوالی باشد اما بعد از گذشت مدتی به این قضیه مشکوک و شاهد صحنه ی ناخوشایندی می شوند. دود درون خانه را کاملا محاصره کرده، همسایه ها سعی می کنند در را بشکنند و وارد خانه شوند که موفق به این کار نمی شوند. فردی از پنجره جنازه ها را می بیند، با آتش نشانی و کلانتری تماس می گیرند اما دیگر کار از کار گذشته بود. جز جنازه های سوخته کودکان و مادری که غرق خون در کف اتاق افتاده است چیزی جلب توجه نمی کند. رفته رفته جمعیت زیادی اطراف خانه را احاطه می کنند و شاهد صحنه هایی می شوند که بعد از زلزله ۳۱ خرداد سال ۶۹ شاید یکی از تلخ ترین صحنه های این شهرستان باشد.

 

اهالی به اتفاق روی یک نفر نظر دارند و قاتل را شخصی به نام (ف.س.ج) می دانند. وی به سرعت بازداشت می شود اما در وهله اول کاملاً ماجرا را کتمان می کند و  ادعا می کند که از ساعت ۸ صبح تا چهار و نیم منزل مادرم بودم و یک ربع به پنج به خانه خودم برگشتم. مشکلی با نامادریم نداشتم. هر چند او دوست نداشت من پدرم را ببینم اما من مدت ۷ روز است که در منزل مادرم بودم و از آتش سوزی خبر ندارم.

*خواسته مردم چه بود؟

مردم محله تکلیم، چلکاسر، شهر رودبار و جای جای شهرستان که در ساعات اولیه از طریق فضای مجازی و گفتگوهای چهره به چهره اطلاعاتی از این حادثه داشتند، از سرعت عمل نیروی انتظامی، دادگستری و دادستانی کمال تشکر را داشته و درخواست نمودند که با عامل یا عاملین این جنایت غیر قابل باور و جانکاه، برخورد قانونی در اسرع وقت صورت پذیرد.

*شرح ماجرا از زبان سرهنگ محمدرضا جعفری خیرخواه

معاون اجتماعی پلیس گیلان با بیان اینکه در بررسی های صورت گرفته از محل و قوع آتش سوزی، جسد یک زن و دو کودک که در آتش سوخته بودند، کشف شد، افزود: پس از انتقال اجساد به پزشکی قانونی مشخص شد اجساد کشف شده قبل از سوختن در آتش با ضربات چاقو و ضربه به سر به قتل رسیده اند.

 

وی با بیان اینکه با مشخص شدن قتل و حریق عمدی، بررسی موضوع در دستور کارآگاهان آگاهی استان قرار گرفت، بیان کرد: با تحقیقات همه جانبه سرانجام کارآگاهان چهار مظنون به قتل را در همان روز وقوع آتش سوزی دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل کردند.

 

خیرخواه تصریح کرد: در همان روز با محرز شدن بی گناهی سه نفر از مظنونان دستگیر شده آزاد و نفر چهارم که دختر ۲۴ ساله خانواده که از مادری دیگر بود، مورد تحقیقات تخصصی کارآگاهان قرار گرفته و در بازجویی کارآگاهان به قتل نامادری۴۲ ساله و دو برادر هفت و چهار ساله خود اعتراف کرد.

 

این مقام انتظامی با بیان اینکه متهم پس از ارتکاب جرم خانه پدرش را به آتش کشیده بود، خاطر نشان کرد: متهم در اعترافات خود اعلام داشته پس از تهیه دو بطری کوچک نفت سفید به منزل پدر خود رفته و پس از ورود به منزل با درگیری لفظی با نامادری اش در آشپزخانه، وی را به زمین انداخته و با چند ضربه چاقو در ابتدا وی را کشته و سپس دو برادر خردسالش را به قتل رسانده است.

 

وی با اعلام اینکه قاتل، خانه را به آتش کشیده و پس از خروج به منجیل گریخته بود، افزود: وی پس از دستگیری در محل وقوع جرم حاضر شده و کلیه مراحل وقوع جرم را با جزئیات تشریح کرده است.

*اولین اعتراف

قاتل سرانجام زبان به اعتراف باز می کند و می گوید بله قبول دارم با فردی به نام بنیامین اینکار را کردیم. عقده پدرم را داشتم، نقشه کشیدیم به پدرم ضربه بزنم چون در حق من بدی کرده بود و باعث تباهی زندگی من شده بود. من بنیامین را هر روز می دیدم، جریان را برایش تعریف کردم و با هم نقشه کشیدیم. من به شدت بعد از طلاق مادرم از او متنفر بودم چون با آمدن نامادری پدرم محبت را از من دریغ می کرد. به بنیامین گفتم خانه را آتش بزنیم و بنیامین با پیشنهاد من موافقت کرد و قرار شد ۲۲/۱۰/۹۵ اینکار را انجام بدهد و گفت انتقامت را از پدرت می گیرم. من موقع آتش سوزی حضور نداشتم، فقط به او گفتم برو و خانه را آتش بزن که این کار را کرد. من از طلاهای همسر پدرم خبر ندارم.

*رد اعترافات اولیه و شرح دیگری از صحنه قتل

ساعت دوازده وارد منزل شدم نفت همراهم بود نامادریم در را باز کرد تعجب کرد مرا دید. بچه ها رفتند داخل اتاق من هم رفتم چاقو برداشتم. نامادریم را زدم به زمین افتاد بچه ها آمدند ترسیده بودند. پسر همسایه آمد دنبال حسن که من حسن را تهدید کردم گفتم برو بگو مریضم مدرسه نمی آیم وقتی آمد با چاقو به سرش ضربه زدم سرش خورد به دیوار و فکر کنم همانجا فوت کرد. نامادریم و جلال را با ضربات چاقو به ناحیه دست، گردن و . . . به قتل رساندم. نفت را ریختم شعله گاز را باز کردم و اطراف منزل را نفت ریختم آتش زدم  فرار کردم. یک ساعت طول کشید دوازده رفتم و ساعت یک خارج شدم.

*سوابق کیفری قاتل

(ف.س.ج) دارای سابقه چند فقره معاونت در سرقت، ارتباط نامشروع و سرقت تعزیری می باشد.

*در ادامه از (ر.آ) معروف به بنیامین بازجویی بعمل می آید اما وی منکر تمام اعترافات قاتل می شود

او را می شناسم. او به هیچ وجه در مورد نقشه آتش سوزی با من صحبت نکرده بود و من منزل پدرش را بلد نیستم و هیچ چیز در مورد خانواده اش به من نگفته و آن روز با خانواده بودم که به همراه خانم به چهارشنبه بازار رفته بودیم و تا ساعت چهار و نیم استراحت کردم  بعد به سر کار رفتم. دو سه ماه است با (ف) ارتباط نداشته ام و اظهارات او را قبول ندارم. قبول دارم خودم را بنیامین معرفی کردم.

*گواهی پزشکی قانونی و نظریه کارشناسان سازمان آتش نشانی

گواهی پزشکی قانونی در مورد علت فوت سید حسن جلالی صادر، علت فوت را عوارض مسمومیت با مونواکسید کربن اعلام داشته و علت فوت فتانه نصیری فشار بر عناصر حیاتی گردن تعیین شده است و کارشناسان سازمان آتش نشانی حریق را عمدی اعلام کرده اند. علت فوت سیدجلال جلالی با توجه به سوختگی وسیع جسد مقدور نمی باشد.

*تکذیب اعترافات گذشته از جانب قاتل!

قاتل در آخرین دفاع اتهامات انتسابی را می پذیرد و برای وی وکیل معرفی می شود. قرار جلب به دادرسی (ف.س.ج) به اتهام قتل عمدی سه نفر، حریق عمدی و سرقت طلاجات صادر می شود. اما در جلسه رسیدگی در شهریور ۹۶ متهمه پس از تفهیم اتهام منکر تمام اعترافات خود شده و اظهار می دارد: قبول ندارم، مرتکب جرم نشده ام. زیر شکنجه اقرار کرده ام و خبر ندارم چه کسی این کار را کرده است. به من گفتند باید این مطالب را بگویی

*رد انکارات قاتل

در ادامه دادگاه انکار اقاریر متهمه را به دلیل مستندات پزشکی قانونی، سازمان آتش نشانی و همچنین بازسازی صحنه جرم و دیگر شواهد رد دانسته و علت انکار را در تعلیمات دیگر زندانیان در دوران بازداشت در محبس می داند که به هیچ وجه قابلیت اعتنا ندارد.

*رأی دادگاه

طبق قانون مجازات اسلامی دادگاه متهم را شایسته تحمل مجازات می داند و به لحاظ سه فقره قتل عمدی وی را به تحمل سه فقره قصاص نفس و به سبب تحریق منزل سید حسین جلالی به تحمل ۵ سال حبس و همچنین به لحاظ سرقت به تحمل دو سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و رد مال تحصیل شده از جرم در حق صاحبانش محکوم می نماید.

*اعتراض و فرجام خواهی متهم!

رأی دادگاه بطرفین ابلاغ و وکیل متهمه در موعد مقرر قانونی نسبت به رأی صادره اعتراض کرده و پرونده جهت رسیدگی به فرجام خواهی به دیوان عالی کشور ارسال شد.

*رأی دیوان عالی کشور و پایان راه برای قاتل…

دادنامه فرجام خواسته صادره از شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان گیلان که به صدور حکم بر محکومیت خانم (ف.س.ج) به سه فقره قصاص نفس به اتهام قتل عمدی خانم فتانه نصیری، سید حسن جلالی و سید جلال جلالی و تحمل پنج سال حبس به اتهام تحریق، تحمل دو سال حبس به اتهام سرقت النگوهای متوفات و ۷۴ ضربه شلاق و رد مال اشعار دارد مطابق مقررات شرعی و موازین قانونی و ادله موجود در پرونده است و فرجام خواهی با هیچ یک از شقوق ماده ۴۶۴ قانون آیین دادرسی کیفری مطابقت ندارد و اقرار صریح متهم در مراحل تحقیق و کشف آلت جرم و نظریه پزشکی قانونی و کارشناسان آتش نشانی و بررسی صحنه جرم و بازسازی آن دلیل ارتکاب جرایم انتسابی است. بنابراین فرجام خواهی وارد نبوده و به استناد بند الف ماده ۴۶۹ قانون یاد شده با رد ادعای فرجام خواه دادنامه فرجام خواسته را ابرام می نماید.

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :