شکوفه های زیتون– در طول تاریخ همواره آداب و سنن گوناگون زینت بخش زندگی انسان ها در جوامع مختلف بوده است و فرزندان هر نسل با به جای آوردن این رسومات آنها را حفظ کرده و سینه به سینه به آینده گان خود انتقال می دهند. شهرستان رودبار به جهت قدمت بالا از عصر آهن تا به امروز دارای آداب و رسوم مختلفی است. روستاها و محلات مختلف این شهرستان هر کدام دارای آیین ها و سنن دلنشینی هستند که ثبت آنها برای انتقال به آینده گان امری ضروری است. با هم گفتگو با سه تن از مادران دوست داشتنی دیار صلح و دوستی را از نظر می گذرانیم.


 زمان قدیم دید و بازدید نوروزی شور و حال زیادی داشت


معصومه امیر یاسری از مادران مهربان رودباری که اصالتی گزنی دارد و سال هاست در محل لویه زندگی می کند، درباره آداب و رسوم شب ها و روزهای پایانی سال برایمان لب به سخن می گشاید؛ همانا سخن گفتن از گذشته و آداب و رسوم گذشتگان گنجینه هایی است که برای نسل های آینده به یادگار می ماند.

آنچه مربوط به ایام عید، از سال های دور در خاطرم مانده روزهایی است که مادران فرزندان کوچک خود را به کنار رودخانه می بردند، آنان را حمام کرده و اینگونه خانواده ها کم کم برای شب عید آماده می شدند. برای تهیه شام شب کُله چارشنبه (چهارشنبه سوری) مادران با استفاده از سبزی محلی واینه ( رازیانه) سبزی پلو و ماهی شور و سیرآبیج( غذایی با برگ سیر) را برای اعضای خانواده آماده کرده و در کنار هم این شب را جشن می گرفتند. برافروختن آتش و پریدن از روی آن مانند سایر مناطق در محله گزن هم مرسوم بوده است، زنان و دختران جوان در کنار آتش به رقص و پایکوبی می پرداختند و در کنار آن اشعاری مانند «سال دیگر خانه شوهر، بچه بغل، زردی من از تو سرخی تو از من» می خواندند.

رسم بر این بود که زنان در روز عید باید یک ظرف بزرگ تخم مرغ های محلی را می پختند و برای میهمانان آماده می کردند. در گذشته برای پذیرایی از شیرینی خاصی استفاده نمی شد و مادران با استفاده از آرد برنج و گندم و شیره، حلوای مخصوصی را تهیه کرده و اینگونه از میهمانان پذیرایی می کردند. در زمان قدیم دید و بازدید عید بازار گرمی داشت خصوصاً مردان و بچه ها این کار را بیشتر انجام می دادند. خانواده هایی که تازه عروس داشتند رسم بر این بود که برای عروس خود مجمه ای را به صورت عیدی ببرند که شامل تکه ای لباس یا پارچه، نان شیرمال محلی، نخود و کشمش، مرغ طبخ شده، یک ظرف تخم مرغ و سبزی به عنوان عیدی بود. به هر حال رفت و آمد ها تا روز سیزده بدر ادامه داشت و در آخرین روز با رفتن هر شخص و خانواده اش به باغ هایشان نوروز به پایان می رسید.


از آویختن ماهی شور تا گره زدن سبزه در سیزده بدر


فاطمه خوشدوز؛ مادر مهربان و خوشرویی از اهالی قوم کرمانج ساکن روستای گنجه در شهرستان رودبار درباره آداب شیرین و سنت های قدیمی این روستا چنین می گوید: رسم و رسومات اواخر زمستان با تمیز کردن خانه هایمان آغاز می شد اهالی هر کدام به صورت خانوادگی خانه تکانی نموده و برای هر اتاق از منزل شان یک ظرف سبزه گندم می گذاشتند تا زینت بخش طاقچه های خانه شان و نوید دهنده سرسبزی نوروز باشد.

ما دختران جوان پشم های گوسفندان را در دست هایمان به حالت ریسمان می ساختیم و سپس در یک سینی به صورت دَوَرانی کنار هم می گذاشتیم و هر کدام سینی هایمان را به ییلاق روستای گنجه به نام پیر برده و آنها را آتش می زدیم و به این شکل مراسم شب سوره آغاز می شد. پسران و دختران جوان، زنان و مردان در کوه پیر آتش به نشانه گرمی روشن می کردند و از روی آن با نجوای آرزویی در دل می پریدند. دختران، پسران جوان و کودکان آرزوهایشان را می خواستند و با ذوق تمام از روی شعله های آتش می پریدند و همگی با هم شعر آشنای «زردی من از تو، سرخی تو از من» را بر زبان می آوردند.

در شب سوره، رسم بر این بود که یک الی دو عدد ماهی شور به سقف آویزان کنیم و چرخیدن این ماهی به هر سمتی معنای خوش یُمنی و بد یُمنی داشت. زنان روستا که در روز پیش از شب سوره به باغ هایشان رفته و تره های کوهی را چیده بودند در این شب آن را با برنج درست کرده و پس از طبخ ماهی شور به عنوان شام شب سوره میل می شد.

در شب های عید جوانان و کودکان روستا بر روی پشت بام های منازل اهالی می رفتند و از سوراخ دودکش ها پارچه های قرمز را با ریسمان بلندی به داخل خانه می فرستادند صاحب خانه نیز به این دلیل که بچه ها را ناامید نکند درون پارچه قرمز را مملو از نخود، کشمش و سکه های پول می کرد یا در بعضی مواقع بره ای را با طناب از دودکش به داخل می فرستادند، صاحبخانه ها کودکان را بی نصیب باز نمی گرداندند و به اندازه توان خود شیرینی و نخود و کشمش را در دستمال هایی ریخته و به دور گردن بره می بستند. برای پهن کردن سفره هفت سین همه چیز مهیا می شد، اما  کسی در خانواده ما سمنو درست نمی کرد زیرا بر این باور بودند سمنو آمد و نیامد دارد و ممکن است برای کسی که آن را می پزد خوش یُمنی یا بدیُمنی به بار آورد.

آن زمان در پذیرایی های ایام عید مانند امروز از انواع آجیل و خوردنی ها خبری نبود، برای میهمان هایمان نخود و کشمش و خَمِس (مربای انگور) و شیره انگور می آوردیم. عیدی هایی هم که به کودکان داده می شد سکه های پنج هزار قدیمی، نخود، کشمش و همچنین تخم مرغ های رنگی و پخته شده بود که سبب خوشحالی فراوان آن ها می گردید. روز سیزده بدر نیز زنان و مردان، دختران و پسران، خود را به منطقه پیر که درختان زیادی داشت می رساندند و با خود طناب هایی برده و تاب می بستند و آواز های قدیمی را با مضمون زیر می خواندند: «سال بدر، سیزده بدر، سال دیگر، راه سفر، انگشتر الماس عجب شعله ور است، سال سیزده به در است، جوانان در لب جوی، ساعت و زنجیر طلا».

در این روز زنان جوان به زیر درختان سبز بهاری می رفتند و سبزه ها را گره می زدند و می خواندند: «درخت آشتالو* آشتالو گُل گُل* چرا می وَر نایی اِی مستِ بلبل* گدا بچه چه داند قیمت یار!* طلای انگشتری تنگم چرایی* نزدیک همسایگی بدگو چرایی* نزدیک همسایگی را نکنم آشتی* اگر کنم آشتی نکنم خویشی».

گاهی وقت ها که دو مادر برای ازدواج فرزندانشان با هم به مشکل بر می خوردند در روز سیزده بدر برای هم شعر هایی می خواندند، مادری که از خانواده طرف مقابل برای خواستگاری فرزندش جواب رد شنیده بود به مادر دختر چنین می گفت: «تو اون بِل به دوشَکِ رِ بِبَی* حلقه به گوشَکِ رِ بِبَی* ستار صفاییِ رِ نِبَی* دندان طلاییِ رِ نِبَی».


 از پذیرایی میهمانان با حلواي كاردي و حلواي مغزی تا تخم مرغ بازی در رسومات محلی نوروز در تکلیم


خانم کلثوم طالبی تکلیمی متولد سال ۱۳۰۴ از اهالی قدیمی و با صفای تکلیم با یادآوری روزهای گذشته و ایام کودکی خود درباره آداب مرسوم آن دوران چنین سخن می گوید: در شب چهارشنبه سوري كه در زبان عاميانه مردم رودبار به آن كُله چارشنبه شب گفته مي شود رسم مردم تكليم بر اين بود که هفت کوپه از سِمَر ( کاه) مي ساختند و آن را با شعلۀ آتشي روشن مي كردند، آنگاه كودكان و نوجوانان، پسران و بعضي دختران از روي اين تپه هاي آتشین مي پريدند. خانواده ها هم به همراه فرزندان با امید به روزهای خوش آینده در کنار آتش جمع می شدند. برپایی سفره هفت سين نيز پاي ثابت شب عيد بود که در محل ما علاوه بر هفت سین ثابت آن، نهادن مقدار كمي حنا بر روي سفره مرسوم بود. زنان تكليم در روزهاي نزديك به عيد وسمه گذاشته و از سرمه نيز براي آرايش خود استفاده مي نمودند، این کار را زنی به نام گُلِ وَي كه آرايشگر محل بود انجام می داد و در روزهاي نزديك عيد بازار گرمي داشت. يكي ديگر از مراسماتي كه براي دختران اهميت ويژه اي داشت تاب خوردن در روز سيزده بدر بود، دختران محل از روزهاي پاياني سال شروع به تمرين براي تاب خوردن مي كردند و به صورت گروهی این کار را انجام می دادند. اين تمرينات هر روز ادامه داشت تا اينكه در روز سيزده بدر به محل هاي اطراف رفته و مهارت خود در تاب خوردن را به رخ ديگران مي كشاندند.  مردي ميانسال هم در زمان تحویل سال در محل حاضر مي شد و از ابتداي محل با دميدن در ساز و زدن نقاره تحويل و آغاز سال جديد را نوید مي داد؛ مردم هم در مقابل، بنا به وُسع خود به او عيدي يا پول مي دادند. اين مراسم تا دو يا سه سال بعد از انقلاب ادامه پيدا كرد اما بعد از آن به مرور کمرنگ شد. در شب عيد پسران بازي هاي محلي بسياري انجام مي دادند كه بازی با تخم مرغ یکی از آنها بود. اين بازي مختص به كودكان نبود، مردان نيز همگي در این بازی شرکت می کردند. بازي هاي ديگري همچون قَیِش بازي، جِر جِر، حساب حساب(زو)، چهارکُنج و الكَ بازي (الک دولک) نیز مرسوم بوده است. در محله تكليم رسم بر اين بود؛ همزمان با رسيدن روزهاي عيد يك نوع از حلوا براي پذيرايي از ميهمانان طبخ مي شد که تهیه آن با سختی و مشقت بسیاری همراه بود. شيره ي انگور،گردو و سفيده تخم مرغ از جمله محتويات حلواي مخصوص تكليم است كه همچنان نيز تا امروز توسط بعضي از اهالي درست مي شود. روز اول عيد همه مردان به صورت دست جمعی از اولين خانه شروع به تبريك عيد مي كردند، به داخل منازل نمي رفتند، در حیاط صاحب خانه حضور پیدا کرده و او كه از قبل مجمه اي از حلواي كاردي، حلواي مغزی تكليم، نخود و كشمش و از اين قبيل را حاضر کرده بود در مقابلشان نگاه می داشت، میهمانان هم بعد از پذیرایی آرزوی سال خوب و خوشی را برای اهالی خانه کرده و می رفتند. اين پذيرايي به صورت عمومي بود و پس از آن ديد و بازديد های خصوصي آغاز مي شد و اقوام به خانه های يكديگر مي رفتند که این کار تا روز سيزده بدر ادامه داشت.

سحر حسن پور

این خبر را به اشتراک بگذارید :