تاریخ انتشار: پنجشنبه 26 ژانویه 2017 | 15:43 ب.ظ
چگونه با فرهنگ باشیم؟ . . . نه با کلاس! / قسمت ۲
قرار بر این بود که به این موضوع از فرهنگ، در قسمت های بعدی بپردازم. اما اتفاقات تلخ روزهای اخیر مرا مصمم ساخت که وضعیت این بخش از فرهنگ جامعه مان، چنان بحرانی است که بایستی در اولویت قرار گیرد. …

اسپرو/ فاطمه کاظمی تکلیمی- قسمت دوم؛ فرهنگ مدیریت بحران

در سانحه ی ساختمان پلاسکو اگرچه سخن بسیار است اما نکات فرهنگی آن بسیار پررنگ بود؛ برخی فرهنگ های ناشایست که روح اکثریت جامعه را آزرد و برخی فرهنگ های شایسته که دلخوشیم از وجودشان که جوانه های امید را در جامه زنده نگه می دارند.

آنچه باید بازنگری شود

۱) یکی از مهم ترین موضوعاتی که در این حادثه بسیار مورد انتقاد قرار گرفت، قضیه ی عکاسی و فیلمبرداری و سلفی گرفتن هایی بود که دیگر از حد خود خارج شده و بسیاری از مردم را به ستوه آورده است.

این موضوع البته تازگی ندارد و آخرین نمونه ی حاد آن در مراسم ارتحال رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیده شد. از سلفی های فراوان با تابوت، در جماران گرفته تا عکسهای با صاحبان عزا در منزل و خیابان و…که متاسفانه در شان مراسم تشییع و عزا نبود.

البته بعدا وقتی ویدیوی سلفی های حیرت انگیز خود صاحبان عزا منتشر شد، دیگر حرفی برای گفتن نماند!!!

در حادثه پلاسکو اما این قضیه، هم حین حادثه و هم پس از وقوع، مشکل ساز شد. از سویی ویدیویی هایی از کاسبان و ساکنان پلاسکو دیده شد که در حالی که ساختمان داشت می سوخت و سنگ و شیشه به پایین می ریخت، هم چنان در حال فیلم گرفتن بودند! واقعا باورکردنی نبود این همه نا آگاهی که قطعا ناشی از نترس بودن و دل و جرات داشتن نبود!

از سوی دیگر، مردم خارج از ساختمان چنان در اطراف محل حادثه تجمع کرده و مشغول عکاسی شدند که میتوان به جد آنان را یکی از مقصران حادثه دانست که روند امدادرسانی را کند کرده و حتی به گفته خود مسئولان آتش نشانی وقعی هم به توصیه های امدادرسانان نمی نهادند.

۲) موضوع دیگر در همین راستا، هم وطنانی بودند که در کمال آرامش در فضای مجازی با ژست روشنفکری و داعیه ی فرهنگ، رفتار ناشایست دسته ی قبلی را به باد انتقادی به حق گرفته بودند اما با فحاشیو توهین و هشتگ زدن های گوسفند و گوساله و غیره!

۳) دسته سوم کسانی بودند که در واکنش به همان گروه اول، چنان دچار خود تحقیری و القاء حس تحقیر و بربریت جامعه جهان سومی شدند که خود، یک مساله ی فرهنگی دیگر را  رقم زدند.

بله! متاسفانه این واقعیتی است که ما با آن رو به رو هستیم.بسیاری از مردم مان فرهنگ مدیریت بحران را نیاموخته اند و از آنجا که در همه جوامع، همه ی مردم در یک سطح فرهنگی نیستند، نمی توان انتظار داشت که آن قشر خاص حاضر در خیابان جمهوری، همگی هم چون شهروندان اروپایی که از کودکی در مهد کودک هایشان آموزش دیده اند، صحنه را خالی کنند تا ماشین های امداد به سهولت به محل واقعه برسند. اگرچه این عصبانیت از عدم آگاهی مردم به جا بود، اما نظرات افراطی در این گونه مقایسه ها نیز، خود به اثرات بد فرهنگی و خود کم بینی جامعه منجر میگردد.

۴)عدم همکاری کاسبان محل حادثه هم، علی رغم هشدارهای مکرر آتش نشانان قابل تامل بود.

مسلما هیچ یک از ما در موقعیت آنها نبودیم و به آنها حق می دهیم که نگران اموال و دارایی ها و بعضا همه ی دار و ندار خود باشند. اما بخشی از فرهنگ مدیریت بحران همین جاست که وقتی نیروهای متخصص در آن شرایط بحرانی دستوری می دهند، تمکین کنیم و برای چک و اسناد به محل پر خطر حادثه برنگردیم. این موضوع حتی روز سوم پس از حادثه، وقتی مسئولان از کاسبان  پاساز کویتی ها (همجوار پلاسکو) خواستند که اجناس مغازه های خود را تخلیه کنند، باز تکرار شد و برخی از آنان امتناع کردند!

۵) دسته دیگر، خواص جامعه بودند. عکس العمل این گروه نیز فراموش نشدنی بود!

در حالی که همه و همه عزم خود را در امدادرسانی و نجات آتشنشانان غیور و عزیزمان جزم کرده بودند و در پیام مدبرانه ی رهبر معظم انقلاب نیز اشاره شده بود که :

در حال حاضر همه ی تلاش ها باید برای نجات جان گرفتارشدگان جهت دهی شود و رسیدگی به علل حادثه مساله بعدی است.

باز هم برخی سیاسیون و فعالان اجتماعی پشت لپ تاپ های خود نشستند و به دنبال مقصر گشتند! حتی برخی به انتقام گیری ها و سیاسی بازی های همیشگی خود مشغول شدند!

۶) شایعه پراکنی و انتشار ثانیه ای پیام های بی اساس نیز همان مشکل همیشگی فرهنگ جامعه ماست که در این حادثه نیز متاسفانه تکرار شد.گویی در فرهنگ گرانمایه ی ایرانی ما، سکوت کردن کاملا مغفول مانده! و همه باید در لحظه، اظهار نظر کنیم و حتی در تخصصی ترین مسائل، نظیر اینکه چرا از فلان تجهیزات استفاده شده و از آن تجیزات نه، رای صادر کنیم!

در فضای مجازی هم که این موضوع اسفبارتر از همه جاست. بسیاری از کاربران بدون توجه به صحت و سقم مطالب و حتی تحلیل عقلی آن، فقط در حال به اشتراک گذاری دروغ های شاخ دار و عجیب و غریب و تهمت های ناروا هستند.

آنچه باید حفظ و تقویت گردد

اگر بخواهیم منصفانه بنگریم قطعا نمیتوان فرهنگ نوع دوستی و مهربانی هم وطنانمان را از نظر دور داشت. این مهربانی و دلسوزی ای که ریشه در فرهنگ دینی و بومی ما دارد مصادیق متعددی داشت؛

۱) از بخشندگی صاحب ساندویچی مجاور پلاسکو که با هر آنچه در مغازه اش داشت از نیروهای امدادی پذیرایی کرد  تا مردم عادی ای که طی روزهای بعد با غذاهای گرم از نیروهای  تلاشگر و خستگی ناپذیر قدردانی میکردند.

۲) از دلسوزی بسیاری از کسبه ی مزون ها و تولیدی های لباس که هریک به سهم خود برای جذب نیروی کار بیکار شده پلاسکو تلاش کردند تا همسایه داری کاسبان پاساژ کویتی ها که با کمال افتخار، محل کسب خود را با کاسبان پلاسکو به اشتراک گذاشتند.

۳) نوع دوستی بسیاری از شهروندان تهرانی در صفهای طولانی اهدای داوطلبانه خون.

۴) از انصاف و بخشندگی کسبه آذری در مهلت دادن به طلب هایشان از کسبه پلاسکو  تا  خدمات رایگان انجمن پوست ایران و مرکز فیزیوتراپی و …برای حادثه دیدگان.

القصه، لزوم آموزش و دادن آگاهی به مردم در مواقع بحران های این چنینی چه از لحاظ ایمنی و چه از لحاظ فرهنگی وظیفه ی دستگاه ها و سازمان های متولی این امر است .

اما از آنجا که نمیدانیم تا کی باید مدام شاهد این گونه حوادث باشیم و تاسف بخوریم! ما مردم، خود باید بیش از آنکه چشممان به دست مسئولان باشد کاری کنیم. علاوه بر آن که  باید مطالبه ی عمومی و جدی از مسئولان داشته باشیم برای آموزش ها و رفع کمبودها و تشخیص اولویت های واقعی جامعه! بایستی هر یک از خودمان شروع کنیم. از ارتقای فرهنگ  و آگاهی شخص خودمان واطرافیانمان تا آموزش کودکانمان و … به امید آن که تک تک ما، تا دیر نشده به خودمان بیاییم!

آخرين اخبار
پر بحث ترين
اسپرو
#
تابناك وب
تابناك وب
تابناك وب
تابناك وب
محل كد آمار