تاریخ انتشار: یکشنبه 16 آوریل 2017 | 11:44 ق.ظ
داغ بغض یا بغض داغ؟
سه دانشجو رفتند که به دانشگاه برسند اما صد حیف که در نبرد اسکانیا و پراید بازنده از پیش مشخص شده…

شکوفه های زیتون-باز هم کلاس درس، ترمی که غیبت شاگرد حسابی به چشم می آید. سه دانشجو رفتند که به دانشگاه برسند اما صد حیف که در نبرد اسکانیا و پراید بازنده از پیش مشخص شده… اما این پایان سکانس های تلخ نیست! شروع “داغ ” از رسیدن خبر انحراف اسکانیا به دشتویل آغاز می شود.
مرور این وداع تلخ، ذهنم را حسابی درگیر کرد چرا با اینکه راهنمایی و رانندگی، راننده ها، خانواده ها، مدیران و… همه و همه دوست دارند تصادف کم شود و هر کس به نوبه خودش زحمت می کشد اما باز از دوست و آشنا که سوال کنید کلی خاطره تعریف می کند هر سال هم جدیدتر؟! یادم آمد عصر انقلاب فناوری است چه اشکالی دارد که در کنار کروکی تصادفات مرگبار،کارشناس خودرو هم گزارش بدهد؟ که کارشناس بگوید اگر خودرو کیسه هوا داشت، مدل اتومبیل، ترمز اسکانیا و… چه تاثیری داشته اند؟ یا سخت است اگر مناطق مختلف جاده را از نظر حادثه خیزی دسته بندی کنیم؟ و با اعلان سطح بندی در تابلوهای کنار جاده به رانندگان هشدار دوباره بدهیم که تصادف مال همسایه نیست و ابزارهای کنترلی را در این نقاط افزایش دهیم؟ مثلا توافق نامه ای با دانشگاه های فنی کشور داشته باشیم تا دستگاه های اعلان هشدار برای ماشین آلات سنگین بسازند؟ زبانم لال اگر هیچ دانشگاهی نتواند! خیالم راحت است که دانشگاه فنی رستم آباد رودبار پهپاد ساخته، اختراع هشدار دهنده برایشان آب خوردن است.
حرف از خیال راحت زدم و یادم افتاد: حادثه در کمین، تصادف از آنچه فکر می کنیم به ما نزدیک تر…

 

وحید مرادی

آخرين اخبار
پر بحث ترين
اسپرو
#
تابناك وب
تابناك وب
#
#
محل كد آمار