شکوفه های زیتون– درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی، همه دوستان و بسیاری از دشمنانش را در بهت و غم فرو برد. جمعیت میلیونی تشییع‌کنندگان از هر صنف و قشری و تسخیر مطلق شبکه‌های مجازی در ایام ارتحال وی، سوال بزرگی را به ذهن متبادر می‌سازد.

 

*رمز محبویت هاشمی در چیست؟

هاشمی نزدیک به چهل سال از سوی همه اصناف سیاسی ایران تخریب جدی شده است. این هجم از تخریب، برای محبوبیت که هیچ، حتی برای مقبولیت هم رمقی نباید باقی بگذارد. ترسناک‌ترین کابوس‌هایی که برای شکستن یک سیاست‌مدار می‌تواند کافی باشد را به صورتی پشت سر گذاشته است که پس از آن بایستی از صحنه محو شده و به خاطره‌های تأسف برانگیز می‌پیوست، اما این‌چنین نشد.

اما چگونه هاشمی از تیتر روزنامه‌های دوست و دشمن پایین نمی‌آمد؟ چرا همه حول او به مجادلات سیاسی می‌پرداختند؟ چگونه بارها حتی دوستانش او را پیش خود در عالم سیاست تمام‌شده می‌خواندند اما او دوباره و غافلگیرانه، سرمنشأ تحولات جدید می‌شد و وقایع دهه‌های اخیر را حول خود رقم می‌زد؟ این پیچیدگی شخصیت هاشمی از کجاست؟

غیر از اینکه همه می‌دانستند که هاشمی مرد بحران‌ها بود و در کوره تجربیات سخت و پرتلاطم عصر اخیر همواره در وسط میدان بوده و آهن گداخته گردیده است، غیر از اینکه او یک نابغه سیاسی است و شاید تا سالیان سال ایران همچو او سیاستمداری به خود نبیند، می‌توان گفت هاشمی همانند بزرگان بی بدیلی چون سیدجمال، بهشتی، موسی صدر و امثالهم یک اصلاح‌گر متفاوت است. اصلاح‌گری که جامعه تشنه اوست.

 

*او یک”اصلاح‌گرای سازنده”است نه صرفا یک اصلاح‌طلب بی‌برنامه یا محافظه‌کار ترسو!

نخبگان و تودۀ مردم تا بیاد دارند هاشمی را با آستین‌های بالا زده و در وسط میدان بحران‌ها و مشکلات دیده‌اند. مردم تا به یاد دارند در تمام اتفاقات ترسناک سیاسی مردی با صلابت و عاقل را دیده‌اند که با وجود عواطف قوی خم به ابرو نیاورده است. مردم به یاد دارند در بحران‌ها و غائله‌های اول انقلاب، حضور شیخی جوان که در میان سیاست‌مداران چگونه می‌درخشد! همه به یاد دارند که پس از ترورهای مکرر مسئولین چگونه هاشمی به کمک امام و سایر یاران، کشور را اداره می کرد، همه به یاد دارند که اداره و در نهایت فیصله دادن بحران جنگ طولانی و ویران‌کننده هشت ساله چگونه به دستان او سپرده شد، جنگی که دنیا انتظار سقوط ایران را در آن می‌کشید.

چه کسی می‌تواند بر نقش بی‌بدیل او در حل کردن بحران جانشینی پس از امام سرپوش بگذارد؟ همه می دانند که او اداره سخت‌ترین دولت تاریخ ایران را به دستان خود گرفت تا خیال خام دشمنان مبنی بر فروپاشی اقتصادی-اجتماعی و در نهایت سیاسی جمهوری اسلامی ایران را باطل سازد. کشوری جنگ‌زده با مشکلاتی همچون هزارمیلیارد دلار خسارت جنگ، خزانه خالی، کسری سنگین بودجه، تحریم‌های کمرشکن، پنج استان ویران، صدهاهزار کشته جنگی که باید خانواده‌های آنان را تأمین نمود، صدهاهزار مجروح جنگی که باید درمان و معیشت خود و خانواده‌شان تأمین شود، زیرساخت‌های ویران شده، با درآمد نفتی(راه حیات اقتصاد کشور) بشکه‌ای هفت دلاری که با اندکی کاهش حتی ارزش استخراج ندارد، روابط بین‌المللی حداقلی و تخاصم حداکثری با اکثریت کشورهای مهم جهان و منطقه، کارشکنی‌های داخلی و خارجی و از همه مهم‌تر بخش عظیمی از بدنه اجتماعی که حالا پس از جنگ، دیگر زندگی می‌خواهند.

اما مردم دیدند که هاشمی و دولتش با تمام کاستی‌ها و موانع، چگونه ایرانی را که بیگانگان مرتبا از تاریخ فروپاشی آن پس از جنگ سخن می‌راندند، در مسیر توسعه و رشد قرار داد و چنان سازندگی نمود که رهبر معظم انقلاب در پایان دولت ایشان کارهای تحقق یافته را بیشتر از آرزوهای بزرگ قبلی خواندند:

این دوره هشت ساله، براى کشور، یک دوره بسیار پرکار و پر تلاش و پر عاید و حقیقتاً دوره بازسازى بود. بازسازى براى ما یک آرزو بود. روزهاى بعد از جنگ در آن جلسه‌اى که به دستور امام تشکیل شد، چند نفرى براى طرح خطوط اصلى بازسازى کشور نشستیم؛ به نظر خودمان آرزوهاى بزرگى را در آن نوشته‌ها آوردیم، بحث کردیم و تصور نمودیم، که ان‌شاءاللَّه در طول چندین سال انجام گیرد. آنچه در این هشت سال ریاست جمهورى شما اتفاق افتاده، از آنچه که آن روز ما آرزو داشتیم، بیشتر است و حقیقتاً کشور بازسازى شد .بعد از جنگ، ساختن و راه انداختن کشور، راه انداختن مردم و مشتعل کردن احساسِ کار و تلاش و ابتکار و نوسازى و بازسازى، همّتِ بلند و کار پرمرارتى را مى‌طلبید، که این دولت، این وظیفه را بر عهده گرفت و با موفّقیت انجام داد. (سایت رهبر معظم انقلاب)

هاشمی هر جا که می‌دید انقلاب به انحراف می‌رود، به مبارزه با آن می‌پرداخت ولو اینکه ضربات سختی بر پیکر جان و آبرویش وارد گردد، خط قرمزش حفظ عزت نظام و رهبری بود و با سعه صدر به اصلاح‌گری سازنده می‌پرداخت و در این راه مرارت‌ها و تلخی‌ها او را به قهر و پرخاش و تندی نمی‌کشاند حتی اگر به قول خودش صدای خورد شدن استخوان‌هایش را بشنود. این دلیل آن است که امروز هاشمی دوست و دشمن را به کرنش وا داشته است و آنانی که تا دیروز مستقیم و غیرمستقیم، خودشان یا واسطه‌هایشان، هاشمی را فتنه اکبر، ساده‌لوح، جامانده از انقلاب، خواص بی‌بصیرت، اشرافی، مافیا و پدرخوانده و با هزار تهمت و گناه کبیره دیگر لقب می‌دادند، امروز اقبال شکوهمند مردم و نخبگان را هزار تفسیر ربط و بی‌ربط می‌نمایند.‌ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با کوته‌نظری و تنگ‌نظری مخالف بودند و معتقد بودند باید به مردم آزادی بیان، آزادی قلم و آزادی‌های مذهبی در چارچوب دین مبین اسلام داده شود.

*سیاستمداری برجسته

هاشمی رفسنجانی یک سیاستمدار باتجربه و برجسته بود که از همان ابتدای انقلاب اسلامی به عنوان یکی از پرنفوذترین شخصیت‌های سیاسی جمهوری اسلامی شناخته می‌شد. او با وجود آن که بعد ها یک بار صلاحیتش از سوی شورای نگهبان رد شد و یک بار دیگر مجبور شد که از انتخابات کنار بکشد، همواره سمت‌های مهمی در عالی‌ترین سطوح نظام داشت و یکی از تعیین‌کننده‌ترین چهره‌های نظام در داخل و در خارج از کشور به شمار می‌رفت. هاشمی از جمله دو دوره به عنوان رئیس جمهوری و سال‌ها به عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی فعالیت داشت و نیز تا روز مرگ بر کرسی ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز تکیه زده بود. در زمان حیات هاشمی رفسنجانی از او به عنوان حافظ اسرار مهم نظام یاد می‌شد.

*شبهه و شایعه در مرگ رفسنجانی

هاشمی رفسنجانی در روز یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵ در حال شنا در استخر کوشک متعلق به مجمع تشخیص مصلحت نظام واقع در نزدیکی مجموعه سعدآباد دچار عارضه قلبی شد. عملیات احیاء توسط محافظان حاصلی نداشت و او در ساعت ۱۸:۲۰ پس از ایست قلبی و در شرایطی که علائم حیاتی نداشت به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شد. تلاش بیش از یک ساعته برای احیای وی ناموفق ماند و ساعت ۱۹:۳۰ دقیقه همان روز فوت او اعلام شد.

همان گونه که در حیات رفسنجانی شبهه و شایعه بسیاری در مورد اسرار محفوظ در سینه‌اش و نیز در مورد میزان ثروت او و خانواده‌اش مطرح بود، مرگ او نیز با حرف و حدیث‌ها و شایعه‌های زیادی همراه شده است. نخستین شایعات و اعتراض‌ها از سوی خانواده خود رفسنجانی آغاز شد. از زمان درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی اعضای خانواده او چندین بار علت فوت او را مشکوک اعلام کردند.

چند ماه پس از مرگ هاشمی رفسنجانی، خانواده او نسبت به سرنوشت وصیت‌نامه نیز اظهار بی‌اطلاعی کردند. محسن هاشمی گفت مشغول جستجوست، اما هنوز وصیت‌نامه جدیدی از پدرش پیدا نشده است. فاطمه هاشمی نیز اعلام کرد که خانواده رفسنجانی وصیت‌نامه او را پیدا نکرده‌اند. به گفته خانم هاشمی، اکبر هاشمی رفسنجانی چهار یا پنج سال پیش نوشتن وصیت‌نامه خود را آغاز کرده، اما اکنون اثری از آن نیست.

*رادیو اکتیو در بدن آیت‌الله

هنوز همه جزئیات پرونده در دست بررسی مرگ «آیت الله» در شورای عالی امنیت ملی منتشر نشده است، اما دختر کوچک او، فائزه که از چهره‌های شناخته‌شده اصلاح‌طلبان است، یک ماه مانده به اولین سالگرد پدر به روزنامه اعتماد اعلام کرد که مطابق گزارش شورای عالی امنیت ملی ایران، در کالبد پدرش به میزان ۱۰ برابر حد مجاز مواد و تشعشعات رادیواکتیو وجود داشته است. که فاطمه، خواهرش و عفت مرعشی، مادرش نیز به مواد رادیواکتیو آلود هستند.

فاطمه هاشمی می‌گوید حوله‌ای که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را با آن به بیمارستان بردند نیز به رادیواکتیو آلوده بوده است اما چون جواب آزمایش‌ها را ندارند نمی‌توانند برای درمان به پزشک مراجعه کنند. ما پزشکی را ندیده‌ایم. این گزارشی بود که شورای عالی امنیت ملی داد و چندین بار هم از آن‌ها خواستیم که حداقل برای معالجه، اطلاعات به ما بدهند تا بتوانیم به متخصص مراجعه کنیم. برای آن یکسری آزمایش‌های خاصی هست که هر جایی آن را انجام نمی‌دهند و بیشتر هم مکان‌های امنیتی این آزمایش‌ها را انجام می‌دهند و به همین خاطر ما هیچ اقدامی انجام ندادیم.

*ناگفته‌های مهم محمد هاشمی

محمد هاشمی، برادر اکبر هاشمی رفسنجانی نیز همزمان با اولین سالروز مرگ برادرش، این رویداد را «مشکوک» دانست و گفت: «پزشکان اعلام کردند علت ایست قلبی است اما ایست قلبی علل و عواملی دارد که هیچ‌کس آن را اعلام نکرد و کمیته‌ای که در شورای عالی امنیت ملی تشکیل شد برای بررسی همین موضوع بود. بعد از انجام بررسی‌ها خانواده را دعوت کردند تا گزارش نهایی را بدهند و در آن گزارش گفتند که در بدن ایشان اشعه رادیواکتیو ۱۰ برابر حد مجاز بوده است. اما اینکه چگونه این میزان از حد مجاز فراتر رفته را کسی نمی‌داند و من هم در آن جلسه حضور نداشتم».

وی در مورد این که آیا پرونده آیت‌الله هاشمی در شورای عالی امنیت ملی بسته شده یا نه، اظهار بی‌اطلاعی کرد، اما در مورد این که آیا خانواده از همان شب واقعه درخواست کالبدشکافی کردند یا نه، گفت: نه، تا جایی که من می‌دانم ایشان به جایی منتقل نشدند و کالبدشکافی هم انجام نشد و معاینه بیشتری هم از سوی کسی بعد از فوت ایشان ندیدم. در واقع من وقتی بالای سر ایشان رسیدم دیدم که پزشکان مشغول تنفس‌رسانی و ایجاد شوک در بدنش هستند تا جایی که حتی استخوان‌های سینه ایشان در اثر فشار پزشکان خون مرده شده بود و وقتی من این صحنه را دیدم برایم شوک بزرگی بود و حالت بهت‌زدگی به من دست داد. مدام چشمم را به مانیتور می‌انداختم تا علائم حیات در بدن ایشان را ببینم که وقتی با علائم موقتی روبه‌رو شدم و از پزشک پرسیدم، گفت که این علائم صرفا برای وارد کردن شوک است و حتی از ایشان پرسیدم زمانی که آیت‌الله هاشمی به بیمارستان رسید علائم حیات داشت یا نه که پاسخش منفی بود. تیم احیا بررسی‌های لازم را انجام دادند و گفتند امیدی به بازگشت ایشان نیست و همانجا پیکر را از بیمارستان به جماران منتقل کردند و دو روز بعد هم مراسم خاکسپاری انجام شد. اما به هر حال از آنجا که علت، ایست قلبی اعلام شده و دلیلی برای آن ذکر نشده است جای شبهه وجود دارد و منشأ برخی گمانه‌زنی‌ها می‌شود.

*پرونده مرگ هاشمی رفسنجانی به کجا خواهد رسید؟

از همان روز مرگ هاشمی رفسنجانی شایعات بسیاری در مورد این که محافظان او پیش از مرگش استخر را ترک کرده بودند در میان مردم و برخی رسانه‌های خارج از کشور شایع شده بود. اما امروز خانواده او آشکارا در «مرگ» او تشکیک کرده و به طور تلویحی از وجود توطئه‌ای برای قتل او خبر می‌دهند. هنوز معلوم نیست آیا اراده‌ای جدی برای ادامه تحقیقات در مورد مرگ «مشکوک» هاشمی رفسنجانی وجود دارد یا این که شورای امنیت ملی به ریاست حسن روحانی تنها زیر فشار خانواده آقای هاشمی تصمیم به بازگشایی پرونده گرفته است. به هر روی به نظر می‌رسد این خانواده به نقش شورای عالی امنیت ملی در این زمینه امید بسته‌اند، زیرا محمد هاشمی بر خلاف تحلیل‌گرانی همچون صادق زیبا کلام که می گویند جبهه اصلاحات و اعتدال با مرگ رفسنجانی «یتیم» شده، امیدوار است آقای روحانی با «مشارکت و همدلی» مشکلات مردم را حل کند و از «رفتارهای رقابت‌گونه» رقیبان شکست‌خورده‌اش پرهیز کند. منظور او از «رقیبان» روحانی، احمدی‌نژاد و گروه مخالفان همراه اوست که در ماه‌های اخیر زبان به اعتراض شدید و انتقاد تند علیه دولت و قوه قضاییه گشوده‌اند.


*عفت مرعشی؛همسر آیت الله هاشمی رفسنجانی:

با توجه به فیلم‌ها و کتاب‌ها و مطالبی که همچنان نیز برای تخریب ایشان ساخته یا نوشته می‌شوند، هنوز هم احساس می‌کنم آشیخ اکبر زنده و تاثیرگذار است که این برای من مهم است.

محسن هاشمی رفسنجانی:

با وجود گذشت زمان، مشاهده می کنیم که امروز شاید بیش از زمان حیات آیت الله، تفکر و اندیشه هاشمی در جامعه پویا و تاثیرگذار است و حجم بالای تخریبها، توهین ها و تهمتها علیه ایشان ادامه دارد.

امروز بیش از هر زمان دیگری جامعه ما نیازمند عقلانیت، اعتدال و ترجیح مصالح انقلاب ومردم به منافع فردی و گروهیصوصیاتی که شخصیت واندیشه آیت الله هاشمی رفسنجانی را تشکیل می داد و براساس آن توانست با اعتماد بی نظیر امام خمینی در دهه نخست انقلاب و حمایت ویژه مقام معظم رهبری در دوران سازندگی کشور را از بحرانهای گوناگون عبور دهد.

دو گناه نابخشودنی هاشمی از نگاه افراطیون، تصمیم سازی صلح و بنیان گذاری توسعه در کشور است، در حالیکه این دو دستاورد، ارمغان انقلاب برای مردم و موجب افتخار کشور و مورد تایید امام خمینی و مقام معظم رهبری بوده است، آیا افراطیون فراموش کرده اند که امام در دهه نخست انقلاب فرمود “هاشمی زنده است تا نهضت زنده است “؟ آیا این افراد ناآگاه از یاد برده اند که مقام معظم رهبری در پایان دوران سازندگی تصریح کردند : “هیچ کس برای من هاشمی نمی شود” ؟

امروز و در شرایطی که کشور با تحریمها و تهدیدهای خارجی و مشکلات اقتصادی و اجتماعی داخلی مواجه است، هیچ ابزاری موثرتر از عقلانیت، اعتدال، وحدت و همبستگی ملی نمی تواند ایران اسلامی را از این پیچ تاریخی عبور دهد و این عناصر، ارکان اصلی تفکر آیت الله هاشمی رفسنجانی است. تفکری که مردم با استقبال بی نظیر از حضور ایشان در انتخابات ۹۲، رای معنادار به ایشان در انتخابات خبرگان و تشییع میلیونی و ماندگار ایشان، همراهی و اعتماد خود را بدان اعلام کردند و خدمتگزار رنج کشیده ایران را با حضوری بیاد ماندنی بدرقه کردند. هاشمی زنده است و زنده خواهد ماند، چون قلبهای دهها میلیون ایرانی برای فردایی بهتر می تپد و صلح و توسعه دو آرمان حذف نشدنی این ملت است، انقلاب اسلامی که در آستانه چهلمین سالروز پیروزی آن قرار داریم، انقلابی برای تحقق چنین فردایی برای ملت بزرگ ایران است، فردایی که اگرچه هاشمی در میان ما نیست، اما یاد و تفکرش ، آن را رقم زده است.

* تابلو نوشته‌هایی مانند تجمع فیضیه، به ابهامات دامن می زند

یاسر هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگو با امتداد گفت: در رابطه با فوت مرحوم آیت‌الله هاشمی، ابهاماتی در بطن جامعه و در میان مردم وجود دارد و تصور من بر این است که مسئولین مربوطه، نتوانسته‌اند این ابهامات را مرتفع کنند. در مقابل اما عده‌ای درصددند که به جای ابهام‌زدایی، آن را تقویت کنند. در این راستا هم متاسفانه با تریبون‌هایی که در اختیارشان است و از طریق بنرها و تابلو نوشته‌هایی مانند تجمع فیضیه، به این ابهامات دامن زده می‌شود. این ابهام برای خانواده ما نیز همچنان پابرجا بوده و هست و شاهد هیچ اقدامی هم از سوی مسئولین برای رفع آن نبوده‌ایم.

درباره سخنان اخیر خواهرم، فاطمه هاشمی مبنی بر حضور نفراتی در دفتر وی و هشدار برای قصد ترور آیت‌الله پیش از مرگ ایشان، حتی می‌توانم بگويم که نفراتی هم چنین سخنانی را در حضور شخص مرحوم پدر مطرح کرده و هشدار خطر و مسئله‌ای را به شخص خود آيت‌الله داده بودند.

*استخرفرح وجود خارجي ندارد

مستند هاشمی زنده است اثری ۱۰۰ دقیقه ای از زندگی آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی از آغاز مبارزات سیاسی تا درگذشت اوست که  اولین فیلم بلند علی طادی به عنوان کارگردان هم محسوب می‌شود و در مرکز مستند «سفیرفیلم» تهیه شده است. اما این اثر با حواشی و انتقاداتی خصوصا از سمت وسوی خانواده مرحوم آیت اله هاشمی همراه بود. یاسر هاشمی، پسر کوچک آیت‌ا… هاشمی رفسنجانی، در گفتگو با رونامه آرمان: اطلاعات مستند «هاشمي زنده است» دروغ بود! ساخت این مستند از سوی ارگان‌های خاص به صورت سفارشی ساخته شده بود که بیشتر در جهت تخریب آیت‌ا… هاشمی بود، چرا که گفته شده این مستند جنبه انتقاد دارد اما چنین موضوعی را مشاهده نکردیم چرا که جنبه انتقادی نداشت. متاسفانه صحنه‌ها، تصاویر و اطلاعات دروغ در این فیلم بسیار زیاد بود که حتی پس از مدتی مشخص شد که این فیلم از وزارت ارشاد مجوز نگرفته است. از خانواده یعنی ما، دعوت کرده بودند که در مراسم پخش این مستند شرکت کنیم اما هنگامی که از محتوای این مستند باخبر شدیم در این مراسم حضور پیدا نکردیم و با پخش آن هم به مخالفت پرداختیم.

هرچند خوابیده را می توان بیدار کرد و بیدار کردن کسی که خود را به خواب زده، مشکل است. اما جهت مزید اطلاع شما و شاید برای استفاده در مستندهای بعدی بگویم ملکی که استخر محل جان باختن آیت‌ الله هاشمی رفسنجانی در آن قرار دارد، هیچ ربطی به فرح نداشته است. این استخر ۲۰ سال بعد از انقلاب اسلامی و در سال  ۱٣٧٧ساخته شد و  اساسا در زمان طاغوت وجود خارجی نداشته، چه برسد به اینکه استخر اختصاصی فرح باشد! بعید نیست استناد شما؛ نوشته های تهدیدآمیز چند پلاکارد در قم و یا سخنان چند هتاک معلوم الحال باشد که همزمان با عزاداری مردم سراسر کشور برای ارتحال ناگهانی آیت الله هاشمی رفسنجانی؛ اجتماع می ساختند و با خوشحالی از استخر فرح می گفتند تا از اعجاب جامعه نسبت به ارتحال امین خویش و همزمانی آن با قتل امیرکبیر بکاهند.


باور کنید که هاشمی رفسنجانی رفته است و دیگر برنمی گردد

روزنامه جمهوری اسلامی در مقاله ای به قلم ضیاءمرتضوی نوشت: آقای هاشمی درگذشت و رهبری نظام، نیز که وی را دوست ۵۹ ساله خود خواند، بر جنازه او نماز میت خواند؛ جنازه ایشان نیز پس از تشییع در کنار پیشوا و مراد خود امام‌خمینی و در کنار دوست صمیمی و باوفای خود سیداحمد خمینی، به خاک سپرده شد و تا آنجا که سراغ داریم هیچ کسی در اصل فوت او تردید نکرده است؛ نه کسی درباره او ادعای غیبت و ظهور دوباره کرده و نه کسی درباره او مانند گفته محمود احمدی‌نژاد درباره هوگو چاوز، قول رجعت را داده و نه دانش بشری می‌تواند دوباره وی را زنده سازد!

با این حال در این روزها که دومین سال درگذشت قطعی آقای هاشمی رفسنجانی سپری می‌شود و به‌رغم اینکه ایشان صحنه را ترک کرده و زیر خاک آرمیده است، شاهد رفتارهایی درباره آن مرحوم هستیم که نشان می‌دهد گویا برخی نگران زنده بودن و ظهور دوباره ایشان هستند! نگران آنند که به‌رغم آن همه نشانه و شواهد بر فوت و خاکسپاری آقای هاشمی، ایشان همچنان زنده باشد و باقی در صحنه یا دوباره به صحنه برگردد و مزاحم آنان باشد!

این است که به آن رفتارهای ناشی از احساس وظیفه شرعی که در زمان حیات آن مرحوم، نسبت به وی و نزدیکانش کردند و کم‌وبیش می‌دانیم و نیز به آن همه بی‌اعتنایی در رسانه‌ای که با بودجه‌ای سرسام‌آور از بیت‌المال عمومی اداره می‌شود، بسنده نمی‌کنند و در آستانه سالگرد درگذشت ایشان، از یک سو به نام فیلم مستند که لابد باید مستند به حقایق باشد، با تحریف‌نامه «هاشمی زنده است» به استقبال آن می‌روند و سخن ستایش‌آمیز امام‌خمینی درباره وی را غیرمستقیم به سخره می‌گیرند، و ازسوی دیگر به صراحت، در آن شهر که دیدیم و احتمالا برای آزمودن و تعمیم بعدی آن، از پشت بلندگوی تظاهرات عمومی و طبعا با بهره‌جستن از اموال عمومی، شعار «مرگ بر هاشمی» و دو خدمتگزار شناخته‌شده دیگر سر می‌دهند تا حاضران همه بشنوند و تکرار کنند و به ثواب انجام «وظیفه شرعی» برسند.

در شهر قم که خاستگاه شخصیت روحانی آن مرحوم است، اجازه نصب یک پارچه‌نوشته نیز برای اعلان برگزاری یک همایش محدود در یک گوشه شهر و در محیطی دربسته و کنترل‌شده نمی‌دهند و حتی برخی مسئولان محترم به‌رغم هماهنگی و قرار و اعلان قبلی، به هر دلیل از شرکت و سخنرانی عذر می‌آورند و آن دیگری هم خطاب به جمع فراوانی از علما و فضلا با عصبانیت می‌نویسد که «قرار است چند همایش و به مدت چند سال با محوریت آقای هاشمی رفسنجانی برگزار شود؟ و برگزاری این همایش‌ها را باعث تحریک احساسات و موجب پیدا شدن دوقطبی کاذب در قم می‌شمارد»! بگذریم که حتی سال گذشته نیز که یک مسئول محترم فرهنگی -جزاه‌الله خیر الجزاء-، در قم، سالن تحت مدیریت خود را در اختیار همایش بزرگداشت سالگرد رحلت آیت‌الله هاشمی گذاشت، چگونه تحت فشار و حمله این و آن قرار گرفت!

اینها همه نشان می‌دهد که مرده هاشمی رفسنجانی نیز این قوم را آزار می‌دهد یا از زنده بودن وی ناراحت و نگران هستند و گرنه «مرگ بر مرده» گفتن که عاقلانه نیست. این است که این بنده طلبه و نگارنده ضعیف به سهم خود می‌خواهد اطمینان خاطر دهد که «هاشمی رفسنجانی قطعا رحلت کرده است؛ لطفا باور کنید»!

پس این همه نگرانی و ترس از چیست؟ و چرا در برگزاری یک مجلس یادبود یا همایش و تجلیل از آن شخصیتی که ده‌ها سال از عمر خود را پیش و پس از انقلاب، صرف خدمت به علم و فرهنگ و سیاست و اقتصاد و پیشرفت این کشور کرده مانع‌تراشی می‌شود؟ اگر این عالم مجاهد و این بزرگ‌مرد خردمند، هیچ خدمتی در ده‌ها سال عمر سراسر خدمت خود نداشت جز همان اقدام خردمندانه در بهره‌جستن از عقلانیت و نفوذ کلمه خود در احیای نام صدیقه کبرا(ع) و نشان دادن جای قریه فدک در سرزمین وهابیت‌زده حجاز و نوشیدن مومنانه از آب آن و ثبت دوباره قصه پرغصه بانوی آب، سلام‌الله علیها، در تاریخ، آیا جای شرمساری نیست که کسانی از سر احساس «وظیفه شرعی» پس از مرگ او نیز آن گونه که اشاره رفت، به جای درود و سلام، شعار «مرگ» بر او سر دهند و با سکوت تاییدآمیز دیگران روبه‌رو شوند؟! و کسانی به حرمت نگاه برخی تنگ‌نظران بهانه‌جوی واقعی یا خیالی، اجازه تبلیغ از یک همایش که اتفاقا برخی مسئولان در آن سخن می‌گویند ندهند؟

به هر حال، آنچه به شخص آیت‌الله هاشمی رفسنجانی برمی‌گردد این است که نه آن روز که مخالفانِ وی را دشمن پیغمبر(ص) شمردند، بر حقیقت شخصیت او چیزی افزوده شد و نه آن روز که صلاحیت او را برای خدمتگزاری در نظامی که خود از بنیان‌گذاران آن بود، رد کردند، چیزی از حقیقت شخصیت او کاسته شد و نه این روزها که با مجلس یاد و بزرگداشت او نامهربانی می‌شود و علیه او شعار داده می‌شود، پرونده خدمات او در پیشگاه خداوند سبک می‌گردد و نه در چشم و دل مردمان دوستدار او با این حرکات خللی پدید می‌آید.

حمیدشفایی-سحرحسن پور سرخنی

این خبر را به اشتراک بگذارید :