اگر آشکار و گر که نهان است شهر من       در چشم من بهشت جهان است شهر من

شکوفه های زیتون– شهرستان رودبار آرمیده بر دامنه ی سبز البرز با بیش از ۱۲۰/۰۰۰ جمعیت از پهناورترین شهرستان های گیلان است، این منطقه که هنوز هم شکوه رویایی جام مارلیک برتارک فرهنگ و تمدن کهن آن می درخشد در دل خود آشکار و پنهان مواهبی از نعمتهای بی نظیر خداوند را داراست، ساحل کهن خزر که هراز گاهی کاوشهای باستانشناسان اعتبار تاریخی آن را افزون می کند خواستگاه قوم بزرگ آمارد “صاحبان مارلیک” و عرصه زندگی بخشی از تمدن ساسانی و هخامنشی در شمال ایران بوده، آماردها مردمانی جسور و جنگاور بودند کورش در لشکرکشی به یونان از این قوم درخواست کمک می کند و آنها شرط همراهی وی را تقسیم غنایم به صورت دو به یک تعیین می کنند. مزید بر اینها حفاریهای اخیر رستم آباد از وجود اشیای مکشوفه متعلق به دوران پارینه سنگی یعنی حدود ۵۰۰۰ سال گذشته حکایت دارد گویند فریدون بر ساحل کهن خزر که رودبار امروزی باشد چشم به جهان گشوده، زیتون درخت صلح و آشتی که اول بار ایزد منان در کتاب خود بدان قسم یاد کرده مهمترین منبع ارتزاق و معیشت بخش عمده ای از مردم این سامان است ، رودبار دروازه ی ورود به گیلان و سد منجیل تامین کننده ۷۰% آب زمینهای زراعی و شاهرگ حیات کشاورزی استان است، ۹۰% معان گیلان در این منطقه قرار دارد.

مرکز شهرستان ما نشسته بر ساحل زیبای سفیدرود از معدود شهرهای ایران است که رودخانه ایی آن را به دو نیم تقسیم کرده، جنگلهای وسیع، زمینهای مستعد، گونه های مختلف پوشش گیاهی، تنوع آب و هوایی از بشدت گرم در لوشان تا معتدل و سرد در مرکز و مناطق کوهستانی رحمت آباد و عمارلو … مردمانی با نژادهای مختلف اما سازگار و نجیب و در گذر از جاده های روستایی که از پل توتکابن آغاز می گردد چشم انداز زیبای شالیزار و گندم زارهای برآمده از دشت در دامنه ی کوه و جنگل چشمان هر بیننده ای را نوازش می کند ، تماشای این همه زیبایی حتی برای هزارمین بار نیز ملال آور نیست، در امتداد این جاده های روستایی که مخملی از جنگلهای سبز بر آن سایه افکنده و تا سمت و سوی خدا ادامه دارد. بر بام ارتفاعات و در آغوش ابرها می توان نظاره گر تلاش مردمانی بود که در همیشه ی تاریخ بیمار استیفای حقوق حقه ی خود بوده اند . این پهنه گسترده اما هنوز زخمهای التیام نیافته ی مغول زلزله را بر پیکر خود به یادگار دارد،

امروز جوانان برومند شهرستان رودبار همان کودکان پا برهنه و چادر نشین روزهای آوار و اندوه با قامتی افراشته چون دیلم و گیل رسالت خود را در سازندگی آن از یادها نمی برند آنها بهتر از هرکسی می دانند که مردم ما روزهای سختی را پشت سر گذاشته و امروز نیازمند غرور و افتخارند، اکنون رعنا جوانان سرزمین زیتون هر یک مسلح به ایمان و دانش برای توسعه و آبادانی آن می کوشند، هر روزه خبر مسرت بخش موفقیت های فرزندان این شهرستان در عرصه های مختلف علمی، فرهنگی و ورزشی نوید بخش افق های روشن فرداست، در آخر روی سخن با نماینده منتخب مردم در مجلس شورای اسلامی، فرماندار محترم، اعضای شوراهای شهر و روستا، مدیران عرصه اجرا و صاحبان کرسی قدرت ، فرصت حضور در این شهرستان برای خدمت به مردم غنیمت است شاید این روزها بی بازگشت باشند گویند در قیامت خدمتگزاران مردم در زمره اول کسانی هستند که پای در بهشت می گذارند. از یاد نبریم که با وجود آن همه سابقه ی کهن و این همه مواهب خدادادی این روزها اگر پیشرفت قابل توجهی احساس نمیکنیم شاید ریشه بسیاری از عقب ماندگی های تاریخی مان را باید در وجود خودمان جستجو کنیم ، به تعبیر شمس همه ما به یک سفر درونی نیاز داریم، مردمانی که تاریخ خود را ندانند مجبورند بارها آن را تکرار کنند…

سرودی (این مطلب به قلم نویسنده و قبلا در هفته نامه شکوفه های زیتون بچاپ رسیده )

این خبر را به اشتراک بگذارید :