رضا نـــــــصرتی

درود بر مردمان سرزمین خلیج همیشگی فارس و درود بیشمار خدمت مردمان دیار صلح و دوستی، خاصه شهر جاری همیشه سپید. با عبور از تابستان و پایان مهر به آبان رسیدیم. درست در گذر از خزان روزگار، به هفته ای رسیدیم که یک روزش را بنام(عصای سفید ) نام نهاده اند و حقیر آن را ( پای سوم ) تعریف نمودم.

آنان پاهايشان استوار است و افکارشان نوید نگاهی ژرف را در اندیشه های والای انسانی می دهد. همگی آگاه بر این گفتاريم که ندیدن نشان نبودن نیست. مگر نه این است که ایزد منان را نمی توان با چشمان ظاهری مشاهده نمود که ندای مهربانی و نیکی و مهرورزی اش را پاکی و گذشتش، وجود دستان با سخاوتش همه و همه را با دل و جان درک می نمائیم و این همان( دید باطنی است). پس دیدن فقط با دو چشم سر نیست بلکه با چشم دل می توان نادیدنی ها را مشاهده کرد.« چشم دل باز کن که جان بینی ، آنچه نادیدنی ست آن بینی» و این هنر مردانی است که چشم دل دارند و پای سوم. آنان سبزی بهاران را – حرکت جویباران را – خارگل – خوش بویی برخورد باران و خاک در واپسین غروب های بهاری را – روشنایی فلق و تاری شفق را هم – تصادف پاهای رهگذران و شکستن رگهای برگ خزان را هم – همه را حس می کنند و می بینند( چشم دل نه چشم سر ). ماهیت چشم دیدن است چه در سر باشد و چه در قلب که قلب کتاب چشم است. آنان ماهیت وجودی اثر را می بینند و ما ظاهر آن را. چشم ظاهری جهان را می بیند و چشم دل ماورای آن را.

«دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر ، کزدیو ملولم و انسانم آرزوست»

بله – گویی شیخ ما هم با داشتن چشم ظاهری باز به چراغ دل رجوع کرده بودند نه چشم ظاهر بین ما در تاریکی مطلق راه را گم کرده، اما آنان با تاریکی انس گرفته اند و ما به روز و روشنایی پس چه فرقی ست بین ما ؟ که بین شب و روز هم فرقی نیست– جز این که روشنایی ها با تاریکی و ظلمات با نور روشن خواهد شد؟

گاها انسان ظاهر بین از چاله به چاه می افتد که آنان با( پای سوم – عصای سفید) چشم دل، هنر می آفرینند – نقاشی می کشند، صدای تار و پود را با حس شنوایی خود پیوند زده و فرشی می بافند به عظمت عرش. آنان از دو مقوله مرگ آگاهی و فریب درد تعاریفی دارند که ما از آن عاجزیم. مرگ آگاهی را ( بقای حقیقی ) یا همان بودنی را طلب می کنند که از دسترس مرگ، فنا، رنج، غم و شکست بدور باشد و دل بستن به دنیا برایشان آغوش گرفتن فنا و نابودیست. آنان از فریب درد نیز تعارین دارند. بدان معنا که با اشباع علمی خود را از نظر فکری اشباع یافته احساس نمی کنند و آن را سیری کاذب می دانند و فریب درد :

دیدن اما ندیدن … هر آنچه باید دید. عصای سپید ( حقیقت صلح ) است به رنگ میانی پرچم کشور عزیزتر از جانم ایران. سخن کوتاه کرده ( روز عصای سفید – پای سوم ) را به مردان و زنان دیار صلح و دوستی تبریک مي گويم و یادمان باشد ( بین مدادهای رنگی رنگ سپید هست و سپیدی رنگ بی رنگی نیست) چون عصای سپید – پای سوم. سرفرار و پاینده باشید.

نویسنده مقالات اجتماعي

 

 

 

 

 



رضا نصرتی, پای سوم ,مقالات اجتماعی  ,

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :