شکوفه های زیتون– مردمانی نیک نهاد از دیار کهن زیتون (رودبار) در گذشته ای نه چندان دور سنن و رسوم و آیین هایی بسیار پر بار و ارزشمند داشته اند که همراه با دیگر خصلت های نیک آرام آرام رو به فراموشی می رود؛ مایه مباهات بنده خواهد بود که بتوانم با بازگویی آنها یادآور این سنن برای جوانان امروزی باشم.

۱- عید گردشی: مردم رودبار تقریباً از دهم اسفند ماه به استقبال عید نوروز می رفتند؛ رُفت و روب منازل(گرد و خاک گیری)- بیرون ریختن وسایل شکسته و معیوب- تهیه لباس نو حتماً برای بچه ها و گاهی هم برای خود- عروس گُلی(Arus golay) که یک نوع نمایش موزیکال کوچه و خیابان بود- آمدن گروه آواز خوان دو نفره کوچه و خیابان نوروز و نو سال- قاشق قاشقی چنده که یک نوع خوانندگی تک نفره کوچه و خیابان بود- کله(cole)چارشنبه و درد و غم بیرین که همان جشن شاد چهارشنبه سوری بود- خیساندن و سبز نمودن گندم و عدس جهت سفره هفت سین- پختن و درست کردن حلواها و شیرینی های خانگی چون حلوا مغزی و تبی تونی (Tabay tony)فرستادن بّره پیشانی حنایی به داخل حیاط خانه توسط دو جوان- انداختن شال بلند از لوجین بام خانه ها به داخل خانه ها توسط دو جوان- پختن تخم مرغ رنگی تا در روز عید به بچه ها بدهند- شلیک تفنگ سر پر از میدانچه روستا در لحظه تحویل سال نو- چیدن سفره هفت سین در اتاق پذیرایی- دیده بوسی اعضای خانواده در لحظه تحویل سال- آمدن گروه بچه ها به در خانه ها در اوّل صبح روز عید و گرفتن عیدی و آجیل و تخم مرغ رنگی- گردش گروهی تمام اهالی مردینه روستا و ورود به تمام خانه ها و خوردن نان و پنیر و کوکو و صرف شیرینی جات ابتدا از خانه کدخدا و بزرگ محل تا فقیرترین فرد روستا؛ روز سوم عید که پایان گردش گروهی بود در آخرین خانه مقدار زیادی آش انار ترش می خوردند. این دید و بازدید گروهی را عید گردشی می گفتند.  البتّه در سه روز عید گردشی ناهار را هرکس در خانه خود صرف می کرد. زن ها و دخترها بعد از ظهرها به دید و بازدید به خانه های همدیگر می رفتند. روز سیزده عید حتماً به باغ و صحرا می رفتند و ضمن بازی های شادی بخش بهترین ناهار خود را در دل طبیعت صرف می کردند که این روز را سیزده بدر می گفتند.

۲- شب نشینی و شب چره: معمولاً در فصول سرد سال که روستاییان بیکارتر بودند در و همسایه شبها بعد از شام به خانه همدیگر می رفتند. پیران به قصه گویی می پرداختند و افراد به سرگرمی های ذهنی مانند چیستان ها و بازی های مفرح و خنده دار مشغول می شدند و آجیل ها و شیرینی های دست پخت کدبانوی خانه را صرف می کردند این خشکبار و آجیل و شیرینی شبانه را (شوچره-Shav chara) می گفتند.

۳- یاوری دادن:  اگر کسی خانه ای ساخته بود و در فکر درست کردن سقف خانه بود که کاری توان فرسا و سنگین است و آن را گلیون (Gelivon ) می گفتند. همه همسایگان و اطرافیان به طور خود جوش جمع می شدند و در یک روز همه با هم مصالح ساختمانی سقف را آماده کرده و سقف خانه را می پوشانیدند. این عمل تعاون و همکاری خودجوش در دروی گندمزار افراد ضعیف و بدون نفرات را که در کار درو عاجز و ناتوان مانده بودند شامل می شد که به این کمک های دست جمعی یاوری می گفتند. معمولاً در روز یاوری همه ناهار مهمان صاحب کار بودند که عبارت بود از آبگوشت.

۴- برج آوجین (Berj avejin ): اگر در خانواده ای عروسی در پیش بود همه دختران و زنان همسایه جمع می شدند و در پاک کردن برنج عروسی که مقدار زیادی بود به خانواده داماد کمک می کردند و ناهار هم مهمان صاحب خانه بودند.

۵- قربونی کوردن(Ghorboni corden): در روز عید قربان دارنده ها حتماً گوسفندی را ذبح می کردند و تمام گوشت گوسفند را که به قطعات کوچکی تقسیم شده بود بین اهالی روستا پخش می نمودند و خودشان فقط دل و جگر گوسفند را بر می داشتند و کلّه پاچه را هم به قصاب می دادند.

۶- خرج دهی دهه محرم و شیلون (Shilon)کشی: از شب سوم محرم هر خانواده ای که وضع بهتری داشت برنج با دو رقم خورشت تهیه می دید و شب هنگام آن را در یک سینی بزرگ (مجمه Majma) : می چید و در صحن مسجد سفره بزرگی پهن می شد و همه این غذاها روی آن قرار می گرفت و کوچک و بزرگ و فقیر و دارا کنار هم می نشستند و با خلوص نیت غذا می خوردند.

گاهی مواقع هم خرج دهی کلی را یکی دو نفر مخصوصاً در روز عاشورا تقبل می کردند و سفره ی عمومی و خرج دهی کاملی صورت می گرفت که این نوع خرج دهی عام را شیلون می گفتند.

۷-سنّت (Sonnat)کوردن و شو باسی (Shav basi): ختنه کردن پسر بچه ها توسط دلاک و سلمانی محل را سنت کُوردن می گفتند. در این شب پدر پسر بچه هم همسایه ها را به شام و شیرینی و چای دعوت می کرد. مراسم تا پاسی از شب ادامه پیدا می کرد و به بازی و شوخی می گذشت؛ این مراسم را شو باسی(شب پاسی) می گفتند.

۸-چاوشی(Chawshi): اگر کسی میخواست به زیارت امام رضا(ع) و یا عتبات عالیات برود  در روزهای قبل از حرکت همسایه ها و فامیل در حد توانایی مالی خود پول و خرجی به فرد زائر می داد که آن را خرجی می گفتند و زائر هم بعد از مراجعت برای آنها سوغات می آورد. در روز حرکت شخصی خوش صدا با آهنگی موزون مدح امامان و پیامبر(ص) را می خواند و همسایه ها هم که تعداد قابل توجهی بودند بعد از هر بند صلوات می فرستادند این آواز را چاوشی می گفتند در لحظه آخر هم همگی شخص و یا اشخاص زائر را می بوسیدند و به سلامت برگشتن او را آرزو می کردند.

۹-دساوج(Dasavej)و جادنه (Jadena): شخصی که برای دیدن و مهمانی به خانه کسی می رفت حتماً سوغاتی و تحفه ای همراه خود برای میزبان می برد این سوغاتی را دساوج (دست آویز، هدیه) می گفتند؛ میزبان هم هیچوقت آن ظرف سوغاتی مهمان را خالی بر نمی گرداند بلکه چیزی در حد توان خود در ته ظرف می گذاشت و به مهمان می داد این برگردان و تلافی سوغات را جادنه می گفتند.

۱۰- همسایا باج (Hamsaya baj): اگر برای خانواده ای سوغاتی می رسید و یا میوه ای از باغش می چید  و یا غذا و خورشتی و آشی معطر می پخت حتماً به همسایگان دور و اطراف خانه اش کاسه ای از آن را هدیه می کرد تا آنها هم در این نعمت شریک باشند این مقدار مختصر هدیه را همسایا باج می گفتند.

۱۱- نان پختن و گرمِ نون: اگر زنی در تنور حیاط خود نان می پخت که بویش در کوچه می پیچید هر رهگذری که رد می شد صاحب نان به دنبال رهگذر می دوید و با اصرار یک قرص نان گرم به او می داد و می گفت این گرم نون بو دارد و اشتهای تو را باز کرده باید آن را بخوری که اگر رهگذر نان را نمی گرفت بدترین توهین را به صاحب نان کرده بود.

۱۲- بسم الله گفتن و صلا زدن: کسی که روی سفره غذا مشغول خوردن غذا بود رهگذران را صَلا می زد و می گفت بسم الله یعنی بفرما غذا بخور که اگر رهگذر نمی نشست و لقمه ای از غذا نمی خورد توهین بزرگی به صاحب سفره کرده بود.

۱۳- سر بو: هر وقت مشتری و خریدار از صاحب باغ و زمین و فروشنده کالایی می خرید صاحب محصول علاوه بر مقدار خریداری شده مقداری اضافی هم روی محصول می ریخت این مقدار اضافی را سر بو می گفتند و باور داشتند این مقدار اضافی مجانی باعث خیر و برکت محصول فروشنده می شود.

۱۴- بنه چاله (Bene chala): وقتی صاحب محصول و کشاورز محصول جمع آوری شده را بین خود تقسیم می کردند چند بچه فقیر هم در اطراف آن مکان تقسیم محصول ایستاده بودند. صاحب و کشاورز هم با رغبت کامل ته محصول و باقیمانده آن را بین آن بچه ها تقسیم می کرد این محصول باقیمانده را بنه چاله می گفتند.

۱۵- پسینا جِگا (Pasina jega): وقتی زمین زراعی درو و برداشت می شد و یا میوه های باغ کاملاً چیده و جمع آوری می گشت، باقیمانده های زراعت و میوه در بعضی از نقاط زمین و یا باغ پنهان مانده بود، صاحب زمین و باغ به فقرا و مستمندان اجازه می داد وارد باغ و زمین شده و باقیمانده محصول را برای خودشان جمع آوری کنند این جمع آوری باقیمانده ها را پَسینا جِگا می گفتند.

۱۶- سَر سِلومَت با (Sar selomat ba): «سرت سلامت باد» اگر فردی از خانواده ای فوت می کرد همسایگان به دیدار صاحب عزا می رفتند و تسلیت می گفتند و برای بازمانده های متوفی آرزوی سلامتی و طول عمر می کردند این عمل را سَر سِلومَت با می گفتند و به مدت سه روز آب و غذای صاحب عزا را همسایگان تأمین می کردند و او فقط مشغول عزاداری بود و برای تهیه وسایل پذیرایی دچار مشکل نمی شد.

محمدعلی جعفری دوآبسری

این خبر را به اشتراک بگذارید :