تاریخ انتشار: پنج شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۷ | ۱۰:۵۱ ق.ظ
اهالی انجمن فرهنگ و ادب شهرستان رودبار در گفتگو با شکوفه های زیتون: در دیار خود غریب هستیم
از گذشته های بسیار دور، زمانی که انسان با پدیده های ناشناخته و عجیب روبه رو می شد، به دنبال چاره ای بود تا راهی برای آرامش روح و رفع نیازهای فطری خود به معنویت و زیبایی بیابد. تا این که به تدریج آموخت که از طریق آیین های پرستش و با توسّل به صوت و کلام و آواهای موزون و ادبیات آهنگین می تواند به مقصود خود برسد.

شکوفه های زیتون– از گذشته های بسیار دور، زمانی که انسان با پدیده های ناشناخته و عجیب روبه رو می شد، به دنبال چاره ای بود تا راهی برای آرامش روح و رفع نیازهای فطری خود به معنویت و زیبایی بیابد. تا این که به تدریج آموخت که از طریق آیین های پرستش و با توسّل به صوت و کلام و آواهای موزون و ادبیات آهنگین می تواند به مقصود خود برسد.

هنر نیز چون مذهب و ادبیات، از گذشته تا به حال، جزء ارکان اصلی زندگی بشر و در پیوند مستقیم با آیین ها و باورهای دینی بوده و از آن جا که همواره آدمی با آفرینش آثار هنری، احساس شعف و لذّت می کرده با زندگی وی درآمیخته است.

هنر، انتقال عواطف و احساسات هنرمند به انسان است. هنرمندان چیره دست، قادر بوده اند در آثارشان، عواطف و تجربیات خود را به صورتی آشکار کنند که باعث برانگیخته شدن احساسات مخاطب شود و با ایجاد عواطف مشترک با مخاطبان، ارتباط و پیوندی معنوی برقرار کنند. هنرمند، با ذهن پویای خویش، آثاری تازه می آفریند تا دریچه ای از دنیایی متفاوت را در مقابل چشم بینندگان بگشاید. هر جامعه ای می تواند از طریق بهره گیری از هنر خوب و سالم، با وجود تفاوت های زبانی و فرهنگی، با همه مردم دنیا و در همه زمان ها، ارتباط و پیوند برقرار کند و با زبان هنر، که زبان مشترک و قابل فهم همگان است، به زندگی در جهان هستی، که جلوه ای از ذات حق است، معنا و مفهومی عمیق ببخشد.

مصاحبه با بزرگان عرصه هنر، فرهنگ و ادب همواره مالامال از حلاوت ها، گفته ها و ناگفته هایی است که از دل برخاسته و بر دل می نشیند. فرصتی دست داد و مجالی مهیا شد تا یک بار دیگر با اهالی انجمن فرهنگ و هنر شهرستان رودبار به گفتگو بنشینیم و از سفره ی گشوده دل هنرمندان توشه ای مهیای دوستداران حدیث دل کنیم. باشد که برگی بر اوراق فرهنگ و هنر این آب و خاک افزوده و دینی در قبال هنرمندان ادا گردد.


 هنر در شهرستان ما با وجود وسعت زیاد آن غریب جلوه داده شده است


محمد علی محمدی دوگاهه، مسئول انجمن شعر و ادب شهرستان رودبار هستم که سابقه ۲۷ سال فعالیت در این زمینه را در کارنامه خود دارم. بعد از فترتی ۹ ساله از چهار عزیزی که بعنوان مسئول انجمن فعالیت می کردند کمال تشکر را دارم.

هدف ما اعتلای هنر و شناساندن استعدادهای هنرمندان شهرستان رودبار با الویت قرار دادن جوانان و نوجوانان و آشنایی هر چه بیشتر آنان با هنر است ما نیز بعنوان پیشکسوتان این عرصه در خدمت این عزیزان بوده و هستیم تا بتوانیم انجمن و فعالیت های آن را در سطح شهرستان نهادینه کنیم.

در سال های قبل به دلیل نبود یک تشکل منسجم بسیاری از هنرمندان شهرستان شناخته نمی شدند اما امروز به لطف وجود این انجمن این امکان مهیا گردیده است.

تمامی هنرمندان از جای جای شهرستان در این انجمن، فعالیت دارند که قصد داریم کانون هنرمندان شهرستان را با حضور این عزیزان، در تمامی رشته ها تشکیل دهیم.

هدف اولیه این کانون شناساندن و معرفی هنرمندان به مردم شهرستان است. انجمن ما نو پاست و نیازمند حمایت مردم بزرگوار و مسئولین محترم و رسانه ها است. در حال حاضر آموزش و پرورش و همچنین مجتمع سینمایی شهرستان رودبار ما را همراهی می کنند که از آن ها کمال تشکر را داریم با این وجود برای برداشتن قدم های بهتر نیازمند توجه تعداد بیشتر مسئولین هستیم.

هنر در شهرستان ما با وجود وسعت بسیار آن غریب جلوه داده شده که این امر موجب تاسف است. بسیاری از هنرمندان شهرستان در سطح کشوری مطرح هستند و ما امروز به تازگی آنان را می شناسیم.

شهرستان رودبار با قدمت ۸۰۰۰ ساله جزء بزرگترین سازندگان و تزیین کنندگان طلا در جهان بوده است که شاهد این مدعا جام مارلیک کشف شده در شهرستان است. این خود نشان دهنده جایگاه والای هنر نزد مردم این دیار از گذشته بوده است.


مسئولین صدای خفه شده هنرمندان رودباری را به گوش مردم برسانند


شاعر آنست که درد دل مردم گوید     کی توان کند دل و جرات چون مرا شاعر گفت

شاعری پیش نیازش بود احساس ظریف،      باید در مشکل و با راحتی خاطر گفت

محمد مهرآیین: بنده در ابتدا با نام رجب عبدالهی دارستانی مشغول به فعالیت بودم که بعد از تغییر اسم، با نام فعلی شناخته می شوم. حضور در انجمن هنر در طول سال های متمادی در شهرهای مختلف از افتخارات بنده می باشد. هنر شعر و موسیقی وابسته یکدیگرند و اگر از هم جدا شوند می میرند. مشکلی که با آن مواجهیم پراکندگی هنرمندان از یکدیگر است که کار ما را با سختی روبرو می کند. امیدواریم مسئولانی انتخاب شوند که پیگیر هنر و دغدغه این مسیر را داشته باشند. از اشخاصی که مسبب فعالیت انجمن شدند کمال تشکر را دارم چرا که ما را از بی تفاوتی دورنمودند. بسیاری از هنرمندان این دیار در جای جای کشور همچنان در گمنامی به سر می برند. برداشتن قدمی برای شناساندن این عزیزان موفق به مردم بسیار مفید خواهد بود.

در تلویزیون گیلان قریب به اتفاق برنامه ها مربوط به مردم تالش زبان استان است و در مقابل هیچ هنرمندی از شهرستان رودبار اجرای برنامه در شبکه استانی را برعهده ندارد و این باعث تاسف ماست. از متولیان امر می خواهیم که صدای خفه شده هنرمندان شهرستان رودبار را بار دیگر به گوش مردم گیلان برسانند.


شهرستان رودبار ظرفیت تبدیل شدن به یک شهرک سینمایی را دارد


حمید پورکان: بنده کار فرهنگی و هنری خود را از سال ۵۲ با فراگیری موسیقی نزد استاد عزیزم آقای غلامرضا ورعی، آموزش پانتومیم نزد آقای ظریف بانی و ناصر هنرور که موسیقی دان و یکی از فعالان عرصه هنر نمایشی بودند آغاز نمودم. هنرهای نمایشی را نیز نزد مرحوم شادروان استاد سمندریان فرا گرفتم. در طول ۴۰ سال سابقه هنری خود خوشحالم که توانستم هنرجویانی مانند آقای بامدادی و بابک برهانی را به عرصه فعالیت برسانم که امروز صاحب موسسات فرهنگی و هنری در سطح ایران هستند.

متاسفانه در شهرستان هنرمندان بیش از حد اسیر مسائل سیاسی شده اند. شهرستان رودبار ظرفیت تبدیل شدن به یک شهرک سینمایی را دارد همانگونه که در آثاری مانند شیخ بهایی، زیر درختان زیتون ، ملک سلیمان، ماه خوبان، سینمایی دل بی قرار این توانایی مشخص شده است. ظرفیت های والای شهرستان رودبار از نظر داشتن قومیت های مختلف و پتانسیل آثار هنری مشخص است. آنچه ما کم داریم نگاه و حمایت مسئولین است. دستان ما از نظر داشتن جاذبه هنری ، استعداد ها، پتانسیل و مردم هنر دوست در شهرستان پر است.

در شهرستان رودبار هنرمندان بسیاری با آثار قابل عرضه و ارزنده داریم اما متاسفانه شاهد جایگزینی هنرمندان اسالم و ماسوله به جای هنرمندان شهرستانی هستیم. ما هنرمندان همیشه فریاد می زنیم مردمی هستیم لطفاً مسئولین نیز ما را در منگنه قرار ندهند.

انجمن نمایش شهرستان پس از ۱۷ سال خاموشی به کمک فعالان و مسئولین فعال در این عرصه خصوصاً دوستان انجمن نمایش استان دوباره شروع به کار کرده است و اکنون در قالب تکمیل این انجمن ها تصمیم بر فعال نمودن خانه فرهنگ و هنر و رسانه در شهرستان داریم.

مفتخرم مژده دهم پس از ۱۸ سال فعالیت در زمینه ساخت و طراحی عروسک های زیتون که جز آثار ادبی و هنری ایران است توانستیم رتبه دوم بعد از عروسک پلنگ آسیا بین ۱۸۰ طرح را کسب کنیم و به امید خدا در برنامه آتی قصد داریم این آثار را روی آنتن ببریم. در این مسیر متاسفانه با بی مهری های متولیان امر  در استان روبرو شده ایم و در مقابل شاهد پیشنهاد همکاری سایر استان ها هستیم.

تنها دلگرمی بنده برای ادامه دادن این راه و ماندن در وادی هنر، فرهیخته و هنر دوست بودن مردم شهرستان رودبار است. در دوره هایی که نماینده شهرستان، فرماندار، امام جمعه شهرستان و رئیس فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایتگر و اهل هنر بوده اند رشد فرهنگی هنری قابل توجهی را تجربه کرده ایم. خوشبختانه به تازگی در دیداری که با حجت الاسلام سید محمدی داشته ایم شاهد پیگیری هایی از جانب ایشان خصوصاً در رابطه با موضوعاتی مانند اجرای نمایش و موسیقی اقوام محلی بودیم که تاکید ایشان باعث مسرت ما بود. متاسفانه فرماندار وقت شهرستان جناب آقای میرغضنفری با این که خودشان اهل هنر و شاعر بودند اما چیزی به عنوان تدبیر و امید ندیده ایم و همین مسائل سبب مهاجرت بسیاری از هنرمندان ما از شهرستان شد.

هنر زیباست، هر پلیدی و زشتی نباید هنر نامیده شود، هنر حقیقت است و پرتوش حق را نشان می دهد پس هر کذب و دروغی هنر نیست، هنر موثر و تحول زاست پس آنچه که بی تاثیر باشد واپسگراست و اگر تحولی ایجاد نکند هنر نیست، هنر باید هدایتگر به سوی معرفت باشد و هرچه که فاقد این اوصاف باشد هنر نیست. هنر محبت و عشق است عشق به زیبایی ها لذا در هنر چیزی جز عشق نمی بینیم. هنر کمال است و بسوی کمال هدایت می کند. من بعنوان یک هنرمند رسالتی دارم که بزرگان به من آموختند؛ ابتدا فراگیری و آموزش و در مرحله بعد اجرا و به منصه ظهور گذاشتن آثار و تولید خود. مسلماً آنچه را فرا گرفتی امانتی بوده و باید به دیگران انتقال دهی. هیچ جامعه ای در دنیا پیشرفت و توسعه پیدا نمی کند مگر اینکه متولیان و مسئولان آن به فرهنگ و هنر بها داده باشند.


فضای مجازی بسترساز انتقال تجربه بین هنرمندان شهرستان بود


مجتبی بزرگمهر: بنده چند سالی است در وادی شعر در حال فعالیت هستم و این هنر را نزد استاد غروی فرا گرفتم. به نظر من برای پیشرفت کمی و کیفی مسئله فرهنگ و هنر اولین گام، انسجام است که جز مسائل مهم و ریشه ای هر جامعه ای می باشد. ما توانستیم به لطف فضای مجازی یک گروه از هنرمندان شهرستان رودبار تشکیل دهیم و بدین وسیله با این عزیزان و آثارشان آشنا شویم. اتفاقی که کمک کننده، سبب انتقال تجربه و یادگیری است. شناساندن هنرمندان به مردم سبب سوق دادن جوانان به این مسیر است. امیدواریم در کنار وحدت و همدلی و حمایت مسئولین و مردم، سطح کمی و کیفی هنر شهرستان ارتقا یابد.


در خاتمه یک قطعه ای از طرف جامعه هنرمند به مردم شریف رودبار تقدیم می کنم


به چه خرم سرزمین است رودبار            مهد فرهنگ وزین است رودبار

شهر زیتون شاهسار سربلند               بحر گیلان، چون نگین است رودبار

علی فتحی:

موسیقی غذای روح است

بنده در زمینه آواز مشغول به فعالیت هستم. در ابتدا نزد استاد علی اکبر سقفی و سپس در محضر استاد چنگیز کاکاوند این هنر را فرا گرفتم. همانگونه که غذای جسم دارای اهمیت است برای غذای روح نیز باید ارزش قائل شد. موسیقی غذای روح است و ما هنرمندان این عرصه در برابر دیگران خصوصاً فرزندانمان مسئولیم چرا که باید موسیقی خوب برای روح آنان در نظر بگیریم و در راه نیل به این مقصود موسیقی سنتی را نسبت به موسیقی غربی رواج دهیم. این کار مستلزم گذر زمان است چرا که موسیقی ایرانی بسیار غنی است و به سان اقیانوسی می ماند. فرد از کودکی باید به آرامی با این موسیقی خو بگیرد نه اینکه به ناگهان با اثری مانند آثار استاد شجریان روبرو شود.


منع استفاده از نی در مساجد و در زمان مداحی ها از مشکلات ما است


حامد فتحی: بنده ۳۴ سال دارم و به دلیل علاقه ای که به ساز نی دارم از سن ۱۳ سالگی موسیقی و فعالیت در این رشته هنری را آغاز نمودم از جمله سبک هایی که کار کرده ام سبک حسن ناهید، کیانی نژاد و استاد حسن کسرایی بودند. از شاگردان قدیم آقای سهراب باقری، آقای علی بهاری ، آقای آرش ابوترابی و آقای شیری بوده ام. در مراسمات سنتی مانند تعزیه شرکت میکنم و در زمینه مداحی نیز فعالیت دارم. یکی از مشکلاتی که در زمینه فعالیتی خود با آن روبرو هستم موانعی است که بر سر استفاده از نی در مساجد و در زمان مداحی ها است که امیدوارم راه حلی جهت حل این موضوع ایجاد شود.

من با یک قطعه شعر سخنم را به اتمام می رسانم.

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد            نقش هر پرده که زد راه به جایی دارد

عالم از ناله ی عشاق مبادا خالی                که چه خوش آهنگ و فرح بخش صدایی دارد


رسانه ها سبب آشنایی بیشتر مردم با هنر هستند


اسماعیل غروی: متولد ۱۳۲۹ هستم. از کودکی علاقه به شعر و موسیقی داشته ام و نزدیک به ۵۰ سال است که در این حرفه فعالیت دارم. اغلب، اشعار عاشقانه در سبک غزل می سرایم. در محضراستادانی همچون محمود مشرف آزاد تهرانی، استاد قاصد و دکتر محمودی فن شعر را آموختم. دفتر حوزه هنری در شهرستان رودبار که در گذشته فعالیت داشت به دلیل ثبت نشدن تعطیل شد و در حال حاضر چند سالیست شهرستان فاقد دفتر حوزه هنری است. رسانه هایی مانند شکوفه های زیتون سبب آشنایی بیشتر مردم با هنر است.


 شهرستان رودبار دچار بی توجهی آزار دهنده به هنر است


مریم جعفری کلورزی: بازنشسته دبیری ادبیات و نویسنده کتاب «رد پای تجربه در زیر درختان زیتون» هستم که در آن تجربه ۳۰ سال معلمی خود را به تحریر در آورده ام. انگیزه قدم گذاشتن در مسیر ادبیات را ابتدا استاد معلم زاده در دوران دانش آموزی در من ایجاد نمودند و سخنانشان برای طی این مسیر تاثیر گذار بود.دغدغه ام این است که ادبیات را تا جایی که می توانم بیاموزم و به دانش آموزانم نیز انتقال دهم. در زمان تدریسم مشکلاتی از قبیل مسائل مالی دانش آموزان را شاهد بودم که مانعی جهت مطالعه بعضی از آنان بود. شهرستان رودبار با وجود این همه هنرمند و هم حسی های قشنگ دچار بی توجهی های آزار دهنده به هنر است.

سارتر بزرگ می گوید در هنر و ادبیات گرچه نان نیست ولی شراب زندگی است. گردهمایی هنرمندان رزق روح ما را تامین می کند و سبب کنار آمدن آسانتر با دغدغه های امروزه مان می شود. به شخصه تاثیر مستقیم هنر و حضور و دیدار با هنرمندان را در زندگی ام شاهد بوده و هستم. ما در وسیع ترین شهرستان استان گیلان حضور داریم و متاسفانه وسیع ترین مشکلات را نیز در زمینه هنر شاهدیم. امیدواریم کسانی که توانایی حرکت جهت بهبود شرایط را دارند مسئولیت را دست گرفته و هنر را پرورش دهند. افتخار من این است که همیشه در حال یادگیری هستم و این یادگیری رزق روح من است.


شهرستان رودبار فاقد جایگاهی جهت عرضه آثار هنرمندان بومی است


رقیه رحمتی: از کودکی اولین قدم ها برای نویسندگی را با نوشتن انشا آغاز نموده ام و در ادامه راه با شرکت در جشنواره های مختلف به این مسیر ادامه دادم.

در سال ۷۷ با نوشتن رمان «مرگ محبت»که اثری برخواسته از دل بود نویسندگی را به صورت حرفه ای آغاز نمودم که البته چاپ و انتشار آن به سال ۸۶ انجامید. بخت یار بود و در عرض سه ماه این این کتاب پر اشکال با تیراژ ۱۰۰۰ نسخه به فروش رسید و درخواست چاپ دوم برای آن ارائه شد. در سال ۸۹ کتاب غروب گلایه برای چاپ نوشته شد که به دلایلی تا به امروز به صورت کامل به فروش نرفته است. امروز که ما در آستانه جشن چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران هستیم باید عرض کنم که مردم مهمترین پشتوانه این حرکت بوده و هستند. مردم فرهیخته ایران توانستند با دلی زلال و دستانی پاک و ذهنی باز پس از شهدا این انقلاب را رهبری کنند. هشت سال جنگ تحمیلی ایران مشخصاً به دلیل فرهنگ غنی مردم این کشور به پیروزی رسید و این نشان دهنده جایگاه مهم این امر است. کاش همه مسئولین دست به دست هم دهند، همراه این مردم و با استفاده از هنر که ریشه یک جامعه است مشکلات را مرتفع نموده و قدمی در راه پیشرفت بردارند. کم توجهی مسئولین شهرستان سبب شده که هنر در این دیار به خواب رود. این اندک جنب و جوش نیز از سوی خود هنرمندان است که صورت میگیرد.

سال هاست فریاد میزنم با مشکلاتی در مسیر چاپ و انتشار کتاب هایم روبرو و نیازمند کمک برای این کار هستم اما پاسخی دریافت نمی کنم. به سهم خود یک گام برای ارتقا فرهنگ این شهرستان برداشته ام اما در مقابل شاهد هیچ همراهی ای نبوده ام. همین امر سبب می شود تا بیگانه وارد شده و از شرایط سو استفاده کند. ما هنرمندان هیچگونه شرایطی را برای دریافت تسهیلات جهت فعالیت های هنری نمی بینیم. همانطور که اشتغالزایی در سایر زمینه ها دارای اهمیت است کمک به رشد هنر و فرهنگ نیز از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است. هنرمندان ما برای ثبت آثارشان با مشکلات عدیده ای روبرو هستند. آثار به ثبت رسیده هنرمندان ما هیچ جایگاه اختصاصی برای عرضه در شهرستان ندارد، که این موضوع ارتباط مستقیمی با سطح مطالعه شهرستان دارد. در ساختمان ارشاد رودبار قسمتی است که در اختیار نهاد بازنشستگان کشوری قرار گرفته در صورتی که ساختمان ارشاد هیچ ارتباطی با دفتر بازنشستگی ندارد. اگر همین مکان در اختیار هنرمندان جهت عرضه آثار هنری شان به مردم قرار گیرد بسیار تحسین برانگیز خواهد بود. امکان ارائه آموزش های فنی به کارآموزان هنری در شهرستان بسیار محدود است.

موضوع دیگر این است که چرا آثار هنری نویسندگان و هنرمندان شهرستان ما در جمع هدایای اهدایی مسئولین به برندگان عرصه های مختلف قرار نمی گیرد؟ بسیار زیبا و ارزنده است که در کنار قرآن عظیم الشان آثار هنرمندان این دیار نیز به عنوان هدیه به منتخبان مراسمات مختلف قرار گیرد. عملکرد اداره فرهنگ و ارشاد چشمگیر نیست چرا که این اداره نیز مورد بی مهری مسئولین ارشد قرار گرفته است. از هنرمندان شهرستان دعوت می کنم حال که مسئولان کم لطفی می کنند ما خودمان فعالیت ها را پررنگ تر نماییم. اگر هنرمندان با یکدیگر هماهنگ شده و انسجام پیدا کنند و مانند یک رود جاری شوند مسلما می توان کارهای قابل توجهی را انجام داد. گویند سنگ لعل شود در مقام صبر، آری شود لیک به خون جگر شود.


رودبار؛ شهر غم زده


علی اسماعیلی: از سال ۸۸ فعالیتم در حوزه شعر را آغاز نمودم همچنین کتابی در همین زمینه با عنوان «چمدانی که بی تو بر می گشت» به چاپ رساندم. باید عرض کنم رودبار شهر اندوهگینی است و این اندوه در لحظه ورود به این شهر نیز خودنمایی می کند. در سینه خود هزار ماتم دارد، خندیدن بی بهانه را کم دارد، بر پیکر نازکش کسی هک کرده، این شهر همیشه حالت غم دارد. تبعات اتفاق تلخ زلزله سالهاست کماکان دامن این شهر را گرفته است. چیزی که مسلما می تواند اندوه را از این شهر برهاند ذات مقدس هنر است. شاید تصور عامه مردم این باشد، شاعر کسی است با موهای ژولیده که دغدغه ای جز عشق گمشده ندارد و شعرهایش با مظمون من یارم را می خواهم همراه است. اما واقعیت چیز دیگریست شاعران از گذشته های دور تا به امروز دغدغه مردم و جامعه را داشته اند و بسیاری از مواقع تاثیراتی بسیار بیشتر از موسیقی بر جای می گذاشتند.  هر کجا عرفان اسلامی به اوج خود رسیده است تبدیل به شعر شده و جایگاه برتر را در ساحت هنر به خود اختصاص داده است.

راه از بین بردن نگاه کلیشه ای به هنر و هنرمند وابسته به ما هنرمندان است باید بتوانیم خود و آثار خود را به مردم شهرمان عرضه کنیم. عزیزی سال ها تلاش کرده و لغات گویش تاتی را جمع آوری، تالیف و به چاپ رسانده است اما دریغ از فروش! مسئولین ما حتی خبر از وجود چنین کتابی ندارند. این ها درد است! بنده از هیچ مسئولی تشکر نمی کنم چرا که حتی یک نفر از آنان در جلسات انجمن هنر این شهرستان حضور به عمل نرسانده اند. بین هنری که ما در حال ارائه آن هستیم و نگاهی که مسئول شهرستان به این مقوله دارد تمایز بسیاری هست.

آیا یک نفر از مسئولین می تواند در مورد شعر، موسیقی و هنر حتی به اندازه یک خط توضیح دهد؟ آیا شناختی از هنر، عطار، مثنوی مولانا و از این قبیل آثار فاخر دارند؟ هنرمند هیچ خطری ندارد. سلاح نوازنده ساز اوست؛ تنها سلاح دنیاست که نمی کشد؛ ما این سلاح را در شهرمان داریم. می توانیم شهرستان رودبار را از این حالت غمزده خارج کنیم. ما کمکی از مسئولین نمی خواهیم چرا که از نظر بنده این کمک ها بیشتر آسیب رسان هستند. تنها کمک آن ها می تواند در تامین بودجه باشد تا اعضای این انجمن جهت رسیدن به اهداف خود به صورت شخصی هزینه نکنند.

غیر از این احتیاج، در خواستی از مسئولین نیست چنانکه تا امروز نبوده است. یقین دارم با توجه به نزدیک شدن به ایام انتخابات قصد سو استفاده های سیاسی از این مجموعه را خواهند داشت که این مایه تاسف است.  هر چقدر شهرستان ما از نظر رفاهی پیشرفت داشته باشد تا زمانیکه برای فرهنگ قدمی برداشته نشود تمام تلاش ها بی نتیجه خواهد بود. در حال حاضر ما به صورت خودجوش در حال تدوین و تهیه لیستی از تمامی هنرمندان و فرهیختگان رودباری هستیم که هر کدام از آنان در نقاط مختلف دنیا زندگی می کنند و امیدواریم در راه تکمیل این اثر مورد حمایت قرار گیریم.


هنر و هنرمند اکسیژن و هوای یک جامعه است


محمدعلی جعفری دو آبسری: بازنشسته آموزش و پرورش در شهر رشت هستم از ۲۰ سال قبل نوشتن، تحقیق و پژوهش را آغاز نموده ام. از سال ۸۱ به صورت حرفه ای نویسندگی کتاب را شروع نمودم که ماحصل آن چهار کتاب به نام های« رفیق و نارفیق، دست برار و کینه برار» به دو زبان تاتی رودبار و فارسی، «بازی های کوه نشینان منطقه ای رودبار» شامل ۳۳ بازی با تمام تفضیلات، سومین اثرم «کبته پناهگاه برمکیان» و کتاب دیگر «فرهنگ عامه رودبار» همچنین آخرین کتابم تا امروز «نظری و گذری بر دیار زیتون» که شامل آخرین پژوهش ها در زمینه بومی نگاری به صورت میدانی توسط بنده است.

مقاله ای با عنوان «دوا درمون، دوا تجربه رودباریان» دیگر اثر بنده است که به زودی در دانشگاه مسکو با عنوان فرهنگ فورکولریک کرانه جنوبی دریای خزر به چاپ میرسد.

اولین کتاب بنده با عنوان رفیق و نارفیق، دست برار و کینه برار که بالاتر ذکر نمودم در مدارس هنگ کنگ چین در حال تدریس است اما دریغ از اینکه حتی یک رودباری از این موضوع اطلاع داشته باشد!

با وجود مهیا بودن شرایط فعالیت در شهر رشت، بنده و آقای رستم محمدی ترجیح دادیم فعالیت هایمان را در سطح فراتر از فردی در شهر و دیار خودمان ادامه دهیم. ما هنرمندان بسیاری را از این منطقه در جامعه هنری داریم که حتی در عرصه های بین المللی فعالیت دارند اما به دلیل انسجامی که در معرفی آنها وجود ندارد کمتر کسی از اصالت رودباری شان اطلاع دارد.  سوال ما از مسئولین شهرستان این است که چرا به بُعد هنر و فرهنگ به عنوان یکی از ابعاد مهم جامعه بی اهمیت هستند؟ هنر و هنرمند اکسیژن و هوای یک جامعه است که یک نیاز ضروری برای مردم آن جامعه محسوب می شود. وظیفه مسئولین است که به این امور رسیدگی کنند و به این مسائل بها دهند، در جلسات هنرمندان شرکت نمایند اما دریغ از پیگیری های حتی یک مسئول.

ما هیچگونه کاسه لیسی و چسبندگی به این مسئولین نداریم چرا که پیگیری ها جزء وظایف آن هاست. جای سوال است که چرا مسئولین سیاسی و امام جمعه شهرستان حتی یکبار در جلسات انجمن هنرمندان ما شرکت ننموده اند. ما نیازی به آن ها نداریم بلکه آنانند که به ما نیازمند هستند.


ما هنرمندان باید نوآوری و تنوع در کارمان ایجاد کنیم


قاسم پور حسین: بنده عضو کوچکی از انجمن شعر، ادب و هنر هستم. ورود من به این وادی با سرودن یک شعر برای مادربزرگم و بسیار اتفاقی آغاز شد. وجود احساسات در اشعارم سبب اقبال اطرافیان به آثارم شد. ما هنرمندان باید نوآوری و تنوع در کارمان ایجاد کنیم تا بتوانیم تمامی اقشار از کودکان تا سالمندان را به خودمان جلب کنیم. مانند مردم بوده و به زبان آنان سخن بگوییم.

 

 


 فرهنگ و هنر چراغ یک جامعه است


نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل       هر کجا نامه عشق است نشان منو توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید       حالیا چشم جهانی نگران منو توست

مجید محمدی دارستانی: بنده متولد سال ۱۳۲۵ هستم. جبران خلیل جبران در جایی می نویسد؛ نگویید کشورتان برایتان چه می کند؟ بگویید شما برای کشورتان چه کرده اید؟ نگویید مسئولین رودبار برایمان چه کردند؟ بگویید خودمان در این آب و خاک چه کردیم و چه وظیفه ای در قبال آن داریم؟

یکی از بخش هایی که ما توسط آن می توانیم برای شهرمان رودبار قدمی برداریم فعالیت در عرصه فرهنگ و ادبیات است. فرهنگ و هنر چراغ است اگر این چراغ خاموش شود ما در تاریکی و ظلمت قرار می گیریم این چراغ است که کشورمان را روشن نگاه داشته است. امیدواریم رودبار با این سابقه تاریخی بار دیگر توسط ما هنرمندان به شکوفایی خود بازگردد. از همه عزیزان خواهشمندیم در پیشرفت شهر و ادبیات بکوشند. هنر در تمام دنیا غریب واقع شده است و این امر منحصر به رودبار نیست.  همت اگر سلسله جنبان شود، مور تواند که سلیمان شود


هنر روح جامعه است و جامعه بی هنر بی روح است


محمد حسین حسنی: موضوع صحبت امروز ما حول محور هنرمندان و دغدغه های این عزیزان می گردد. گوش فرا دادن به درد دل هنرمندان و چیزی که سبب این رنج و درد شده است. باعث ناراحتی بسیار است که شرایط به گونه ای رقم خورده که هنرمندی بیاید و بگوید دیگر ما انتظاری از مسئولین نداریم فقط سنگ جلوی پای ما نیندازند. در استان گیلان وقتی صحبت از رودبار به میان می آید همه بر این موضوع اجماع دارند که شهرستان ما از نظر هنری فعالیت چشمگیری ندارد. چرا باید برداشت ها از هنر شهرستان رودبار تا این سطح نزول داشته باشد.

وقتی تلاش قوم تالش برای شناساندن فرهنگ و هنر خود به مردم کشور را می بینم به این حمیت احسنت می گویم. تالش ها برای ترویج اصالت خود اقدام به تاسیس رادیو داخلی و برون مرزی به صورت اختصاصی کرده اند، که خود نشان دهنده این است که قوم تالش در حال احیا کردن و معرفی خود به تمام دنیاست. هنرمند برای ارائه آثار خود نمی تواند فقط اثر و شعر خود را بخواند و برود، مسلماً برای این کار نیازمند ابزار است. داعیه اصلی هنرمندان شهرستان این است که این ابزار در اختیارشان قرار گیرد.  ما در شهرستان هنرمندانی داریم که شناخته شده هستند و در دنیا حرفی برای گفتن دارند. اما سوال اینجاست چرا هنرمندان رودباری باید برای دیده و شنیده شدن آثار خود راهی شهرهایی مانند تهران و رشت شوند؟

انجمن فرهنگ و هنر با این نیت بار دیگر شروع به کار کرد که بتواند هنر را در شهرستان رودبار به صورت جدی احیا کند. از دیگر اهداف مهم ما این است که علاقمندی به هنر را در نوجوانان شهرستان رودبار شکوفا کنیم. در شهرهای دیگر شاهدیم افراد از سنین کودکی و نوجوانی در زمینه سرودن شعر پرورش می یابند که مسلماً در سطح فرهنگ نسل های آینده آنان تاثیر گذار است. مسئولین آن تلاش و همتی که باید در این مسیر میداشتند را نداشته و ندارند. شاید مسائل اقتصای وسیاسی بر این موضوع صحه گذاشته باشد اما این سخن برای جامعه هنر قابل قبول نیست.

به تعبیری هنر روح جامعه است و جامعه ای که هنر ندارد بی روح است وظیفه ماست که این روح را پرورش دهیم. مایه تاسف است که مسئول محترم خبر ندارد در شهرستان تحت نظارت خود چه تعداد هنرمند و هنر شناس وجود دارد. در پایان چاره کار ما هنرمندان این است که باید با ارائه و خلق آثار فاخر، خود را به مسئولین تحمیل کنیم و در این مسیر علیرغم وجود مشکلات تلاشمان را دوچندان نماییم. مشخصاً وظیفه مسئولین است که به وضعیت هنر شهرستان رودبار بها دهند و این واقعیتی است که آنان نیز بر آن اشراف دارند. امیدواریم مسائل ذکر شده برای جامعه هنری شهرستان رودبار سبب خیر شود.


 انعکاس رنج های مردم جامعه ظرافت کار یک هنرمند است


ابوذر پیریان دوگاهه: فعالیت هنری بنده بیشتر در زمینه مداحی، خوشنویسی و داستان کوتاه است. در دو سال اخیر با همراهی اعضای محترم انجمن سعی بر این شد تا سطح هنر و فرهنگ شهرستان را ارتقا بخشیم. جلسات انجمن که به صورت دوره ای برگزار میشود اگر با توجه بیشتر مسئولین همراه شود اثرات مثبت بیشتری را از خود بر جای خواهد گذاشت. شهرستان رودبار در هر هفت شاخه هنر مفاخر بزرگی را در خود جای داده است که متاسفانه ما به عنوان اهالی رودبار کمتر آن ها را می شناسیم و حتی در سطح استان نیز این هنرمندان مهجور واقع شده اند.

هنر در ابعاد شخصی و اجتماعی جامعه گره گشا و تحول آفرین است. اتفاقات تاریخی، شادی ها و تلخ کامی ها با استفاده از هنر است که به نسل های آینده انتقال می یابد، افتخار امروز ما به آثاری همچون جام مارلیک گواه این مدعاست. ظرافت کار یک هنرمند در این است که می تواند درد ها و رنج های یک جامعه را در قالب یک اثر هنری به مسئولین گوشزد کند همانا اگر گوش شنوایی باشد. از مردم عزیز دیار زیتون می خواهم که در نشست های هنرمندان همراه با فرزندانشان حضور یابند.

مثل مرد هنرمند به شمعی ماند   که شب و روز برای دگران می سوزد

بزم عالم شده روشن ز هنرمند ولی   در چراغ تن او روغن جان می سوزد.

*شکوفه های زیتون امیدوار است مشکلات پیش روی مسیر ارتقا سطح هنر، فرهنگ و ادب شهرستان رودبار با همت مردم، هنرمندان و مسئولین دیار صلح و دوستی هر چه زودتر حل شده و نیل به این هدف میسر گردد.

سحر حسن پور سرخنی_ مریم جهانی تکلیمی

آخرين اخبار
پر بحث ترين
تابناك وب
تابناك وب
تابناك وب
تابناك وب
تابناك وب
تابناك وب
محل كد آمار