تاریخ انتشار: چهار شنبه 8 نوامبر 2017 | 19:40 ب.ظ
امیرحاج رضایی در گفتگوی اختصاصی با شکوفه های زیتون:
خداداد با بیان واقعیاتی از گذشته خود مرا تحت تاثیر قرار داد
برنامه تلویزیونی شبکه نسیم و مصاحبه امیر حاج رضایی با خداداد عزیزی و سوال “بزرگترین حسرت” که اشک های حماسه ساز ملبورن را جاری ساخت، حسابی مورد توجه مردم قرار گرفت

شکوفه های زیتون/ وحید مرادی-  پس از این برنامه پربیننده به سراغ امیر حاج رضایی مجری برنامه رفتیم و در گفتگو با وی در خصوص آن برنامه به گفتگو نشستیم که ماحصل آن در ادامه از نظر شما همراهان همیگشی خواهد گذشت. با ما همراه باشید.

*شما را بیشتر در قامت کارشناس فوتبال دیده بودیم مجری هم هستید؟

بله تا حالا مجری نبودم، در آن برنامه هم برحسب اتفاق چهار ساعت قبل از برنامه به بنده اطلاع دادند که باید آنجا حاضر باشم.

 *سوالات برنامه ریزی شده بود؟

خیر برنامه ای نداشتیم اما مطالعات ورزشی و فوتبالی ام استفاده کردم

*فکر می کردید با آن سوال خداداد زیر گریه بزند؟

خب من خیلی ناراحت شدم اما خداداد با بیان گذشته واقعی خود، حقیقت را گفت و همین مسئله باعث شد مردم هم توجه زیادی به این برنامه داشته باشند.

*انگار شما هم بغض کرده بودید ؟

خب طبیعی است من به شدت آدم احساساتی هستم و البته سعی کردم خودم را کنترل کنم. (بعد از کمی سکوت) لحظه ای تصور کنید بچه ها عاشق تعطیلات تابستان هستند اما خداد گفت: که از تابستان متنفر بوده چرا که مجبور بوده به همراه پدرش به گچ کاری و کارهای سخت برود.

*در کنار اینها قضیه نان و رب و فوت مادر خداداد هم خیلی تلخ بود

هر انسانی از شدت غم و صداقت تحت‌تأثیر قرار می‌گرفت. وقتی خداداد گفت که حسرت می‌خورد مادرش زنده بماند که روزهای خوب و خوشی را هم ببیند. جایی که گفت پول نداشتند تا مادرش را به تهران بیاورند تا درمان شود و زنده بماند،‌ حقایقی تکان‌دهنده از واقعیت‌های پسری در گذشته بود که حالا قهرمان این سرزمین است و همه مردم او را دوست دارند.

*در صحنه ای از خداد عذرخواهی کردید و به او دستمال کاغذی دادید تا اشکهایش را پاک کند

من هرگز دوست نداشتم اشک خداداد را دربیاورم. اگر از قبل می‌دانستم که چنین سوالی تا به این حد او را ناراحت می‌کند، شک نکنید که امکان نداشت آن را مطرح کنم و اجازه نمی‌دادم مسیر گفت‌و‌گو به این سمت کشیده شود.

*اما مسیر گفت و گو اشک های خداداد را درآورد

بعضی مواقع انسان‌ها گریه می‌کنند اما بعضی‌وقت‌ها هم هست که از نهایت غم ‌و حسرت زار می‌زنند. خداداد در این برنامه به خاطر گذشته‌اش و مادرش‌ زار زد. من واقعا برای لحظاتی از خودم فاصله گرفتم. جایی که او گفت، هنوز هم بعد از ٢٧‌سال مرتب سر مزار مادرش می‌رود. او  از این ناراحت است که مادرش شکوفایی او را ندید. زندگی وقتی روی خوب خود را به این عزیز نشان داد که دیگر مادرش در کنارش نبود.

*به نظر شما چرا برنامه مورد استقبال واقع شد؟

حقیقت گویی و صراحت لهجه مهمان برنامه باعث شد مردم هم توجه زیادی به این برنامه داشته باشند.

*البته مردم بیشتر بازنشر آن را درشبکه های اجتماعی دیدند تا تلویزیون!

نمی دانم! عضو شبکه های اجتماعی نیستم بیشتر منظورم حقیقت مسئله بود که توجه مردم را جلب کرد.

*به نظر شما از این دست حقیقت و بازیکنان باز هم پیدا می شود؟

قطعا باز هم پیدا می شود اما اینکه بخواهند از حقیقت و گذشته واقعی خود در رسانه بگویند کمتر از این دست پیدا می شود.

* و بازیکنانی با این گذشته سخت به باشگاه های می روند که مطالبتشان هم پرداخت نمی شود! و شایعه حذف از آسیا هم شنیده می شود…

بله متاسفانه، امیدواریم که از این دست مسائل نداشته باشیم و باشگاه ها در مسیر حرفه ای گری حرکت کنند و برای فوتبال ما خوب نیست که خبری از این دست داشته باشیم.

آخرين اخبار
پر بحث ترين
اسپرو
#
تابناك وب
تابناك وب
محل كد آمار