شکوفه های زیتون- کتابخوانی معیاری برای شناخت فرهنگ عامه است. هر اندازه ملتی کتابخوان باشد، میتوان به نرخ سواد در آن کشور پی برد. هر اندازه ملت کتابخوان باشد،  میتوان به رواج فرهنگ علم ورزی و اقتصاد دانش بنیان آگاه شد. هر اندازه ملتی کتابخوان باشد، می توان به رونق صنعت نشر و انتشارات پی برد.

کتاب، کالای فرهنگی و اثرگذاری است که همچنان در هزاره سوم، ارمغانی شگفت انگیز از هزاره دوم به شمار می رود. کتاب چه در وضعیت سنتی و چه در عرصه کتاب دیجیتالی، رسانه ای تاثیرگذار و فراموش نشدنی بوده و عیار خوبی برای تامل بر فرهنگ یک جامعه و جامعه شناسی خودمانی است.

خرید یک کتاب حتی در روزگار گرانی کاغذ و ارز چهار هزار و اندی دولتی، کار دشواری به اندازه خرید پیتزا پپرونی ۴۵ هزار تومان نیست! گاها خرید یک کتاب و مطالعه دقیق آن، توانسته راه و رسم زندگی و کسب و کار فرد یا گروه یا مجموعه ای را دگرگون کند و فرصت های طلایی بسیاری را فرا روی آنان قرار دهد. مثلا با خرید یک کتاب ۵۰۰ صفحه ای تحلیل تکنیکال و بنیادی بازار بورس ایران حتی اگر شما در سطح دیپلم دبیرستان سواد داشته باشید، میتوانید فرصت ورود عالی به بازار بورس ایران با صدها شرکت در ده ها گروه صنعتی و خدماتی را پیدا کرده و سرمایه خود را به طور چشمگیر سودآور کنید.

کتاب«نخوانی» مردم علی الخصوص دانشجویان، دانشگاهیان، فارغ التحصیلان دانشگاه، روش و نظام استاد شاگردی در دانشگاه های کشور و همچنین رکود اقتصادی و تبانی نانوشته موجب شده، تا ناشران بر تعداد عناوین اضافه نمایند و از تیراژ کتاب به اندک شمارگانی همچون پانصد نسخه قانع باشند. به لسان دیگر، فارسی نویسان زیاد شده اند ولی فارسی خوانان اندک؛ کتاب بنا داشت تا منزلت اجتماعی انسان ها را تغییر دهد، رفتار و منش ما ایرانیان را در مراودات روزمره دگرگون کند و حال ما را به بهترین حال تبدیل نماید. فرزندان ما را هوشیار، امیدوار و دانشگاه و دانشجویان ما را متحول کند، ولی پدید آورنده کتاب یعنی مولف، مترجم، نویسنده، مخاطب، کتاب خوان، ناشر،تیراژ، موزع و فروشنده خود به بدترین حال دوران دچار شده اند. «آناتول فرانس» زمانی گفته بود: کتاب افیون غرب است اما تیراژ ۵۰۰ نسخه کتاب برای ۸۱ میلیون ایرانی نشانگر آن است که کتاب افیون ما ایرانی ها نیست. ما را چه شده است که کتاب دیگر درمانگر و شفابخش آلام و دردهای ما نیست ؟خواننده ایرانی، جوان دانشجو و دانش آموز تحصیل کرده با کتاب ناسازگار و به این یار مهربان بدبین و به کتاب و نویسنده آن اعتماد نمی کند.


آسان خواری و نمره خواری برای گذراندن واحدهای درسی از آفات استاد و دانشجو و نبود نظام استاد شاگردی در دانشگاه ها یکی از عوامل رکود کتاب خوانی در کشور است.


گرچه جرم و گناه مردم دیارمان شفاهی بودنمان است ما اهل  خواندن و مداقه نیستیم، فرهنگ دیارمان زبانی، گوشی و دهن به دهن است که امروزه به مدد اینترنت و شبکه های اجتماعی مثل«فیس بوک، توئیتر، اینستاگرام» و پیام رسانی دیجیتالی همچون«وایبر،لاین، تلگرام ، واتس آپ و…..» همانند رودخانه سطح اطلاعات مردم افزایش و عمق آن کاهش و موج فزاینده نوشتن مطالب کم عمق، و پیامهای بی خاصیت در حوزه های مختلف از جمله سیاست و فرهنگ در حوزه دیجیتال فراوان شده است. از سوی دیگر ماهواره، تلویزیون، لوح های فشرده ،pdf، به کتاب خوانی لطمه فراوان زده است. ملت ما برخلاف سایر ملل مترقی جهان ترجیح داده کتاب را از سبد خرید خانگی خویش حذف کنند. هنگامی که به اماکن عمومی از جمله فرودگاه ، قطار، اتوبوسرانی ،مطب پزشک و پیرایشگاه می روند، همانند آدم های جادویی و بهت زده، بروبر نگاه های خشک و بی روح را به یکدیگر حواله می کنند. مردم احساس و آرامش خاطر ندارند و مدام فکر و ذهن آنان در اشغال خانه، مسکن، اجاره، وام، نوسان ارز، طلا، بیکاری و اشتغال، زدوبند افراد، رانت خواری و یا کنوانسيون پالرمو و یا CFT و انواع سلطان های جورواجور، کمیاب و نایاب است. بخشی از مردم ما به کسب آگاهی و دانش علمی خویش بی خیال و بی تفاوت شده اند، و بخش دیگری از جامعه تصور می کنند داشته ها و دانسته های آنان کافی است و نیاز به دانستن های جدید ندارند. چهارهزار و ۵۰۰ ناشر فعال و حدود سه هزار و ۴۰۰ کتابخانه کشور گرچه قلیل و ناچیز است اما همین اندک هم از قشر کتاب خوان و کتابخانه، که حافظ تاریخی هر کشور هستند تهی است.


فرهنگ هدیه در ایران، کتاب نیست. بازار هدیه «gift» چه در نوروز، و چه اعیاد و مناسبتها مختلف سال، جوراب ، روسری، ادکلن، سکه ، عطر، ساعت، شکلات وآجیل است. کتاب هدیه کم بها، بی ارزش و هدیه نازل و بنجل تلقی می شود.


نظام عرضه و تقاضا کتاب در ایران در خور تامل شایسته است، این زنجیره زمانی می تواند به هم پیوسته و ناگسستنی باشد که فرایند آن بدرستی طراحی، تبیین و عملیاتی شود. اولین مسئله، مخاطب شناسی است؛ آحاد یک جامعه باید در زنجیره مخاطبین و گروه های هدف قرار گیرند. طبقه بندی و سنجش ذائقه حدود ۸۰ میلیون ایرانی ، تولید و چگونگی مصرف این کالای فاخر و مناسب باید در همان اوان کودکی در خانه و مدرسه تبدیل به یک عادت شود. لذت کتاب خوانی باید با یک سیر تکاملی از دبستان، دبیرستان و دوران دانشگاهی نهادسازی شود. نظام آموزش و پرورش و دانشگاهی ما مبتنی بر کتاب خوانی پی ریزی نشده است. جزوه نویسی، جزوه برداری و کپی برداری از جزوات یکدیگر جایگزین منابع اصلی کتاب شده است.

آسان خواری و نمره خواری برای گذراندن واحدهای درسی از آفات استاد و دانشجو و نبود نظام استاد شاگردی در دانشگاه ها یکی از عوامل رکود کتاب خوانی در کشور است. در کشوری که بیش از سه میلیون دانشجو دارد تیراژ ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ تایی عناوین کتب منتشره فاجعه بار است. مسئله بعدی نقش مولف، مترجم و نویسنده است. کمیت عناوین بشدت افزایش یافته ولی تولید آثار فاخر اندک و قلیل است. نویسندگان و مترجمان  معلوم نیست برای چه گروه و قشری می نویسند؟ مخاطبین به فراموشی سپرده شده اند. هدف فقط تولید و چاپ اثر است و لاغیر، ناشر یکی از اجزا و حلقه وصل نویسنده و مخاطب است. زمانی ناشرین در چاپ و انتشار تالیف یا ترجمه به وزن نویسنده، محتوی و مخاطب شناسی توجه ویژه داشتند. آرزو و تلاش آنان برای آن بود تا تیراژ چند ده هزاری را روانه بازار کنند و انتظار چاپ های دوم و سوم…. را بر بازار کتاب و در حلقه پخش و کتاب فروش ها مدیریت می کردند.

امروزه ناشران همانند قشر فرهیخته پزشکان و وکلا از اقشار ممتاز تلقی می شوند و در امور بساز بفروش برای چرخه زندگی شان ورود کرده اند. حرارت نخواندن کتاب توسط مردم سبب شده تا ناشرین هم ذائقه مخاطبین را درست تشخیص ندهند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی متولی مدیریت برمخاطب، ناشر و نویسنده می بایست وظیفه مندی خویش را برای این امر خطیر بازخوانی و بازنگری کند. فرآیند پیچیده اجازه نشر و ممیزی«سانسور» می تواند کمی تلطیف شود. گرچه سانسور نمی تواند علت اصلی کاهش تیراژ و کتاب خوانی در ایران باشد سایر متغیر های تاثیر گذار همچون گرانی کاغذ، تولید و عرضه کتاب را غیر اقتصادی کرده است و از سویی فرهنگ هدیه در ایران، کتاب نیست. بازار هدیه «gift» چه در نوروز، و چه اعیاد و مناسبتها مختلف سال، جوراب ، روسری، ادکلن، سکه ، عطر، ساعت، شکلات وآجیل است. کتاب هدیه کم بها، بی ارزش و هدیه نازل و بنجل تلقی می شود. مثنوی، شاهنامه و حافظ نفیس با جعبه شیک و مجلسی هم توان مقابله با هدایای کادو پیچ شده دیگر را ندارد، زیرا عکس العمل هدیه گیرنده کتاب هم نامعلوم و نامشخص است. امید کتاب به کتاب خوانان آینده است زیرا تمدن اسلام و فرهنگ ایران باستان ما مبتنی بر کتاب بوده است، ما تنها دین و مذهبی هستیم که معجزه آن کتاب و تحکمش« اقرا» بخوان و بزرگ ترین ستایش خدایش، «ن و القلم ومایسطرون» است. کتاب نخوانی ویرانگر سرمایه انسانی، تقابل و تمدن ستیزی ناخودآگاه یک ملت با شناسنامه، پیشینه و گذشته خویش است. خانه، مدرسه، دانشگاه موظفند فضای کشور را با عطر کتاب فرهنگی نمایند.

مدیرمسئول هفته نامه شکوفه های زیتون

 

این خبر را به اشتراک بگذارید :