فساد ۹۵,۰۴۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومانی

شکوفه های زیتون– اولین جلسه رسیدگی به اتهام مدیر عامل سابق شرکت بازرگانی پتروشیمی و ۱۴متهم دیگر در دادگاه ویژه رسیدگی به جرائم مفسدان اقتصادی به ریاست قاضی مسعودی هفته گذشته برگزار شد. رضا حمزه لو مدیرعامل سابق شرکت بازرگانی پتروشیمی، محسن احمدیان بازنشسته پتروشیمی، عباس صمیمی عضو هیئت مدیره شرکت بازرگانی پتروشیمی، سید امین قریشی، علیرضا رحمانی، مصطفی تهرانی صفا، سام ساعدیان، محمد حسین شیرعلی، سعید خیری زاده، ابوالفضل شمس‌آبادی، سید علیرضا حسینی و علی اشرف ریاحی از متهمان این اختلاس تاریخی می باشند.

روز چهارشنبه ۱۵ اسفند ماه سالجاری خبر از بررسی متهمین در پتروشیمی ایران منتشر شد. همچنین اسم دو خانم هم در این پرونده دیده می شود: مرجان شیخ الاسلامی آل آقا متهم به مشارکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور و تحصیل مال نامشروع به مبلغ ۷ میلیون و ۶۵ هزار و ۵۲۹ یورو و ۸ میلیون و ۷۱۰ هزار و ۳۸۴ دلار و نیز معصومه دری مدیر عامل شرکت بازرگانی دفتر دبی متهم به معاونت در اخلال در نظام اقتصادی کشور و معاونت در تحصیل مال از طریق نامشروع است.

یکی از راه های به انحراف کشیدن مبارزات مردم در کشورهای انقلابی، بی اعتماد کردن آن ها به ارکان نظام اداری و اقتصادی و نظامی است. در همین رابطه فساد اقتصادی ید طولایی در این زمینه دارد. در این میان نام زنی به چشم می آید که پیش تر هم نام او در کشور مطرح شده بود البته نه به عنوان متهم در پرونده پتروشیمی و اخلالگر نظام اقتصادی؛ مرجان شیخ الاسلامی آل آقا. او مدیر عامل شرکت بازرگانی دنیز و هترا تجارت است.

او سال پیش موفق شده بود از ایران به کانادا بگریزد. سایت بولت نیوز در مرداد ۹۶ نوشت: شرکت نفت و گاز وابسته به قرارگاه خاتم الانبیا نا آگاهانه مبادرت به عقد قرارداد با فردی مشکوک به نام مرجان شیخ الاسلامی آل آقا کرده و این فرد با گرفتن پول های فراوان گویا از کشور متواری شده و به کانادا گریخته است. این‌گونه که سابقه مرجان شیخ الاسلام نشان می‌دهد، روابط او محدود به یک طیف خاص سیاسی نبود و به‌ نوعی با نزدیکی به گروه‌های سیاسی، اهداف خود را پیگیری می‌کرد او البته هرگز بر کرسی های پارلمان ایران تکیه نزد.

نگاهی به سابقه سیاسی او دگردیسی و چند زیست بودن این زن را نشان می‌دهد، به همین نسبت هم تصاویر متفاوت و متضادی از او در فضای مجازی موجود است؛ با مقنعه و چادر و محجبه، با مانتو و بعد بدون حجاب در خارج از کشور! و در انتخابات مجلس ششم به عنوان عضو جبهه مشارکت و عضو تحریریه روزنامه صبح امروز به مدیرمسئولی سعید حجاریان کاندیدا شد. وی در مجلس هشتم ادعا کرد که تاکنون سیاسی نبوده و نسبتی با اصلاح طلبان ندارد و با عنوان اصولگرا کاندیدا شد.

او مدیرعامل اسبق خبرگزاری میراث فرهنگی است. با روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد بیش از گذشته به سمت اصولگرایان چرخید! شیخ الاسلام همزمان توانست در شرکت‌های نفتی هم ورود کرده و طرف عقد قرارداد‌ها قرار بگیرد. وی مرداد ۹۶ از ایران به ترکیه فرار کرد و با آنچه از ایران دزدیده بود، شرکت‌هایی در ترکیه خرید. سپس سرمایه و زندگی‌اش را از ترکیه به کانادا منتقل کرد. حالا او با آخرین همسرش، مهدی خلجی، در خانه‌ای دو میلیون و ۳۰۰ هزاردلاری در شهر واشنگتن‌دی‌سی زندگی می‌کند. مهدی خلجی کارمند مؤسسه مطالعاتی انستیتو واشنگتن و از حامیان تحریم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. نکته جالب توجه آنکه روشن نیست درون گروه‌های اپوزیسیون چه خبر است و چه اختلافاتی بروز کرده که این اطلاعات به بیرون درز کرده است.

یکی دیگر از نکاتی که در زندگی شخصی این متهم اقتصادی مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است، نحوه ازدواج و هویت همسر اوست. مهدی خلجی از فعالان رسانه‌ای خارج از کشور که به‌تازگی نیز خود را نزدیک به رضا پهلوی معرفی می‌کند. او البته بعد از افشای اختلاس همسرش عکس‌های خود با او را در فضای مجازی پاک کرده، فعال سیاسی که ازجمله براندازان است و همین اواخر نیز به مجلس نمایندگان آمریکا پیشنهاد داد که تحریم‌ها علیه ایران را افزایش دهند. با این حساب باید ببینیم سرنوشت این غائله که حالا با هشتگ «خلجی-گیت» ازجمله بحث‌های داغ توییتر فارسی و دیگر شبکه‌های اجتماعی است، به کجا خواهد رسید.

مهدی خلجی روزنامه‌‌نگار و تحلیلگر سیاسی ۴۵ ساله‌‌ای است کسی که درس حوزه خوانده بود و از شاگردان آیت‌‌الله وحید خراسانی و آیت‌‌الله جواد تبریزی بوده است اما به دلیل علاقه به فلسفه، به صورت مستمع آزاد در کلاس‌‌های فلسفه‌‌ی دانشگاه تهران و دانشگاه شهید بهشتی شرکت می‌‌کرد. حالا او را به عنوان یکی از اپوزیسیون‌‌های خارج‌‌نشین می‌‌شناسند، کسی که به تازگی خود را هم قطار رضا پهلوی نشان می‌‌دهد و با برخی از رسانه‌‌های خارجی مثل رادیو فردا و بی‌‌بی‌‌سی فارسی همکاری دارد و تحلیل‌‌های تند درباره نظام جمهوری اسلامی دارد. او در صفحه‌‌ی اینستاگرامش هم به‌تندی از جمهوری اسلامی ایران انتقاد می‌‌کند.

چیزی که در این چند روز واکنش‌‌های زیادی در فضای مجازی داشته؛ یکی از کاربران نوشته است« ‎مهدی خلجی فکر می‌‌کند با پاک کردن عکس‌‌های ‎مرجان شیخ‌‌الاسلام آل‌‌آقا از اینستاگرام، همه چیز فراموش می‌‌شود، احتمالاً حق دارد، حافظه نداریم و همه چیز برای ما کوتاه مدت است.‌‌ مهدی خلجی برای تحریم لابی می‌‌کند و ‎ مرجان شیخ‌‌الاسلام آل‌‌آقا با دور زدن تحریم کاسبی، خدا در و تخته را جور کرده»

داوود حشمتی روزنامه‌‌نگار هم در توئیترش نوشته است: «مرجان شیخ‌‌الاسلام آل آقا در دوره‌‌ی احمدی‌نژاد یکی از کاسبان تحریم بود. گفته می‌‌شود بین ۷۰۰ تا یک میلیارد دلار در حسابش را بازنگردانده. نکته‌‌ی جالبش اینجاست که او با مهدی خلجی ازدواج می‌‌کند که با برجام مخالف است و از اسرائیل دفاع می‌‌کند. اینها همه اتفاقی است؟ لعنت به شما».مسیح علی‌‌نژاد در کتاب معروفش با نام «باد در موهایم» درباره شیخ‌‌الاسلامی نوشته: «مرجان شیخ‌‌الاسلامی، دبیر سیاسی روزنامه همبستگی، مرا زیر بال‌‌وپر گرفت». اما سوال اینجاست که دستگاه قضا چه حکمی برای مرجان شیخ الاسلامی آل آقا تعیین می کند و پرسش اساسی تر اینکه فردی با این پرونده عجیب چگونه توانسته به پتروشیمی ایران وارد شود؟

در حالی که مقام معظم رهبری دائم بر اقتصاد مقاومتی و استفاده از توانمندی های داخلی تاکید فرموده اند و کشور نیازمند استفاده از دانش فنی و توانمندی های نیروهای مسلح برای شتاب دادن به رشد اقتصادی کشور است اما گروهی با ادامه مسیری که در زمان تحریم ها باز شد سعی دارند هم چنان به سوء استفاده های خود از منابع کشور ادامه داده و جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهند.

سابقه اختلاس در ایران

اوایل دهه هفتاد، هنوز غبار جنگ از شهرها پاک نشده بود که زمزمه ناخوش تعرض برخی از کارگزاران مردم به بیت المال، روح مردم را آزرد. مردمی که در روزهای سخت، با بذل مال کم و بیش خود، یاور دولت و رزمندگان دفاع مقدس بودند، اینک با غارتی بی‌سابقه مواجه شدند. اولین فساد مالی یا اختلاس پس از انقلاب اسلامی، در سال ۷۱ برملا شد که نشان از ضعف قانون و عدم نظارت کافی مسئولین داشت که ناجوانمردانه، سرمایه‌های این مرز و بوم را برای تامین منافع شخصی، به بهشت دزدان و اختلاس گران، یعنی کانادا انتقال می‌دادند تا علاوه بر آن که ناامنی اقتصادی را در کشورمان ایجاد می‌کنند، ملت را نسبت به دیگر مسئولین و خدمتگزاران خود بدبین کرده و زمینه‌های انفکاک مردم از نظام اسلامی را فراهم آورند.

اولین اختلاس تاریخ ایران

سال ۷۱ اولین اختلاس در تاریخ ایران به ‌نام «فاضل خداداد» و «مرتضی رفیق‌دوست» به ثبت رسید. «مرتضی رفیق دوست» که از تاجران و فعالان بازار میوه و تره بار بود با همکاری خداداد کارمند بانک صادرات توانستند ب ا چک تضمینی به مبلغ ۱۵۰ میلیون تومان از بانک صادرات وام کلان بگیرد و با ضمانت‌نامه بدون پشتوانه، ۳ میلیارد تومان اختلاس کنند، که با دریافت پرداخت‌های مکرر به ۱۲۳ میلیارد رسید. اما چندی از این فساد مالی نگذشته بود که ماجرا توسط بازرسان بانک مرکزی آشکار و موضوع به مراجع قضایی ارجاع داده شد. پس از تشکیل دادگاه و بررسی مستندات خداداد به اعدام و رفیق دوست به ابد محکوم شدند که در سال ۸۲ رفیق دوست با عودت اموال مشمول عفو قرار گرفت.

 

 


سیاسی‌ترین اختلاس

غلامحسین کرباسچی شهردار تهران، در سال ۷۷ به اتهام اختلاس و نقض صریح قانون بازداشت شد. آنچه در مفاد اتهامات او آمده بود، برداشت مالی وی به نفع کارگزاران سازندگی (حزب مورد علاقه او)، اختلاس به نفع شخصی، برداشت برای نمایندگی ایران در سازمان ملل، تضییع اموال و تصرفات غیر مجاز و غیر قانونی در وجوه شهرداری، به مبلغ ۱۴ میلیارد تومان بود. او دومین و معروف‌ترین اختلاسگر سیاسی ایران نام دارد. رأی نهایی دادگاه، به استناد ماده ۴۷ قانون مجازات اسلامی، به دو سال حبس و ده سال انفصال از خدمات دولتی و پرداخت جزای نقدی و استرداد وجوه تعلق گرفت و از اغلب موارد اتهامی دیگر تبرئه شد.

 


جوان‌ترین اختلاس گر ایران

در سال ۱۳۸۱ شهرام جزایری ۲۹ ساله، یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های فساد مالی را به خود اختصاص داد. او فعالیت خود را از دستفروشی شروع کرد و با تحصیل مال از طریق نامشروع، پرداخت رشوه به افراد مختلف، معافیت از سربازی به صورت متقلبانه، اعمال نفوذ برخلاف حق و مقررات قانونی، تبانی در معاملات دولتی، اغوای مسئولان بانک‌ها، تسهیل و دریافت ارز، عدم به کارگیری تسهیلات و ایجاد رکود در امر صادرات و واردات، در نظام اقتصادی کشور اختلال ایجاد کرد و پس از فرار از زندان و خروج غیرمجاز از کشور، به ۲۷ سال زندان محکوم شد و بعد از ۱۳ سال از زندان آزاد گردید.

 


اختلاس ۳ هزار میلیاردی

نام «مه آفرید خسروی» که توانست مبلغ ۳ هزار میلیارد تومان را از شبکه‌های بانکی ایران به سرقت ببرد و محمودرضا خاوری مدیرعامل وقت بانک ملی در کنار یکدیگر، یادآور بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ در ایران است. کشف سررشته این اختلاس توسط بانک صادرات صورت گرفت که به لغو مجوز بانک آریا منجر شد. سایر بانک‌ها از قبیل بانک ملی، بانک سامان، بانک سپه، بانک صنعت و معدن و بانک پارسیان نیز با این امر درگیر شدند. پس از جلسات زیاد دادگاه و بررسی‌های همه‌ جانبه، «مه آفرید» به اعدام محکوم شد و خاوری به ‌همراه ۳ هزار میلیارد پول به کانادا گریخت و تاکنون تلاش‌های مامورین امنیتی برای بازگرداندن وی بی‌نتیجه بوده است.

 

 


رده بالاترین اختلاس

در دی‌ماه سال ۱۳۹۲ قوه قضاییه از اختلاس بیمه ایران پرده برداشت و سخنگوی قوه قضاییه نام «محمدرضا ‌رحیمی»، معاون اول رئیس دولت دهم را در این پرونده تایید کرد. او به علت فساد و اختلاس، رشوه، سوءاستفاده از موقعیت شغلی در بهمن ماه سال ۹۳ به ۵ سال و ۹۱ روز حبس، ۲ میلیارد و ۸۵۰ میلیون تومان رد مال و ۱ میلیارد تومان جزای نقدی محکوم شد و هم اکنون در زندان اوین به سر می‌برد.

 

 


پر حاشیه ترین اختلاس

بازداشت سعید مرتضوی قاضی پرآوازه وقت و دادستان اسبق تهران و رئیس کوتاه مدت سازمان تأمین اجتماعی در سال ۱۳۹۱ به اتهام فساد مالی که مصونیت قضایی او در شهریور ۸۹ توسط دادگاه انتظامی قضات لغو شده بود، تعجب بسیاری را برانگیخت. البته دوران قضاوت ومسئولیت وی، همواره پرحاشیه و مسئله‌دار بود. به گفته یکی از اعضای هیأت مدیره جدید سازمان تأمین اجتماعی، یکی از موارد اتهامی سعید مرتضوی، تفاهم‌نامه‌ او با بابک زنجانی بود که طی آن، در ازای پرداخت ۵.۳ میلیون یورو از جانب زنجانی، این سازمان ۱۳۷ شرکت زیرمجموعه خود را با نرخ تعیین‌شده بر اساس بورس کالا، به زنجانی بفروشد. سعید مرتضوی اکنون در زندان بسر می‌برد.

 

 


نفتی ترین اختلاس

نام «بابک زنجانی» در اواخر دولت دهم به عنوان جوان میلیاردری که شرکت هواپیمایی داشت، در ساخت چند پروژه سینمایی مشارکت می‌کرد و روابط اقتصادی و اجتماعی خارج از اصول داشت، مطرح شد. او به بهانه تحریم‌ها علیه ایران، امتیازاتی برای فروش نفت را به‌ دست آورد که منجر به یکی از بزرگ‌ترین فسادهای نفتی و بزرگترین فسادهای مالی در تاریخ جهان شد. فروش نفت و قراردادهای کلان با مجموعه‌های دولتی برای بابک زنجانی بدهی‌های هنگفت را رقم زد. بدهی او تنها به وزارت نفت، بیش از ۲ میلیارد دلار بوده که به گفته وزیر نفت، با احتساب خسارت، به حدود ۴ میلیارد دلار می‌رسد. قریب به دو سال قبل، دستگاه قضایی حکم اعدام بابک زنجانی را صادر کرد اما مسئولان قضایی منتظر بازپرداخت پول‌ها از سوی او هستند و زنجانی از این موضوع امتناع می‌ورزد.

 

 

گم شدن دکل نفتی!

در سال ۱۳۹۴ مجلس نهم درباره خریداری شدن یک دکل نفتی توسط شرکت تأسیسات دریایی با قیمت ٨٧ میلیون دلار بحث شد که این دکل با وجود واریز تمام پول به حساب شرکت واسطه، وارد ایران نشد و همچنین دادگاه در ادامه با تایید زنگنه (وزیر نفت دولت یازدهم)، با مفقودی یک دکل دیگر که قرارداد خرید آن بسته شده اما تحویل گرفته نشده مواجه گردید. پس از بررسی‌های فراوان، فرزند «عطاءالله مهاجرانی»، در این ماجرا بازداشت و سپس با قرار وثیقه آزاد شده که پرونده خرید این دو دکل، با هزینه مجموعا ۱۲۴ میلیون دلار، همچنان در دست بررسی است.

آخرین اختلاس در وزارت نفت

به گفته مهندس زنگنه (وزیر نفت)، کارمند بخش اکتشاف وزارتخانه با سابقه ۳۰ سال کار در وزارت نفت، از سال ۱۳۹۶ حدود ۱۰۰ میلیارد تومان از این وزارتخانه اختلاس کرده که پس از کشف فساد، او ظرف سه ساعت از کشور خارج ‌شده است. مقامات قضایی به درخواست وزیر نفت، از طریق اینترپل پیگیر بازگرداندن این فرد به ایران هستند. در پی این اختلاس، چند نفر از مسئولانِ اکتشاف وزارت نفت از پست‌هایشان برکنار شدند و چند نفر هم به هیئت تخلفات اداری این وزارتخانه معرفی شدند.


از مانتوی اصلاح‌طلبی تا چادر اصول‌گرایی

مصطفی داننده- در اولین جلسه دادگاه اخلال اقتصادی در حوزه پتروشیمی نام یک زن به میان آمد. مرجان شیخ الاسلامی آل آقا. او مدیر عامل شرکت بازرگانی دنیز و هترا تجارت است. به گفته قاضی مسعودی او متهم به مشارکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور به مبلغ مذکور و تحصیل مال نامشروع به مبلغ ۷ میلیون و ۶۵ هزار و ۵۲۹ یورو و ۸ میلیون و ۷۱۰ هزار و ۳۸۴ دلار است.

مرجان شیخ‌الاسلام الان در کانادا زندگی می‌کند. این متهم اقتصادی، دو بار نامزد انتخابات مجلس بوده است. یک بار در مجلس ششم که خود را اصلاح طلب خوانده و یک بار در مجلس هشتم که ترجیح داده یک اصولگرا شناخته شود. او البته هرگز بر کرسی پارلمان تکیه نزد. رفتار این خانم در این سال‌ها نشان می‌دهد او به خوبی راه پیشرفت در ایران را شناخته است. او از استراتژی « گر خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» استفاده کرده است.

عکس‌های او را در این سال‌ها ببیند. او زمانی که با اصلاح‌طلبان بوده است از سبک لباس پوشیدن در دهه ۷۰ استفاده می‌کرده است. یک مانتوی بلند و یک روسری ساده. این ظاهر نماد زن‌های اصلاح طلب در دهه ۷۰ بود. او با همین نوع پوشش به فکر رسیدن به پارلمان ششم بود. وقتی نوبت به نزدیکی به جریان اصولگرا شد، او سبک لباس پوشیدنش را عوض و چادر به سر کرد. خانم‌های اصول‌گرا معمولا این سبک لباس پوشیدن را انتخاب می‌کنند. او با یک چادر، اصول‌گرا شد. مرجان شیخ‌الاسلامی حالا که در کانادا زندگی می‌کند، نه دیگر مانتوی اصلاح‌طلبی می‌پوشد نه چادر اصول‌گرایی و بی حجاب شد و موهای خود را به باد سپرد.

متاسفانه این رفتار در کشور نهادینه شده است. بخشی  از مردم برای طی کردن راه‌های کوتاه‌تر از « مسیر ریا» وارد می‌شوند. حتما صحنه مشهور برخی از سریال‌های ایرانی را به یاد دارید که بازیگر اصلی فیلم در زمان که می‌خواهد از صندوق‌های قرض  الحسنه وام بگیرد در اولین گام در حالی که هنوز افتتاح حساب نکرده است، به سراغ «یقه» خود می‌رود و دکمه آن را می‌بندد.این صحنه قشنگ بیانگر واقعیت ناپسند جامعه ایرانی است. رسم ناخوشایندی است این رسم جا افتاده در میان ما و این رسم در تمام سطوح جامعه رواج دارد. ما به خوبی یاد گرفته‌ایم که از مذهب و عرف به عنوان راه میان‌بر استفاده کنیم. متاسفانه در این راه مسئولان کشور نیز در تحقق این معنا کمک فراوانی می‌کنند. آنها برای اینکه نشان بدهند جامعه ما کاملا دینی است، از این رفتار غیرصادقانه مردم راضی هستند و هیچ اعتراضی به این رفتار نمی‌کنند یا به بیان بهتر باید گفت که خود آنها مسبب بوجود آمدن این رفتار شدند. تا وقتی ظاهر آدم‌ها بر تخصص آنها غلبه کند، آش همان آش است و کاسه همان کاسه.  واقعا برای استخدام در یک شرکت دولتی احتیاجی نیست حتما آن کارمند تمام مستحبات و مباحات دین را جز به جز اجرا کند. یا اینکه ما مطمئن شویم که او در طول عمر شلوار لی پوشیده است یا خیر؟ بهتر است به جای اینکه او را مجبور به بازی کردن نقش یک دیندار کنیم، از تخصص و وجدان کاری او بپرسیم.

قطعا ندانستن شکیات دین و یا نرفتن هر هفته به نماز جمعه، هیچ تاثیری در روندکاری این فرد ندارد و تنها باعث می‌شود او دروغ گفتن و فیلم بازی کردن را بیاموزد. مرجان شیخ‌الاسلامی نمونه بارز ریاکاری در ایران است. ریاکاری که هر روز در حال رشد است.

این خبر را به اشتراک بگذارید :