تاریخ انتشار: پنجشنبه 18 اکتبر 2012 | 07:33 ق.ظ
همه تقصیرها را به پای احمدی نژاد ننویسید
همه تقصیرها را به پای احمدی نژاد ننویسید/ راهکار بحران سیاسی است نه اقتصادی ارزش پول ملی هر کشوری صرفاً یک ارزش اقتصادی نیست. یک ارزش ملی و حیثیتی است، مانند خیلی از ارزش هایی که در فرهنگ هر کشوری هنجار شناخته می شود. سقوط ارزش پول ملی برای ایرانیان که در سایر کشورها زندگی […]

همه تقصیرها را به پای احمدی نژاد ننویسید/ راهکار بحران سیاسی است نه اقتصادی

ارزش پول ملی هر کشوری صرفاً یک ارزش اقتصادی نیست. یک ارزش ملی و حیثیتی است، مانند خیلی از ارزش هایی که در فرهنگ هر کشوری هنجار شناخته می شود. سقوط ارزش پول ملی برای ایرانیان که در سایر کشورها زندگی می کنند، یعنی جریحه دار شدن غرور ملی؛ در دهه های گذشته ایرانیانی که برای زیارت عتبات عالیات به عراق، سوریه، مکه، مدینه و سایر بلاد سفر می کردند به هنگام خرید کالا به راحتی و بدون چک و چونه خرید خود را به ريال ایرانی انجام می دادند.

 و در تبادل ارز نیز با غرور مبادله ريال را انجام می دادند. اما در چند سال اخیر سقوط پول ملی موجب خجالت و سرافکندگی هم میهنان در هنگام خرید یا مبادله ارز شده است.

چرا در بحران کنونی خیلی از دلسوزان، نهادها، سازمان ها، جریانات سیاسی دستپاچه شده اند؟ در تریبون های نماز جمعه، صدا و سیما و مطبوعات یکدیگر را متهم می کنند و داد و فغان سر می دهند

ولی کمتر به واقعیت هایی که بسترساز این بحران شده است توجه می کنند؟ به نظر می رسد در شکل گیری این بحران که منجر به اعتصاب بازاریان و تعطیلی چند روزه برخی از مراکز اقتصادی پایتخت شد و به ناچار دولت از قوه قهریه برای کنترل بازار استفاده کرد تا سودجویان، دلالان و ابن الوقت ها عنان بریده هرج و مرج ارزی را به هرج و مرج امنیتی و سیاسی تبدیل نکنند التیامی است که در یک پروسه بلند مدت فرآیند نمی تواند ادامه داشته باشد. زیرا اقتصاد زنده و پویا است. اقتصاد کارکرد و راه حل خودش را دارد. برای برون رفت از یک بحران اقتصادی ابتدا باید بسترها و زمینه های ایجاد شده را مورد واکاوی قرار داد.  طبیعی است در حال حاضر با هیچ اهرم اقتصادی، دولت نمی تواند بر این بحران خود ایجاد کرده فائق آید. راه حل اقتصادی، حرف منطقی و اساسی در این برهه تاریخی برای مهار مشکلات نیست بلکه برای این چالش باید راه حل و بسته سیاسی را تدوین و عملیاتی کرد. زیرا این بحران در یک پروسه 8-7 ساله ایجاد شده است.

اولین تصمیم سیاسی موضوع پرداخت نقدی یارانه های است. آن زمانی که دولت قصد داشت این تصمیم ناقص الخلقه را بگیرد جریان مسلط و حاکم جشن و پایکوبی به راه انداختند که هیچ رئیس جمهوری نتوانست یارانه ها را هدفمند کند جز دولت احمدی نژاد، عده ای یارانه ها را پول امام زمان (عج) دانستند، عده ای دیگر گفتند دولت های دیگر پول مردم را می خوردند. حالا احمدی نژاد آن را به مردم برگردانده است. رئیس دولت گفت: با این پول ها بروید سرمایه گذاری کنید. صدا و سیما ذوق زده هر شب خانوارهای روستایی را نشان می داد  که با این پول های یارانه  چه کارها که نکرده بودند. تریبون ها ناسزاها را نصیب محمدخاتمی و اکبر هاشمی کردند که چرا در این کار خیر تعلل کردند و قس هذا… حالا بیستم هر ماه تن دولت می لرزد تا بتوانند به آسمان و ریسمان قریب چهار هزار میلیارد تومان را برای 74 میلیون ایرانی تهیه کنند تا آنان در صف خودپردازها برای دریافت آن لحظه شماری و پس از دریافت نیز نق و نوق خود را نصیب دولت کنند. آیا مسئولین فکر نمی کنند اینکارها را تا کجا باید ادامه دهند. قدرتمندترین اقتصادهای دنیا نیز نمی توانند چنین کار عبث و بیهوده ی را که ضد تولید اشتغال است را ادامه دهند.

دومین تصمیم سیاسی: افزایش نقدینگی و افزایش اعتبارات بانکی است. اقتصاد نمی تواند دستوری باشد که در سفر استانی یک تصمیم عجولانه و غیراقتصادی برای رضایت طبقه و قشری گرفته شود. که اعلام شود که چند ده میلیارد تومان تسهیلات برای شهرستان X تصویب شده است. تخصیص منابع بانک ها و آن هم دستوری و اداری قطعاً موجب افزایش نقدینگی خواهد شد. این نقدینگی در زمان دولت اکبر هاشمی 80 هزار میلیارد تومان و در زمان محمد خاتمی 40 هزار میلیارد تومان و در زمان محمود احمدی نژاد به قریب 500 هزار میلیارد تومان خواهد رسید.

سومین تصمیم سیاسی: موضوع اظهارات سیاسی داخلی و خارجی و در مجامع بین المللی در خصوص انرژی اتمی و تحریم ها است. واقعاً سیاستمداران وزارت خارجه، شورای امنیت ملی و بخش های سیاسی مختلف مملکت کمیسون امنیت ملی آیا انتهای این ماجرا را پیش بینی کرده بودند؟
چهارمین تصمیم سیاسی: واگرایی جریانات سیاسی کشور و چگونه هم گرایی و هم افزایی آن است، وحدت ملی صرفاً با یک جریان سیاسی شکل نمی گیرد.
وحدت کلمه ای که حضرت امام( ره) بر آن تاکید داشتند باید حول محور بدون تنازل قانون اساسی شکل بگیرد تا طمع دشمنان کمتر شود.
علی ایحال دولت فعلی فرزند جریان راست گرای کشور است. راست گرایان با فراهم کردن زمینه های لازم موفقیت احمدی نژاد را در سال 84 و 88 رقم زدند. گرچه بسیاری از بحران های ایجاد شده داخلی و خارجی به دولت و رئیس جمهور بر می گردد، ولی بخشی از مشکلات نیز به رئیس جمهور ارتباطی ندارد. نباید از انصاف گذشت هم اکنون که ستاره اقبال دولت به لحاظ کارکردهای غلط رو به افول است همه تقصیرها را به حساب احمدی نژاد ثبت کنیم.

در قانون اساسی پراکنش قدرت دیده می شود. بنابراین هر نهاد و سازمانی باید به سهم خویش در این نابسامانی ها دخیل باشد.
انصاف نیست الان که در آستانه انتخابات قرار داریم افراد شاخص اصولگرایان احمدی نژاد را که دولت امام زمان(عج) می دانستند از موقعیت استفاده کنند و همه کاسه و کوسه ها را بر سر احمدی نژاد بشکنند. اصولگرایان در فضای جدید ایجاد شده قصد دارند هرگونه دخالت خود را در وضعیت و بحران ایجاد شده انکار کنند. در صورتیکه تک تک گروه ها و جریانات سیاسی به نفی کارکردها دولت های گذشته پرداختند تا دولت احمدی نژاد را دولت بسترساز امام زمان(عج)، دولت اصولگرا و دولت کریمه معرفی کنند باید پاسخگوی مردم و طرفداران باشند. موکلین مردم در مجلس شورای اسلامی انتظار دارند نمایندگان مردم برای خروج از بحران اقتصادی بدنبال اهرم های اقتصادی نگردند. به زعم این ناچیز اگر همه اقتصاد خوانده های ایران  و اقتصاد دانان جهان را جمع کنند اما حل برون رفت از این وضعیت ایجاد شده را اهرم  اقتصادی نمی دانند بلکه اراده سیاسی باید تحقق یابد تا فضای کسب و کار، اشتغال، ارز و تولید را به روال عادی  و منطقی برگردد. شماره تماس:09123248050

آخرين اخبار
پر بحث ترين
اسپرو
#
تابناك وب
تابناك وب
#
#
محل كد آمار