شکوفه های زیتون– امسال دومینوی آتش سوزی پاییزی در مدارس به دبستان اسوه زاهدان رسید و در واپسین روزهای آذرماه، حادثه تلخی را رقم زد که بدون شک در حافظه تاریخی این سرزمین باقی خواهد ماند و یادآور بی مسئولیتی‌ها، کم‌کاری‌ها و قصوری است که نمی‌دانیم تا کی قرار است ادامه داشته باشد.  چند روزی از فاجعه آتش سوزی مدرسه ابتدایی اسوه حسنه در زاهدان می گذرد و داغ چهار پدر و مادر هر روز سوزان تر می شود؛ «مونا خسروپرست»، «صبا عربی»، «مریم نوکندی» و «یکتا میرشکار» خانواده هایشان را تنها گذاشتند و حالا فقط خاطراتشان مانده است. قربانیانی که همه امیدوارند آخرین دانش آموزانی باشند که در شعله های بخاری نفتی کلاس درس جان می دهند. هر چند که از ۱۲ سال پیش، قرار است دیگر آتش سوزی در مدارس تکرار نشود، اما هر سال تکرار شده است؛ درودزن، شین آباد، گنگوزهی و حالا زاهدان.

روایت ها درباره آتش سوزی مدرسه ابتدایی اسوه حسنه زاهدان تا امروز به فقدان گاز در منطقه ۲ زاهدان ختم شده است که مدیران مدارس را مجبور به استفاده از بخاری نفتی کرده. اما روایت تازه ای از حادثه خبرساز میشود؛ در زمان آتش سوزی درصبح سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷، آب در بخشی از منطقه دو زاهدان قطع بوده است؛ همان محدوده جغرافیایی مدرسه ابتدایی اسوه حسنه که ابعاد این فاجعه را چند برابر می کند. هر چند که ظاهرا قطعی آب در سیستان و بلوچستان امر تازه ای نیست، اما وقتی چنین حادثه مرگباری اتفاق می افتد و با بی آبی عجین می شود، فاجعه را دردناکتر می کند؛ مدرسه حتی اولین راه چاره بشر برای مقابله با آتش را هم نداشته است؛ آب!

با وجود آنکه استفاده از چراغ نفتی در مدارس ممنوع است اما این مدرسه که غیر دولتی هم بود برای گرم کردن بچه ها از چراغ نفتی استفاده می کرد و متاسفانه آنقدر نظارت بر مدارس غیر دولتی ضعیف است که برای رعایت استانداردها توسط مدارس نظارت هم نمی شود. مسئولان سازمان مدارس غیر دولتی باید پاسخ دهند که چرا در بحث نظارت بر مدارس تا این حد ضعف دارند؟ چگونه است که مدارس غیر دولتی از مردم پول می گیرند اما در تامین یک فضای استاندارد آموزشی کوتاهی می کنند؟

ماجرای نوسازی مدارس ایران تاریخچه درازی دارد؛ موضوع به دولت روحانی بر نمی گردد؛ مجلس هفتم به ریاست غلامعلی حدادعادل، ۱۳ سال پیش و در اواخر دولت اصلاحات که تازه تجربه زلزله مرگباری را از سر گذرانده بود، تصویب کرد دولت موظف است در چهار سال، چهار میلیارد دلار، معادل چهار هزار میلیارد تومان آن زمان از صندوق ذخیره ارزی برداشت کند و تمام مدارس ایران را نوسازی و ایمن سازی کند. اما همه اینها هم باعث نشد پولدارترین دولت تاریخ جمهوری اسلامی با شتاب بیشتری مدارس را نوسازی کند.

در سال ۸۸ که اوج درآمد های دولت محمود احمدی نژاد بود، رئیس وقت سازمان نوسازی مدارس از بی پولی می نالید؛ مرتضی رئیسی چنین اعلام کرده بود: نمایندگان مجلس هفتم به دولت اجازه برداشت چهار هزار میلیارد تومان طی چهار سال از صندوق ذخیره ارزی برای بازسازی مدارس دادند اما درآمد های دولت امکان تخصیص این اعتبار را برای نوسازی مدارس فرسوده نمی داد. او روایتی از اختصاص قطره چکانی بودجه نوسازی ارائه داد و البته دلیل اختصاص نیافتن بودجه به سازمان نوسازی را چنین گفت: «قانونگذار در سال نخست فقط ۵۴۰ میلیارد تومان به سازمان نوسازی اختصاص داد، برای تخصیص اعتبار سه سال باقیمانده مصوبه نمایندگان مجلس هفتم، دولت باید هر سال دو هزارو ۳۰۰ میلیارد تومان به امر مدرسه سازی تخصیص می داد. تبدیل هر ساله دو میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار ارز برای تخریب و بازسازی مدارس، تبعاتی مانند تورم برای کشور دارد.» و همین روایت در سال های بعد هم تکرار شد و از ۷۰ درصد مدارس ایران که باید در چهار سال و نهایت تا پایان دهه ۸۰ خورشیدی نوسازی و ایمن سازی می شدند، نیمی باقی ماندندکه این روایت همچنان ادامه داشت و منتهی گردید به اعلام رئیس سازمان نوسازی مدارس کشور، با این مضمون که هنوز ۴۰ درصد مدارس کشور به سیستم گرمایشی استاندارد مجهز نیستند؛ علیرغم اقدامات انجام شده در سال‌های گذشته، همچنان دولت و مجلس عزم جدی برای استاندارد سازی کلیه سیستم‌های گرمایشی مدارس و از سوی دیگر بازسازی و مقاوم سازی ۳۰ درصد مدارس ناایمن کشور ندارند و پیشرفت در ساخت و ترمیم مدارس جدید و استقرار سیستم گرمایشی استاندارد با سرعت پیش نمی‌رود.

۳۰ درصد کلاس های درس ایران نیاز به نوسازی، بازسازی و ایمن سازی دارند. از سوی دیگر اولویت های نوسازی مدارس آنقدر ناپخته اجرا شده بود که به جای نوسازی مدارس مناطق محروم، مناطق برخوردار تر با توجیه جمعیت بالای دانش آموزی بیشتر، در اولویت نوسازی و بازسازی قرار بگیرند. در روزهای تحریم کشنده که حتی دارو هم در ایران یافت نمی شد، باز هم حرف از نوسازی زده شد، اما دولت پولی برای نوسازی مدارس نداشت، هر چند گفته شد در کمتر از دو سال تمام مدارس به سیستم گرمایشی استاندارد مجهز می شوند. و خب نشد! سال گذشته هم باز مدرسه ای در سیستان و بلوچستان سوخت و با فداکاری معلم، دانش آموزان نجات پیدا کردند و باز هم هنوز که هنوز است ۳۰ درصد مدارس ایران نیاز به نوسازی دارند؛ آن هم در سالهایی که دولت بودجه ریاضتی دارد.

بطحایی وزیر آموزش و پرورش در دیدار با خانواده های داغدار وعده داد که تمامی ابعاد و جوانب این حادثه ناگوار بررسی می شود؛ البته او حامل خبر خوبی برای خانواده های دل نگران این شهر بود: «با وجود اینکه در سراسر کشور با مشکلات وسایل گرمایشی استاندارد مواجه هستیم اما تمامی مدارس سیستان و بلوچستان تا دو سال آینده به وسایل گرمایشی استاندارد مجهز خواهند شد. این حوادث و اتفاقات بسیار سخت است و هم ما باید خودمان را در غم آنان شریک بدانیم و نباید این حادثه را فراموش کنیم و باید تمام سعی خود را داشته باشیم تا حداقل در بحث گرمایشی و وسایل مورد نیاز آن بتوانیم مدارس را تجهیز کنیم».

مدارس برای ایمن سازی حدود ۳۰۰۰ میلیارد تومان بودجه نیاز دارند. امروز در مورد تفاهمی سه جانبه با هلال احمر و استانداری سیستان و بلوچستان گفتگو شد و یکی دو روزه ابلاغ می شود که استانداری و هلال احمر و آموزش و پرورش ۱۲۰ میلیارد برای ایمن سازی فوری مدارس سیستان و بلوچستان هزینه کنند. وزیر همچنین از پیگیری جدی و سریع موضوع آتش‌سوزی در مدرسه زاهدان و برخورد با هرگونه قصور و یا تقصیر، برابر قانون خبر داد. این در حالی است که دادستان عمومی و انقلاب زاهدان نیز اعلام کرد که قصور مدیر و مربی آموزشی محرز و عوامل سهل انگار در حادثه آتش سوزی این مدرسه بازداشت شدند. مدیر آموزش و پرورش ناحیه ۲ زاهدان نیز در پی این حادثه در پیش دبستانی و دبستان دخترانه اسوه حسنه و به منظور ابراز همدردی با خانواده‌های داغدیده و مصدوم از سمت خود استعفا کرد.

رئیس جمعیت هلال احمر ایران هم برای تجهیز مراکز دبستان و پیش دبستانی سیستان و بلوچستان به سیستم گرمایشی استاندارد اعلام آمادگی کرد و در توئیتی نوشت: «آتش سوزی در شهر زاهدان و جان باختن تعدادی از کودکان سرزمین مان درد آور است. جمعیت هلال احمر آمادگی کامل دارد برای پیشگیری از حوادث مشابه با هماهنگی آموزش و پرورش کلیه مراکز دبستان و پیش دبستانی سیستان و بلوچستان را به سیستم گرمایشی استاندارد مجهز کند.»

دبیر کل جمعیت هلال احمر درباره نوع همکاری با آموزش و پرورش گفت: بستگی دارد چطور تعامل و اعتماد سازی کنیم، پیشنهاد شد به وزیر که دانش آموزانی که نیاز به آموزش دارند، در پیش دبستانی و دبستان و آموزش های تکمیلی در دبیرستان صورت گیرد، چون مردم اولین پاسخ دهنده ها در صحنه حوادث هستند.

البته در ابتدای سال تحصیلی جدید وزیر آموزش و پرورش اعلام کرده بود: «بخاری های غیر استاندارد هنوز در کلاس استفاده می شود و ۴۰ تا ۴۲ درصد کلاس های کشور وسایل گرمایشی ندارند. با اعتبارات پیش بینی شده امیدواریم در برنامه ششم به وسایل گرمایشی استاندارد تبدیل شود». این در حالی است که چند روز گذشته وزیر آموزش و پرورش آمار مدارس غیر ایمن در کل کشور را کمتر از ۳۰ درصد خواند. آماری در سال ۸۵، چیزی نزدیک به ۷۰ درصد را شامل می شد.

حسین احمدی نیاز، وکیل دختران شین‌آباد در یادداشتی حادثه آتش سوزی مدرسه اسوه را شین آبادی دیگر دانست و نوشت: خبر آتش سوزی در مدرسه اسوه حسنه زاهدان که منتج به فوت و مصدومیت چند دختر دانش آموز شده است شیونی برای شین آباد دیگری است. شیون و گریه برای دختران ایران زمین که چنین مظلومانه قربانی سهل انگاری مسئولین می‌شوند.

وی افزود: باز هم غیر استاندارد بودن مدارس عامل اصلی این حادثه شوم شده است. حسب گفته ریاست سازمان نوسازی مدارس کشور در حال حاضر بیش از ۴۰ درصد مدارس کشور غیر استاندارد هستند و نیازمند بازسازی و نوسازی اصولی اند. از دیگر سو مناطق محرومی چون استان سیستان و بلوچستان از این وضعیت اسفبار غیر استاندارد بودن مدارس رنج بیشتری می برند.

احمدی نیاز تاکید کرد: حادثه تلخ آتش سوزی مدرسه زاهدان زنگ خطری برای مسئولین کشوری است که نسبت به سایر مدارس که برای گرمایش مجبور به استفاده از روش‌های سنتی می‌شوند کما اینکه در شبکه‌های اجتماعی هم ملاحظه شده است، تلاش بیشتری انجام دهند زیرا مسئولیت تام این حوادث بر عهده دولت است، مردم فرزندان خود را برای تحصیل به مدارس می‌فرستند نه اینکه دچار این حوادث تلخ شوند. تراژدی دردناک شین آباد خسارات فراوانی به دانش آموزان و کشور وارد کرده است، پس چرا برای پیشگیری از تکرار شوم آن گامی بر نمی‌دارند؟ واقعیت مسئله این است که  بر وفق قانون مسئولیت مدنی و قوانین جاری کشور و اصول مسلم حقوقی، دولت در مقابل این حادثه دارای مسئولیت تام بوده و ملزم به جبران ضرر و زیان و خسارات وارده و مکلف به پیشگیری از تکرار موارد مشابه است.

سوابق آتش سوزی در مدارس ایران / مدرسه اسوه حسنه زاهدان، اولین و آخرین نیست

آتش سوزی در مدارس ایران سابقه ای چند ساله دارد و تاکنون منجر به مرگ دهها دانش آموز و معلم و همچنین سوختگی بیش از ۵۰ دانش آموز از سال ۱۳۷۶ تا کنون شده است. روایت ها درباره علل آتش سوزی در مدارس کشور متفاوت است اما آنچه که اکثر ناظران اجتماعی، رسانه ها و مسئولان آموزش و پرورش نسبت به آن توافق دارند، استفاده از بخاری نفتی و سیستم های گرمایشی غیر استاندارد در مدارس کشور است. بسیاری از مناطق کشور در حال حاضر فاقد سیستم های گرمایشی مناسب هستند، به طوریکه از ۵۰۰ هزار کلاس درس کشور ۳۰ درصد همچنان از بخاری نفتی که گفته می‌شود استاندارد هست استفاده می‌کنند یعنی به تعداد ۱۵۰ هزار کلاس!

آتش سوزی در مدرسه دخترانه انقلاب اسلامی پیرانشهر یکی از بزرگترین حوادث آتش سوزی در مدارس کشور بود که آن هم به دلیل عدم رعایت استاندارد های فنی در مدارس کشور و استفاده از بخاری نفتی صورت گرفت که منجر به فوت یک دانش آموز، حال وخیم پنج دانش آموز و سوختگی ۲۲ دانش آموزان دیگر شد.

*بهمن ۱۳۷۶ آتش سوزی در مدرسه شهرستان شفت گیلان

بهمن۱۳۷۶ساعت ۱۱صبح بر اثر وزش باد شدید و طوفانی بودن هوا، بخاری کلاس دوم یکی از مدارس شهرستان شفت گیلان آتش گرفت و منجر به آتش سوزی کلاس شد. بچه ها را یکی یکی به همراه معلم دیگری از کلاس بیرون آوردم که در این مدت آتش تمام کلاس را فراگرفته بود، وقتی خواستم بیرون بیایم در بسته شد و به دلیل اینکه در کلاس از درون دستگیره نداشت در داخل کلاس گیر افتادم، هر چه سعی کردم نتوانستم بیرون بیایم و زبانه های آتش نیز در حدی بود که تمام بدنم سوخته بودند و به دلیل سوختگی و درد زیاد نیز نتوانستم از پنجره کلاس بیرون بیایم. پس از سوختگی و آتش گرفتن کلاس بود که مسئولان وقت آموزش و پرورش شهرستان به مدرسه آمدند و مرا به بیمارستان منتقل کردند.

اینها سخنان حسن امید زاده است که متاسفانه پس از تحمل ۱۵ سال درد و رنج ناشی از سوختگی شدید تیرماه سال ۹۱ در سن ۵۸ سالگی درگذشت.

*آبان ۱۳۸۳، آتش سوزی در مدرسه روستای سفیلان

دانش آموزان روستایی محروم در لردگان استان چهارمحال بختیاری صبح زود در حالی وارد کلاسی می شوند که بخاری نفتی تنها منبع گرمایشی برای ۱۳دانش آموزاست. ساعت ۱۰صبح بخاری کلاس دچار آتش سوزی می شود. معلم هراسان بخاری را از کلاس به بیرون می اندازد اما دو گالن پر از نفت در راهرو، بخاری غرق آتش را دربرمی گیرند و شعله های حریق به داخل کلاس زبانه می کشند.۱۳ دانش آموز در این حادثه با دفترها، کتابها و نیمکت هایشان تبدیل به خاکستر میگردند. در این آتش سوزی معلم مدرسه نیز جان خود را از داد. در آن زمان سید علی صالحی شاعر توانای کشورمان تحت تاثیر این فاجعه شعری با عنوان سیاوشان سفیلان سرود.

*آذر ۱۳۸۵، مدرسه شهید رحیمی درودزن

دانش آموزان کلاس دوم دبستان در مدرسه شهید رحیمی “درودزن” در استان فارس با یک بخاری علاالدین به جدال با سرمای زمستان رفته اند. بخاری در میان کلاس دومی ها سرنگون می شود و شعله های آتش زبانه می کشد. هشت دانش آموز در این حادثه دچار سوختگی شدید از ناحیه سر و دست شدند. خبر در آتش سوختن هشت دانش آموز در درودزن تا ۱۵روز رسانه ای نمی شود. تا آنکه رییس سازمان بازرسی کل کشور در جلسه ای با حضور کارشناسان مسئول واحدهای ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات سازمان آموزش و پرورش استان‌‏های کشور، پرده از ماجرای این حادثه برمی دارد.

نخستین وزیر آموزش و پرورش دولت نهم، هفتم آذر ماه ۸۵ یعنی یک هفته پیش از در آتش سوختن هشت دانش آموز در درودزن، گفته بود اگر حادثه‌‏ای مانند مدرسه “سفیلان” در کشور رخ دهد، استعفا می‌‏دهم که ماراتن وعده های دور از عمل دولت نهم را کلید زد و استعفا نداد تا آنکه یکسال بعد به دلیل اختلاف با محمود احمدی نژاد ناچار به استعفا شود.  کلاس دومی های مدرسه شهید رحیمی با پیکری سوخته تا سالها نتوانستند قلم به دست بگیرند. آموزش و پرورش دولت عدالت محور هم تا ۵سال بعد، از پرداخت دیه آنها امتناع کرد.

*آبان ۸۹ ، مرگ یـک دانـش‌آموز در آتش‌سوزی خوابـگاه شبانه‌روزی در چاه رحمان

وقوع آتش‌سوزی در یک خوابگاه شبانه‌روزی دانش‌آموزی در سیستان و بلوچستان، استانی که بعد از سال ها مسئولان آن را همچنان محروم می خوانند، بر اثر اتصال سیم های پوسیده برق، خوابگاه مدرسه شبانه روزی چاه رحمان نصرت آباد زاهدان و دانش آموزی به نام «مراد نارویی» که بر اثر خفگی ناشی از استنشاق دود جان سپرد و ۱۴ تن مصدوم و مسموم شدند.

در آن زمان معاون عملیات سازمان آتش‌نشانی استان سیستان و بلوچستان درباره جزئیات این حادثه گفته بود: آتش‌سوزی در خوابگاه شبانه‌ روزی دانش‌آموزی در منطقه چاه رحمان واقع در ۱۸۵ کیلومتری زاهدان به وقوع پیوست که اهالی محل پس از اطلاع از این آتش‌سوزی اقدام به مهار حریق کردند. ۶۷ دانش‌آموز در زمان وقوع حادثه در خوابگاه حضور داشتند که با کمک اهالی محل و معلمان از محل حادثه دیده خارج شدند. این حریق حدود ساعت ۲:۳۰ بامداد هنگامی که دانش‌آموزان در خواب بودند رخ داد و تاکنون پس از گذشت چندین سال علت وقوع این حادثه مشخص نشده است!

*آبان ۹۰، آتش سوزی در دبیرستان شبانه روزی وابسته به دانشگاه چابهار

این حادثه منجر به مرگ دو دانش آموز و سوختگی شدید سه دانش اموز دیگر شد. این آتش سوزی به دلیل اتصالی سیم های برق خوابگاه دانش آموزان رخ داد. در این حادثه دو دانش آموز به نام های قاسم حیرتی و قنبر قریب بر اثر استنشاق دود و سوختگی شدید در گذشتند و سه دانش آموز به نام های برهان الدین بلیده، فرشید درزاده و جمال رئیسی دچار سوختگی شدید شده و برای درمان ابتدا به زاهدان و سپس به تهران منتقل شدند. متاسفانه معالجات در مورد دو نفر از مصدومان حادثه موثر واقع نشد و متعاقبا برهان الدین بلیده و فرشید درزاده بر اثر شدت سوختگی جان باختند و به این ترتیب تعداد قربانیان این سانحه دلخراش به ۴ نفر رسید. خوشبختانه جمال رئیسی پس از بهبودی نسبی از بیمارستان مرخص شد. دانش آموزان این دبیرستان در ساعت ۶ صبح روز چهارم آبان در خواب غافلگیر شدند. نکته تاسف بار اینکه آتش سوزی در دبیرستان مخصوص پرورش دانش‌آموزان نخبه چابهار رخ داده و چهار نفر از بهترین دانش آموزان این دبیرستان در آتش بی تدبیری و اهمال مدیران از دست رفتند.

*شین آباد آذر ماه ۱۳۹۱

صبح چهارشنبه ۱۵ آذر ۹۱ کلاس ۴۵ نفره مدرسه ابتدایی دخترانه شین آباد پیرانشهر هشت نفر غایب داشت و باقی دانش آموزان در کلاس درس حاضر شدند، بخاری نفتی کلاس درس شین آباد خاموش بود سرایدار مدرسه سعی در روشن کردن آن را داشت اما غیر استاندارد بودن بخاری نفتی، منجر به خام سوزی نفت و آتش گرفتن کلاس درس شین آباد و سوختگی ۲۶ دانش آموز و فوت دو دانش آموز دیگر شد.

اما آنچه در طی این سال ها بیش از همه در آتش بی توجهی سوخت “قانون” بود و وظیفه مسئولین و همچنان این سوختن ادامه دارد…

سحر حسن پور سرخنی

این خبر را به اشتراک بگذارید :