تاریخ انتشار: چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۳:۰۴ ب.ظ
علی شریعتی، اندیشمند فراموش‌نشدنی
شکوفه های زیتون– ۲۹ خرداد هر سال یاد و خاطره شخصیتی را با خود دارد که هم در حیاتش هم در مماتش موافقین فراوان داشت و مخالفینش هم کم نبودند. متفکری که به اذعان موافق و مخالف تاثیر زیادی در حیات فکری سیاسی نسل جوان دهه ۵۰ شمسی داشت و پس از وقوع انقلاب هم […]

شکوفه های زیتون– ۲۹ خرداد هر سال یاد و خاطره شخصیتی را با خود دارد که هم در حیاتش هم در مماتش موافقین فراوان داشت و مخالفینش هم کم نبودند. متفکری که به اذعان موافق و مخالف تاثیر زیادی در حیات فکری سیاسی نسل جوان دهه ۵۰ شمسی داشت و پس از وقوع انقلاب هم سخن درباره او فراوان بوده است. با این وجود آیا پس از گذشت ۴۰ سال از در گذشت او باز هم باید از او سخن گفت؟ جواب این پرسش آری می‌باشد. اما چرا درباره نکات زیر قابل توجه است.

۱-نسل انقلاب اسلامی آموزگارانی داشت که قطعا یکی از آنها دکتر علی شعریتی بود. معلمانی فرهیخته و فرزانه که زمینه ساز آمدن امام خمینی بزرگ آموزگار انقلاب گردیدند. در دهه ۵۰ شمسی دیدگاههای شریعتی که از طریق تریبون حسینیه ارشاد و انتشار کتابهای وی در جامعه منتشر و رواج پیدا می کرد در جامعه آن زمان ایران نوعی آمادگی و بسترسازی برای حرکت انقلابی مردم در سال ۱۳۵۷ گردید. در همین راستا بود که در تظاهرات های چند میلیونی سال ۱۳۵۷تصاویر شریعتی به وفور یافت می شد و شعار معروف “دکتر علی شریعتی معلم شهید ما جان به کفش نهاده بود…”زبانزد توده ها بود. اما پرسش اساسی این است که شریعتی به عنوان یکی از آموزگاران انقلاب چگونه می اندیشید وچه کارکردی داشت؟

۲-شریعتی در اوج دوره فعالیت خود تلاش می کرد با بازآفرینی شخصیت های شاخص تشیع آنها را به گونه ای تعریف و معرفی کند که نسل جوان به آنها افتخار و خود را بی نیاز از شخصیت های دیگر مکاتب بداند. در عصری که نسل جوان انقلابی شخصیت هایی همانند لنین، مائو، فیدل کاسترو و چه گوارا….را الگوی خود قرار داده بودند شریعتی با آثاری همانند “علی حقیقتی بر گونه اساطیر”، “حسین وارث ادم”، “ابوذر”، “سلمان پاک”، “فاطمه فاطمه است”و…..موفق شد ترسیم گر چهره واقعی شخصیت های شیعی شود و با ارائه تصویری راستین سبب آشتی میان بخشی از روشنفکران و دانشگاهیان با تاریخ خودشان گردد. کاری که فقط از عهده شریعتی برآمد و بی نظیر بود.کم نبودند کسانی که با دیدگاههای خاص خود به حسینیه ارشاد می رفتند ولی پس از مدتی تحت تاثیر اندیشه های شریعتی از دیدگاههای خود رجعت می نمودند.

۳- شریعتی راهی را نشان داد که همچنان می تواند سر لوحه فعالیت اهل فکر و اندیشه و صاحبان عمل سیاسی باشد. و آن این بود که هویت زنده و پویا در ایران همان هویت اسلامی -ایرانی است که در اندیشه شیعی عینیت یافته و همچنان پا برجاست. به تعبیر دیگر وی معتقد بود تغییروتحولات جامعه ایرانی را باید در پرتو همین هویت بررسی کرد. وی معتقد بود دوره تکیه بر ناسیونالیسم ایرانی سپری گشته و از سوی دیگر آموزه های لیبرالیسم هم در ایران قابلیت اجرایی ندارد.

۴-آرمان شریعتی تحقق شعار آزادی-عدالت و عرفان بود. وی معتقد بود انقلاب کبیر فرانسه مقوله آزادی خواهی را به طور جدی مطرح کرد اما سرمایه داری جهانی این موضوع را به نفع خود مصادره کرده همچنان که موضوع عدالت هم قربانی کمونیسم بین الملل گردیده است. شریعتی معتقد بود دو مقوله آزادی و عدالت نیاز به پایه سومی دارد که آن عرفان است .مثلث آزادی عدالت و عرفان شاه بیت اندیشه او برای مهندسی جامعه بود. اندیشه ای که سال ها پس از در گذشت او همچنان موضوعیت داشته و اذهان زیادی را به خود مشغول کرده است.

۵-نکته قابل توجه این که تایید ضمنی رهبر فقید-امام خمینی-و حمایت مقام معظم رهبری از بخش قابل توجه اندیشه های او نشان می دهد وی اندیشمندی نیست که بتوان به سادگی از او عبور کرد و درباره‌اش سخنی نگفت پس باز هم شریعتی.


مروری کوتاه بر زندگی دکتر شریعتی


دکتر علی شریعتی در دوم آذر سال ۱۳۱۲ در کاهک، یک روستای سنتی کوچک، کنار کویر، در نزدیکی سبزوار دیده به جهان گشود. پدرش محمد تقی شریعتی، موسس کانون حقایق اسلامی و مادرش زهرا امینی، زنی روستایی متواضع و حساس بود. پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده ملاهادی سبزواری محسوب می‌شد. در سال ۱۳۳۱، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. در تاریخ۲۴ تیر سال ۱۳۴۷ با پوران شریعت رضوی،یکی از همکلاسی‌هایش ازداوج کرد. شریعتی تحصیلات دانشگاهی خود را در مشهد گذراند و تحصیلات عالی خود را در سال ۱۳۴۱ در فرانسه و در رشته ادبیات ادامه داد. در سال ۱۳۴۳ به ایران برگشت و در مرز دستگیر شد. حکم دستگیری از سوی ساواک بود و متعلق به ۲ سال پیش یعنی در هنگام خروج از ایران که به همان دلیل معلق مانده بود و در عین حال لازم‌الاجرا بود. بعد از بازداشت به زندان قزل‌قلعه در تهران منتقل شد. اوایل شهریور همان سال بعد از آزادی به مشهد برگشت.

از آبان ماه ۱۳۵۱ تا تیر ماه ۱۳۵۲، دکتر به زندگی مخفی روی آورد. ساواک به دنبال او بود و از تعطیلی به بعد، متن سخنرانی‌های دکتر با اسم مستعار به چاپ می‌رسید. در تیر ماه ۱۳۵۲، دکتر در نیمه شب به خانه‌اش مراجعه کرد و دو روز بعد به شهربانی مراجعه کرد و خودش را معرفی کرد. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت. شریعتی سپس در فروردین سال ۱۳۵۲ تحت شرایط ویژه‌ای آزاد شد که بر طبق آن اجازه تدریس، انتشار، و یا برپایی گردهمایی را چه به صورت خصوصی و چه عمومی نداشت. علاوه بر این، ساواک کلیه تحرکات او را به شدت زیر نظر داشت. شریعتی این شرایط را نپذیرفت و تصمیم به هجرت از ایران گرفت. اما سه هفته بعد از ورود به سواتهمپتون انگلستان، در ۲۸ خرداد ۱۳۵۶، به طرز مشکوکی از دنیا رفت. دلیل رسمی مرگ وی حمله قلبی اعلام شد. در ایران بسیاری از او با نام شهیدیاد می‌کنند. شریعتی بر خلاف وصیت خود که خواسته بود بود وی را در حرم امام هشتم شیعیان در مشهد دفن کنند، در حرم حضرت زینب(س)، در شهر دمشق به خاک سپرده شد.


آثار


ابوذر، اسلام شناسی، امت وامامت، انسان، انسان بی‌خود، اومانیسم اسلامی، با مخاطب‌های آشنا، بازگشت به خویش، بازگشت به کدام خویش، تحلیلی از مناسک حج، تشیع علوی و تشیع صفوی، توتم پرستی، جهاد و شهادت، جهان‌بینی و ایدئولوژی، جهت‌گیری‌های طبقاتی در اسلام، چه باید کرد؟، حج، حسین وارث آدم، خودسازی انقلابی، روش شناخت اسلام، زن در اسلام، علی انسان تمام، فاطمه فاطمه‌است، فلسفه تاریخ در اسلام، کویر (مجموعه مقالات)، گفت‌وگوهای تنهایی، ما و اقبال، مذهب علیه مذهب، مسئولیت شیعه بودن، میعاد با ابراهیم، نامه‌ها، نیازهای انسان امروز، نیایش، هجرت وتمدن، هنریک جلوش تا بینهایت صفرها، ویژگی‌های قرون جدید، هبوط و استحمار


چرا شریعتی افسانه شد؟


تاثیر کلام شریعتی در میان جوانان هم عصر خود تا آنجا بود که رژیم شاه را چاره ای جز کنترل وی نبود. افشاگریهای شریعتی همچون تیری بود که بر قلب رژیم شاه وارد می آمد.در روزگاری که زنده یاد دکتر علی شریعتی زیست و آموخت، نوشت و آموزش داد، همه چیز در کشور ما برای افسانه‌ای شدن زندگانی و مرگ انسان‌ها فراهم بود. شریعتی ثابت کرد برای افسانه شدن و به افسانه‌ها پیوستن نمی‌توان به سادگی پیش خود تصمیم گرفت و بیرون از گنجایش زمانه و زمان آن را انجام داد. و نیازی نیست چیزی فراتر از گنجایش اندیشه و بیرون از توان انسان‌ها روی دهد تا افسانه‌ای زاده شود. شریعتی حرکت خود را در زمانه‌ای آغاز کرد که پادشاه کشور با دولت‌های آمریکا و انگلیس همدست و بر علیه دولت قانونی و نخست‌وزیر محبوب کشور خود کودتا کرده بود.

اما خواب و خیال و بی‌خبری سده‌ها، درهم‌تنیدگی تاریخی مذهب و پادشاهی در کشور، با نیروی جادویی سخنوری دکتر شریعتی گسسته می‌شد و همه آن گروه‌های اجتماعی را هم با خود می‌برد که مذهب را آیین زندگانی می‌پنداشتند. او برای گسترش دامنه این گسست حتی عالمان دینی را هم به پرسش و نقد می‌گرفت تا پیوند تاریخی با پادشاهی را بگسلند، و در کار خویش موفق بود. شریعتی به باور بسیاری از شاگردان و مریدانش مرد تمام زمانها است.بسیاری از حکومتگران دولتهای پس از انقلاب خواسته یا ناخواسته از شریعتی تاثیر پذیرفتند تا بار دیگر بر همگان اثبات شود شریعتی مرد تمام زمانها است.

شریعتی در میان روشنفکران عصر خود بیشترین مبارزه را در مقابل حکومت شاه انجام داد. اغراق نکرده ایم و بسیاری از شاگردان شریعتی هم براین نکته تاکید دارند که تاثیر کلام شریعتی تا آنجا بود که پایگاه اجتماعی سنتی شاهنشاهی هم به رفتن شاه تن داد. با نگاهی تاریخی این یک پیروزی بزرگ برای آرمان شریعتی بود. شریعتی اما تنها به هدف چشم دوخته بود و به نتیجه توجه چندانی نداشت. شاید در این جمله انتقادی بر شریعتی بیابید ولی همین‌که همیشه اینچنین بوده او را از آزمون زمانه سربلند بیرون می‌آورد.

امروزه اما کمتر کسی است که با میراث شریعتی آشنا باشد و خود را از سنجش نتیجه گفتار و کردار خویش بی‌نیاز بداند. شاگردان و نسلهای متفاوتی که از شریعتی تاثیر پذیرفته اند امروز به حاشیه رانده شده اند. زمانه دیگر شده است و ایرانیان را به اندیشه‌های دیگری فرامی‌خواند که در دستور پندار و کردار شریعتی نبود. شریعتی و هم‌روزگاران او از میان آتش و خون گذشتند. دیکتاتوری خونریز کودتاگر، حکومت نظامی، جنگ‌های خیابانی ,بی عدالتی، همه و همه با همه زشتی و تلخیش بایستی در زبان و گفتار شریعتی‌ و همروزگارانش بازتاب می‌یافت، تا فرزند راستین زمانه خود و پاسخگوی صادق نیازهای آن باقی می‌ماندند.

یاران دیروز و امروز شریعتی، کسانی که با اندیشه‌های او پرورش یافته و خود را شاگرد شریعتی می‌دانستند، نه از مبارزه با شاه و دولت‌های همدست او بازماندند و نه از شادی و پایکوبی به هنگام فرار شاه و سرافکندگی پشتیبانان او. راز افسانه‌ای شدن زندگی و مرگ شریعتی را هم در همین‌جا بایستی جستجو کرد. هم خود و هم شاگردانش به مردم و میهن وفادار ماندند و به خواست روزگار و زمانه خویش پاسخ مناسبی دادند. شریعتی اینگونه معنی می‌شود و اینگونه اعتبار و آبرو می‌یابد و اینگونه به تاریخ می‌پیوندد. از شریعتی یادگاران بسیاری برجا مانده است. شریعتی با خفت و زبونی زمانه خویش درافتاده بود و الفت با او روح ستیز با کژی‌های زمانه را زنده نگاه می‌داشت. می‌توان مانند او بود، زمانه و زمان خویش را به نقد کشید، خواست مردم و نیاز آن‌ها را همچون او راهنمای خود کرد، آن‌چه را که زورمندان بدیهی وانمود می‌کنند به پرسش گرفت.


چرا دکتر شریعتی در سوریه دفن شد؟


دکتر شریعتی در سال های پایانی عمر، به شدت تحت نظارت ساواک بود. تا جایی که بالاخره تصمیم گرفت از کشور خارج شود. او به دلیل ممنوع الخروج بودن با نام خانوادگی «مزینانی» گذرنامه گرفت و به بروکسل بلژیک و از آنجا به انگلستان رفت اما سه هفته بعد از اقامت در ساوت همپتون انگلیس، در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ درگذشت. با وجودی که شریعتی وصیت کرده بود پیکرش در حسینیه ارشاد به خاک سپرده شود، شرایط طور دیگری پیش رفت تا دمشق، آخرین میزبان او در دنیا باشد.

دکتر ناصر میناچی، مدیر حسینیه ارشاد و یکی از بنیان‌گذران این موسسه‌ فرهنگی-مذهبی، سه سال قبل در مراسم بزرگداشت سی و دومین سالگرد اسارت امام موسی صدر روایت مرگ شریعتی را اینطور عنوان کرد: «مطلع شدیم که تیمی از ماموران و کارشناسان حرفه‌ای ساواک (حدود ۴۰ نفر) عازم لندن شده‌اند و هدفشان ربودن جسد شریعتی و انتقال آن به تهران به هر وسیله‌ای می‌باشد. آنها حتی به منزل آقای فکوهی مراجعه کردند و درخواست خود را اظهار داشته بودند. هدف آنها که توسط شخص شاه و ساواک تعیین شده بود، انتقال جسد شریعتی به ایران و برپایی یک مراسم گسترده و پر سرو صدا برای شریعتی در مشهد بود. آنها می‌خواستند کاری را که در دوران حیات شریعتی نتوانستند با او انجام دهند، در این شرایط محقق سازند و او را بدنام و بی‌آبرو سازند. خودشان برایش مراسم بگیرند و از او تجلیل کنند! و پس از تشییع در حرم امام رضا و طواف او در حرم، در کنار ضریح، جایی او را دفن کنند و برای همیشه به خاطره‌ي شریعتی پایان دهند!

امام موسی صدر تلاش‌های بی‌دریغ خود را برای کمک به علاقمندان شریعتی و خانواده و شاگردان او انجام داد و با نفوذ و اعتباری که در لبنان و کشورهایی نظیر سوریه و فلسطین داشت، توانست مستقیما با حافظ اسد رئیس‌جمهوری سوریه صحبت کرده و مراحل انتقال پیکر شریعتی را به آن کشور آسان گرداند. حافظ اسد ضمن حمایت از موسی‌صدر در شرایطی که سوریه سه روز در تعطیلات بسر می‌برد،یک هواپیمای اختصاصی برای ما در لندن ارسال کرد و تمام آن جمعیت حاضر در لندن را همراه با جسد دکتر شریعتی، بدون ویزا و مراحل امنیتی سوار هواپیما کرد و به مقصد سوریه فراخواند.

امام موسی صدر از ما پرسید که آیا دکتر شریعتی وصیتی کرده است یا خیر؟ پاسخ من مثبت بود و اعلام کردم که طبق وصیتی مکتوب که از شریعتی بجای مانده ایشان قبلا با مشورتی که با من و دوستان کردند، علاقمند به دفن خود، در همین حسینیه ارشاد بودند. از آنجا که این وصیت عهدی است در زمان حیات او، با این وصیت نیز موافقت شده است، بنابراین واجب است که پیکر این مسلمان نهایتا در همین محل دفن گردد و هرکس که با این موضوع به هر طریقی مخالفت کند، گناه بزرگی مرتکب شده است. امام موسی صدر نیز این موضوع را متذکر شدند و از این رو ایشان خود اقدام به برگزاری آن مراسم‌های با شکوه برای شریعتی کردند و بخشی از فعالان و شخصیت‌ها و احزاب سیاسی لبنان و فلسطین و سوریه نظیر «عرفات» نیز در مراسم‌های شریعتی حضور پیدا کرده و اعلام حمایت کردند…»


شریعتی نامی آشنا


بسم الله الرحمن الرحیم 

اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا است او جانشین همه نداشتن هاست. «دکتر شریعتی»

شریعتی نامی آشنا برای نسل انقلاب که ناخواسته ما را به آرمان های آن پیوند می زند. و احیاء خاطرات می شود از تلخ و شیرینش. بعد از پیروزی انقلاب فضای سیاسی جامعه بسیار ملتهب بود رویارویی احزاب و سازمانها و قدرت نمایی شان همه نگاه ها را خیره می کرد. و جوانان در رقابت نفس گیر خواب آرام نداشتند. و هر کس به دنبال بهترین ها بود. برای رسیدن به مدینه فاضله خود! چندین سازمان و تشکیلات با متُد پیشرفته، و روش بسیار نوین و جذاب تلاش می کردند تا سُکان محوریت را تصاحب کنند. با ارائه نشریه و حجم عظیمی از کتاب و نوار و داشتن سخنران و متخصص در این امر فرصت را از دیگران می ربودند.
در این رویا رویی در فضای آموزشی مدرسه بچه های مذهبی کم می آوردند، آنان خانواده پیامبر را از ما بهتر می شناختند و نقطه ضعف هایی ارائه می دادند که دادن جواب مشکل بود. این راهکارشان پیشرفت داشت و گروه گروه جوانان در تیر رس شان، و در دام دلربایی شان اسیر!
ولی دیری نپائید که کتابهای شهید مطهری و زنده یاد دکتر شریعتی معجزه آفریدند. تعصب و جهالت رخت بر بست اسلام را آنچه که بود به همگانشان دادند و نوری روشن بر دیده ها جاری ساختند و آن شناخت قرآن خدا بود شناخت خردمندی نهج البلاغه علی که مصلحت اندیشان آن را کنار گذاشته بودند در حد خواندن فاتحه! شریعتی و عزیزانی امثال آن ما را با خانوادۀ پیامبر خدا پیوند زدند خانه ای که تلالو نور قرآن خداست. و شخصیت و قداست و کرامتشان را به رُخ جهانیان کشید و در معرض دید همگان گذاشت تا آنجایی که همه سلاحهای آماده پرتاب بر زمین افتاده و قد علم کردن در برای کتاب ارائه شده توسط آنان برای هی کسی سخت گردید. او علی(ع) را این گونه معرفی می کند. می فرماید او بر خلاف حکیمان دیگر، و بر خلاف نوابغ و اندیشمندان دیگر. که اگر نابغه اند مرد کار نیستند. و اگر مرد کارند مرد اندیشه فهم نیستند. و اگر هر دو هستند مرد شمشیر و جهاد نیستند و اگر هر سه هستند مرد پارسایی و پاکدامنی نیستند و اگر هر چهار هستند مرد عشق و احساس و لطافت روح نیستند. و اگر همه هستند خدا را نمی شناسند و خود را در ایمانشان گم نمی کنند و خودشان هستند.
او مردی است در همه ابعاد انسانی هم چون یک کارگر! با همان پنجه هایی که قرآن، آن سطرهای عظیم خدایی را بر کاغذ می نگارد پنجه در خاک فرو می برد. چاه می کَند. قنات حفر می کند و در شور زار آب بر می آورد درست یک کارگر اما نه در خدمت این و آن، در دل قنات ناگهان فریاد می زند بالایم بکشید. و چون بالای قناتش می آورند. سر و رویش را گل پاشانده است. آب فواره می کشد و در آن بیابان سوزان مدینه نهر جاری می شود. بنی هاشم خوشحال می شوند. اما او نفس نگردانده می گوید مرده بر وارثان من که از آب قطره ای سهم ندارند به مردم وقف نموده است. شریعتی به زیبایی ریشه مکاتب دیگر را در مقابل اسلام خشکاند و عظمت خانواده پیامبر را به زیبایی ترسیم کرد. و روزنه امید به نور بر همگان گشود تا کرامت و عزت انسانها حفظ شود. که این زیبایی کارش بود.
اگر همه ثروت داشتند! دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند؟ و یک نفر در خیابان خواب گندم نمی دید؟ تا دیگری از سر جوانمردی! بی ارزش ترین سکه هایشان را نثارش کنند. اما بی گمان صفا و سادگی می مُرد. «زنده یاد دکتر شریعتی»
تشکر و سپاس از شما خوبان
جفرود فتحی پور خرشکی

آخرين اخبار
پر بحث ترين
تابناك وب
تابناك وب
تابناك وب
تابناك وب
تابناك وب
تابناك وب
محل كد آمار