شکوفه های زیتون– همواره به مسائل بهداشت و درمان، ورزش، فرهنگ و … باید نگاهی فارغ از مسائل سیاسی داشته باشیم. تاثیر مسائل سیاسی جدی ترین آسیب در تصمیم گیری هاست که در دراز مدت نمود پیدا می کند و با گذشت زمان می توان به وضوح دید که چه مشکلاتی در پس آن پدید می آید. شهرستان رودبار دارای قومیت های مختلف با زبان و گویش های شیرین است که در اوج صفا و صمیمت در کنار یکدیگر زندگی می کنند اما در برهه ای از زمان بدلیل مسائل سیاسی بخصوص در زمان برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی در برخی از مناطق با وعده های پوپولیستی، غیرعملی و علمی، رفتار و سخنان نسنجیده چند فرد که ادعای سیاسی بودن دارند اما در واقع تنها در پی منافع شخصی خودشان هستند این صمیمت ها در میان مردمان شهرستان کمرنگ و تبدیل به کدورت می شود.

این کدورت ها پس از برگزاری انتخابات نیز با تصمیمات هیجانی و اشتباه ادامه می یابد بطوریکه با گذشت زمان تاثیرات منفی و آزار دهنده خود را بر مردم سراسر شهرستان می گذارد. نمونه بارز این تصمیم های نسنجیده در دهه های اخیر ساخت سه بیمارستان در سطح شهرستان رودبار است. مگر نه آنکه هدف تمام نمایندگان ادوار، فرمانداران، ائمه جمعه و سایر مسئولین تصمیم گیر و تصمیم ساز خدمت به مردم و رضایت آنهاست! اینکه با چه هدفی مسئولین وقت در شهرستان در پی ساخت سه بیمارستان در شهرهای رودبار، منجیل و رستم آباد بودند چندان اهمیتی ندارد زیرا هدف هر چه که بوده اکنون مردم بسیار ناراضی هستند. این نارضایتی ها مادامی که مشکلی برای هر یک از ما شهروندان رخ می دهد و گذر ما به بیمارستان ها می افتد بیشتر آشکار می شود.

متاسفانه در دو ماه گذشته تعدادی از مصدومان سوانح تصادف به دلیل کمبود امکانات و نبود پزشک متخصص جان خود را در بیمارستان سلامت رستم آباد از دست دادند. در این شماره از هفته نامه شکوفه های زیتون به سراغ خانواده آن مرحومان و دکتر صمد بختیار رئیس شبکه بهداشت و درمان شهرستان رودبار رفتیم تا این موضوع را مورد بررسی قرار دهیم. با ما همراه باشید.


عذرخواهی پس از قصور پزشکی فایده ای ندارد


حسین رمضانی فرزند مرحوم ولی رمضانی در گفتگو با خبرنگار شکوفه های زیتون با بیان اینکه پدر وی پس از حادثه تصادف مشکل حادی نداشته است گفت: به گفته اطرافیان حاضر در صحنه که مشروح اتفاق و حادثه رخ داده را برای حاضرین تعریف کرده بودند حال پدرم پس از تصادف مساعد بود. بنده نیز پس از ۱۰ دقیقه به محل تصادف پدرم رسیدم، متاسفانه اورژانس پس از ۲۰ دقیقه تاخیر به محل حادثه رسید و بجای تماس با بیمارستان های شهرستان جهت اطلاع از شیفت پزشک متخصص، بصورت خودسرانه مصدوم را به بیمارستان رستم آباد منتقل کرد. پیش از اعزام پدرم خود را به بیمارستان سلامت رستم آباد رساندم و کادر درمانی را از وضعیت مصدوم اعزامی به این بیمارستان آگاه کردم.

وی در ادامه به تشریح اتفاقات صورت گرفته در بیمارستان اشاره کرد و اظهار داشت: هنگامی که پدرم به بیمارستان رستم آباد رسید پزشک عمومی برای چکاپ وضعیت جسمانی وی حضور یافت و پس از آن سه مرتبه وی را برای عکس برداری به اتاق اسکن بردند. پس از این اقدامات پزشک مسئول گفت پدر شما از نظر وضعیت جسمانی سالم هستند فقط استخوان جناق سینه شکسته است که آن هم نیاز به گچ گرفتن ندارد، در همین حین پدرم دائم به مشکل تنفسی خود پس از حادثه تصادف اشاره می کرد. بنده بارها تاکید کردم که وضعیت مصدوم را دقیق بررسی کنید، اما متاسفانه کادر درمانی با بیان اینکه اتفاق خاصی پیش نیامده است اصرار بر ترخیص مصدوم داشتند.

رمضانی ادامه داد: جالب است پدرم با توصیفی که از بیمارستان سلامت رستم آباد شنیده بوده هنگام مراجعه با زبان خودش و به شوخی از پزشک می خواهد که من را به رشت اعزام کنید شنیده ام اینجا آدم سالم را می کشند! پزشک مجدداً به او اطمینان خاطر می دهد که مشکلی نیست و نگران نباش. از پزشک درخواست کردیم برای اطمینان خاطر دستور اعزام به رشت را بدهند اما وی با عصبانیت به ما اعلام کرد «من پزشک هستم و تشخیص می دهم که نیازی به این کار نیست» تنها در صورتی که ما قادر به مداوای بیمار نباشیم به رشت اعزام می کنیم، پدر شما فقط دچار شکستگی یکی از دنده ها شده و ۴ ساعت بعد مرخص هستند، جالب است که مصدوم در تمام مدت سرحال بوده و خودش به سوالات پزشک و اپراتور رادیولوژی پاسخ می داده و گاهی حتی کارمند بخش رادیولوژی حین انجام کار با وی شوخی هم می کرد، ساعتی پس از بستری روی تخت اورژانس حال بیمار بدلیل مشکل تنفسی بد می شود، هر چقدر همراهان مصدوم به پزشک می گویند حال پدرمان وخیم است در جواب پرستاران اظهار می کنند نگران نباشید وی فقط کمی ترسیده است.

رمضانی افزود: با دیدن وضعیت نامساعد پدرم برای برداشتن دفترچه خدمات درمانی به منزل مراجعه کردم تا وی را جهت بررسی دقیق تر به بیمارستان تخصصی در شهر رشت اعزام کنیم، اما هنگامی که دوباره به بیمارستان رستم آباد برگشتم برادرزاده ام که همراه با پدر مرحومم بود متوجه حال وخیم وی شد و مرا از وضیعت او آگاه کرد، با گذشت زمان مشکل تنفسی وی بیشتر شده و هر چه از کادر درمانی درخواست کردیم کسی بدادمان نرسید و مصدوم پس از دو ساعت روی تخت بیمارستان سلامت دار فانی را وداع گفت.

متاسفانه صدمات وارده به داخل بدن مصدوم توسط پزشک بدرستی تشخیص داده نشد و همین موضوع باعث فوت پدرم شد. روز بعد از این حادثه مسئول اسکن بیمارستان به موضوع خونریزی داخلی و فرو رفتن استخوان شکسته شده در ریه بیمار اشاره کرد و گفت اگر گلوی بیمار سوراخ می شد و لوله ای برای تنفس در گلوی وی قرار می دادند زنده می ماند. اقداماتی که حتی تکنسین های اورژانس کل کشور به آن آگاه هستند.

لازم به ذکر است تکنسین های اورژانس شهرستان رودبار هم باید از همه لحاظ توجیه باشند و مصدوم را به بیمارستانی که جراح متخصص در آن حضور دارد انتقال دهند، تشخیص متخصص از پزشک عمومی بسیار دقیق تر است. وی با بیان اینکه حتما پس از جوابیه پزشکی قانونی و برای پیشگیری از تکرار چنین حوادثی از مجرای قانونی اقدام خواهد کرد گفت: پس از این حادثه کادر بیمارستان از خانواده ما عذرخواهی کردند اما عذرخواهی پس از این قصور پزشکی بزرگ که باعث فوت پدر عزیزمان شد فایده ای ندارد و بنده برای پیشگیری از تکرار چنین حوادثی از طریق قانونی اقدام خواهم کرد.


جان برادرم بر اثر سهل انگاری از دست رفت


محمدرضا امانی برادر مرحوم غلام رضا امانی درخصوص روز حادثه، تصادف و انتقال آن مرحوم به بیمارستان و چگونگی فوت وی گفت: خودرویی که برادر مرحومم در آن حضور داشت، بدلیل لغزنده بودن جاده در هوای بارانی و پیچ خطرناکی که بعد از روستای دولت آباد نرسیده به اولین تونل آزادراه وجود دارد منحرف شده و با برخورد به نیوجرسی و گاردریل واژگون شده و در شانه خاکی جاده که سطح آن یک متر با آزادراه اختلاف دارد متوقف می شود. در این حادثه خودرو دیگری نیز دچار آسیب شده اما گارد ریل مانع واژگونی آن می گردد. رانندگان عبوری و همراهان برادرم که در جلو و عقب خودرو در حرکت بودند با مشاهده وضعیت آن توقف کرده و سعی در امداد رسانی به مصدومان حادثه می کنند. مرحوم برادرم بدلیل اینکه در صندلی عقب خودرو نشسته بود بعد از سانحه تصادف نصف بدن وی از شیشه عقب خودرو بیرون مانده بود و بدون هیچ گونه خراشی در هوشیاری کامل به سر می برد. طبق گفته شاهدان بدلیل شدت حادثه و احتمال صدمات داخلی مصدوم را با احتیاط به آمبولانس انتقال دادند.

اما سوال پیش آمده اینجاست که با توجه به نزدیک بودن بیمارستان ولیعصر رودبار تا محل حادثه و حضور پزشک متخصص در این بیمارستان چرا اورژانس مصدوم را به بیمارستان سلامت رستم آباد انتقال داد! برای نجات جان یک انسان تک تک ثانیه ها مهم هستند. بنده پس از اطلاع از حادثه پیش آمده به بیمارستان سلامت رستم آباد مراجعه کردم و پس از روبرو شدن با تکنسین اورژانس که مامور انتقال مصدومان بود از او در خصوص وضعیت جسمانی برادر مرحومم سوال پرسیدم که گفت: آقای امانی برادرت را هرچه زودتر جهت بررسی و روند درمانی از این بیمارستان انتقال بدهید. زیرا وی پس از انتقال مصدوم به بیمارستان شاهد تاخیر در کارهای پذیرش و درمان شخص حادثه دیده بود و با کادر بیمارستان بر سر این موضوع بحث کرده بود.

وی گفت: پس از جستجو به اتاق برادر مرحومم رفتم، بر روی تخت دراز کشیده بود و با سه نفر از دوستان همراه وی در حال توضیح دادن و شرح اتفاق رخ داده بود. دائم از درد و سوزش قفسه سینه و شکستن دنده های خود صحبت می کرد و می گفت نفس کشیدن برایش دشوار شده است. شکستگی دنده باعث خونریزی داخل بدن مرحوم شده بود و هنگام صحبت خون از دهانش جاری می شد. متاسفانه هیچ پرستار و پزشکی بر بالین مصدوم حضور نداشت و فقط دوستان و همراهان و یکی دیگر از برادرانم برای بهبود شرایط جسمانی به او کمک می کردند. پس از اینکه وضعیت حاد مصدوم را به پرستاران اعلام کردم وی را جهت عکس برداری به اتاق مربوطه انتقال دادند. درد زیاد مصدوم توانایی خوابیدن به بغل جهت عکس برداری را از وی گرفته بود. با دیدن وضعیت وخیم برادرم به پذیرش بیمارستان مراجعه کرده و گفتم وضعیت جسمانی برادرم مناسب نیست لطفاً کارهای اداری و هماهنگی های لازم برای اعزام به بیمارستان رشت را انجام دهید که پرستار بخش گفت مصدوم تمام اطلاعات شناسایی خود را به جزء کد ملی ارائه داده و برای تکمیل پرونده نیاز به کد داریم، بنده در خصوص کد ملی از برادر مرحومم سوال پرسیدم که با توجه به هوشیاری بالای وی با اولین سوال کد ملی را ارائه کرد. با گذشت زمان وضعیت جسمانی وی وخیم شد و برادرم را به اتاق CPR منتقل کردند همزمان عکس های جراحات وارده به مصدوم هم آماده شد و مسئول اتاق اسکن با بیان اینکه شکستگی دنده یا قفسه سینه باعث خونریزی داخلی شده است عکس ها را به پزشک شیفت تحویل داد. پزشک هم با بررسی لحظه ای مصدوم از اتاق خارج شد. پس از گذشت چند دقیقه و بد شدن حال برادرم به پذیرش مراجعه کرده و گفتم وضعیت جسمانی برادرم هر لحظه وخیم تر می شود چرا اقدامی نمی کنید؟ حداقل مراحل اعزام وی به بیمارستان رشت را انجام دهید که پرستار با لحنی تند در جواب گفت ما یکبار شرایط مصدوم را برای شما شرح داده ایم و نیاز به توضیح بیشتر نیست. زمانی که شرایط بحرانی شد با دوستانی که می توانستند کمکی به وضعیت موجود کنند تماس گرفتم که پاسخ آنها اعزام برادرم به بیمارستان رشت بود. با یافتن مسئول اعزام بیماران از ایشان تقاضا کردم کارهای ترخیص را هرچه سریعتر انجام دهند که او نیز در تماس با بیمارستان پورسینای رشت گفت مسئولین این بیمارستان بدلیل شلوغ بودن و ایام تعطیل آخر هفته اجازه اعزام مصدوم را نمی دهند.

بنده دوره های آموزش کمک های اولیه به مصدومان حوادث و تصادفات را گذرانده ام، زمانی که مصدوم شرایط جسمی خود را اعلام می کند به عنوان مثال وقتی می گوید در قفسه سینه سوزش دارم، دنده هایم درد می کند و هنگامی که از دهانش خون جاری می شود به معنی خونریزی داخلی فرد است، راهکارهای اولیه آن هم سوراخ کردن قسمتی از زیر گلو جهت خارج شدن خون و قرار دادن چند سانتیمتر لوله نازک جهت ورود و خروج اکسیژن به شش های مصدوم حادثه دیده است. متاسفانه بدلیل انجام کارهای اعزام و پیدا کردن پرستار و پزشک کشیک جهت بررسی وضعیت برادرم فرصت انجام چنین کاری را نداشتم و به ذهنم نیز خطور نمی کرد که حداقل کار ممکن را انجام دهم.

بعد از مراجعه مجدد به اتاق برادرم متوجه فرم غیر اصولی خوابیدن وی بر تخت بیمارستان شدم « پرستاران بیمارستان همین مسئله کوچک اما مهم را هم رعایت نکردند» که این موضوع را به اطلاع پرستار و پزشک بیمارستان رساندم که در جواب گفتند ما دیگر چه کاری باید انجام دهیم. برای اینکه سر مصدوم در حالت درست قرار بگیرد از نیروهای خدمات بیمارستان درخواست بالشت کردم که پس از جستجوی فراوان موفق به یافتن بالشت جهت گذاشتن زیر سر مصدوم نشدند و ملحفه ای را پیچانده و زیر سر برادرم گذاشتند. متاسفانه در بیمارستان سلامت رستم آباد یک پزشک متخصص و پرستار آشنا به کار اورژانسی یافت نشد.

پس از گذشت دقایق بسیار و از دست رفتن زمان در جواب درخواست ما مبنی بر اعزام مصدوم به بیمارستان خصوصی در مرکز استان گفتند آمبولانس این بیمارستان بنا به دلایلی اجازه تردد در بیمارستان های خصوصی را ندارد شما می توانید از طریق تماس با بیمارستان مورد نظر خود از آنها درخواست آمبولانس کنید. پس از یک ساعت پیگیری و گذشت زمان بلاخره اجازه اعزام مصدوم به بیمارستان پورسینا رشت صادر شد که مرحوم برادرم را با وضعیت غیر استاندارد به داخل آمبولانس بردند بنده به همراه یکی دیگر از برادرهایم برای اعزام به داخل آمبولانس رفتیم اما پرستار اعزامی به همراه آمبولانس بدلیل اینکه مصدوم لباس به تن نداشت از سوار شدن به آمبولانس امتناع کرد در صورتی که بدن برادرم پوشیده بود. به هر حال بدون حضور پرستار فوق بر بالین مصدوم در عقب آمبولانس به سمت بیمارستان حرکت کردیم.

در توتکابن آمبولانس متوقف شد. پس از رفتن به داخل آمبولانس متوجه وضعیت وخیم مرحوم برادرم شدم، خونریزی وی بیشتر شده بود و بدلیل جمع شدن خون در دهان قادر به تنفس نبود. پرستاری که به همراه ما عازم به رشت بود اکسیژن دهانی و لوله تنفسی بینی را به برادرم متصل کرد، این کار باعث برگشت خون به داخل ریه های آن مرحوم شد و شرایط به گونه ای شد که مجدداً به بیمارستان رستم آباد برگشتیم، همه ی دوستان و عزیزانی که پیگیر حال برادر مرحوم مان بودند در بیمارستان حضور داشتند.

همان پرسنل برادرم را دوباره به اتاق CPR بردند و نزدیک به ۵۰ دقیقه پشت شیشه اتاق منتظر ماندیم که در نهایت بدلیل ناآشنایی کادر درمانی بیمارستان سلامت رستم آباد نسبت به مصدومین حادثه دیده سانحه تصادف، اقدامات انجام شده موثر واقع نشد و برادرم بدلیل سهل انگاری تعدادی از پرسنل کادر درمانی بیمارستان سلامت رستم آباد جان خود را از دست داد. گفتنی است زمانی که به این بیمارستان مراجعه می کنیم بیشتر پرسنل با لحن بسیار بدی با همراهان یا خود بیمار برخورد می کنند، حتما باید کلاس آموزشی و توجیهی برای برقراری ارتباط درست پرسنل بیمارستان با افراد مراجعه کننده گذاشته شود تا همراهان بیمار را به چشم یک مجرم نبینند.


بیمارستان ولیعصر(ع) رودبار


احداث ساخت بیمارستان رودبار دهه ۵۰ در ۲ کیلومتری ورودی این شهر در محله ای به نام شهرک ولیعصر (آرو) آغاز و در سال ۱۳۶۶ افتتاح شد. در ابتدا با تشکیل بخش های اورژانس، جراحی، زایمان و اتاق عمل شروع به کار نمود. بیمارستان ولیعصر(عج) رودبار از سال ۱۳۶۶تا۳۱خرداد۱۳۶۹ با همین تعداد بخش ها فعالیت داشت تا اینکه پس از زلزله رودبار ساختمان بیمارستان تقریباً ویران و قابل استفاده نبود. در ابتدا توسط ارتش آلمان چادرهای صحرایی در منطقه رستم آباد بر پا گردید که شامل بخش های درمانگاه اورژانس، زایمان و اتاق عمل سرپایی بود.  پس از مدتی توسط ارتش آلمان بیمارستان ولیعصر(عج) در شهر رودبار در سال۱۳۷۱ به صورت چوبی بنا شد. در سال ۱۳۸۸ کلنگ احداث ساختمان جدید بیمارستان زده شد و در ۱۷ اردیبهشت۱۳۹۳ رسماً بیمارستان به ساختمان جدید منتقل و بخش ICU نیز در سال ۱۳۹۵با چهار تخت و دو دستگاه افتتاح گردید. در بیمارستان رودبار علاوه بر تعداد متخصصین حدود ۱۴۰ نفر پرسنل اداری و درمان مشغول فعالیت هستند که شامل پزشکان عمومی، پرستاران، پرسنل اداری، خدمات و تاسیسات می شود.


بیمارستان ۳۱ خرداد منجیل


ساخت این بیمارستان پس از وقوع زلزله ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۹ با کمک های جامعه اقتصادی اروپا آغاز و در سال ۱۳۷۵ افتتاح شد.

این بیمارستان دارای ۶۴ تخت مصوب و ۴۸ تخت فعال و دارای بخش های جراحی عمومی، داخلی، زنان و زایمان، کودکان، تالاسمی، اتاق عمل، اورژانس، داروخانه، آزمایشگاه، رادیولوژی و سونوگرافی بود.

مساحت کل بیمارستان ۱۳۱۶۴متر مربع و مساحت زیر بنای آن ۶۲۲۰ متر مربع می باشد.

 

 


بیمارستان سلامت رستم آباد


کلنگ عملیات ساخت بیمارستان سلامت رستم آباد در سال ۱۳۷۰ به زمین زده شد و سال ۱۳۸۹ با حضور دکتر دستجردی وزیر وقت بهداشت و درمان به بهره برداری رسید و آغاز به کار کرد.

 

این بیمارستان ۱۲۰ تختخوابی طراحی شده بود اما اکنون بدلیل عدم پایان ساخت پروژه با ۳۲ تختخواب فعال می باشد.


وجود سه بیمارستان کیفیت خدمات درمانی را کاهش داده است


دکتر صمد بختیار رئیس شبکه بهداشت و درمان شهرستان رودبار در گفتگو با شکوفه های زیتون در خصوص این مشکلات بوجود آمده با بیان اینکه مسئله چگونگی رسیدگی به افراد سانحه دیده از حوادث در بیمارستان های این شهرستان بحث همیشگی ما بوده است گفت: طبیعتاً افرادی که از لحاظ جسمانی در شرایط خوبی به سر نمی برند به بیمارستان منتقل می شوند. مواردی که چند هفته گذشته در بیمارستان سلامت رخ داد از نظر ما طبیعی است، مصدومی که در لحظات اولیه بعد از تصادف به بیمارستان مراجعه می کند وضعیت جسمانی به ظاهر مناسب اما همراه با تنگی نفس دارد، این مسئله مهم ممکن است مربوط به خونریزی داخلی ریه یا اجزای داخلی بدن باشد که با عکس برداری علت آن مشخص می شود. اسکن و عکس اولیه گرفته شده بدلیل بافت اجزای داخل شکم مصدوم خونریزی را نشان نمی دهد که در این حالت باید سی تی اسکن صورت گیرد. طبق گزارش اولیه واصله از کالبد شکافی مصدوم بیمارستان رستم آباد سه پارگی اجزای داخل بدن(طحال، عروق شکمی و کبد) وجود داشته که منجر به خونریزی شدید داخلی شده است که اقدامات صورت گرفته موثر واقع نشده و متاسفانه مصدوم به همین دلیل جان خود را از دست داد. در تصادف دو ماه پیش روستای گنجه نیز بدلیل خونریزی ریه فرد مصدوم و نبود امکانات کافی جهت خروج خون از داخل این عنصر حیاتی بدن در شهرستان رودبار، فرد حادثه دید فوت می کند.

وی با اشاره به کمبود امکانات و نیروهای تخصصی در بیمارستان های شهرستان رودبار اظهار داشت: پُر واضح است که بیمارستان های این شهرستان دچار کمبودهایی چه در تامین نیروی انسانی و چه در تکمیل تجهیزات اصلی مورد نیاز خود هستند و زمانی نام بیمارستان را برخود می گیرند که تمام امکانات مورد نیاز را دارا باشند. متاسفانه به همین دلیل شاهد حوادث غم انگیزی هستیم. زمانی که فرد مصدوم به بیمارستان انتقال می یابد تا پزشک متخصص مغز و اعصاب بررسی های لازم، عکسبرداری و جواب نهایی را از نقاط حادثه دیده توسط سی تی اسکن انجام ندهد پزشک متخصص داخلی اجازه انجام هیچگونه عملی را نخواهد داشت زیرا در صورت بروز هرگونه حادثه ای این پزشک باید جوابگو باشد. به عنوان مثال زمانی که بیماری برای عمل کیسه صفرا مراجعه می کند تا متخصصین بیهوشی و قلب تاییدیه نهایی را ندهند عملی انجام نخواهد شد. مصدومان تصادفی در معرض خطر مرگ قرار دارند و هیچ کسی نمی تواند بگوید من مشکلی ندارم زیرا این تشخیص مهم بر عهده پزشک متخصص است.

رئیس شبکه بهداشت و درمان شهرستان رودبار به سختی کار پزشکان، اورژانس ها، پرستاران و کادرهای خدماتی بیمارستان ها و مراکز درمانی اشاره کرد و افزود: پزشکی، پرستاری و بهیاری شغل پر استرس و طاقت فرسایی است و کسانی که در خانواده خود حداقل یک پرستار دارند متوجه سختی کار می شوند. همچنین ارائه مستندات حوادث منجر به فوت مصدوم یکی از اقدامات مهمی است که باید صورت پذیرد تا اذهان عمومی نسبت به مسئله شفاف شود. همه چیز در حوزه پزشکی با حساب و کتاب و قانونی است و پزشک در صورت فوت مصدوم باید پاسخگو باشد. متاسفانه در بهترین بیمارستان های کشور امکانات پیشرفته جهت احیای بیماری که از سه ناحیه خونریزی شدید داخلی دارد وجود ندارد اما همه این موارد دلیلی بر کم کاری برای نپذیرفتن بیمار نیست. در حادثه ای که برای مرحوم امانی در بیمارستان رستم آباد رخ داد بدلیل پارگی و جراحت سه عضو اصلی بدن امکان اعزام به مراکز درمانی شهر رشت میسر نبود. اما اگر مصدوم، بیمار و فرد حادثه دیده به هر بیمارستانی در شهر رشت اعزام شود بدلیل تعداد زیاد افراد مراجعه کننده در نوبت و پروسه پذیرش باز هم زمان را از دست می دهند.

وی گفت: شرایط برای پزشکان و پرستاران در زمان احیای بیمار بسیار سخت و مهم است، از برخی دوستان در خصوص فرم غیر اصولی خوابیدن مصدوم بر تخت بیمارستان شنیدم، لازم به توضیح است در این خصوص تشخیص با پزشک است و شاید بدلیل جلوگیری از تشنج پاهای مرحوم را به سمت بالا گذاشته اند تا خون مجددا به مغز برسد. ولی اگر کوتاهی صورت گرفته، زمانی که خانواده محترم امانی نظر خود را ارائه کردند با مطالعه پرونده میزان قصور پزشک، پرستار و کادر درمانی مشخص می شود که در این صورت باید پاسخگو باشند، اما با اطلاعات مختصری که از پرونده به دست ما رسیده وخیم بودن حال مصدوم محرز بوده است. در مورد قصور پرستاری که در اعزام مصدوم به بیمارستان تعلل کرد هم اقدامات لازم در حال انجام است.

دکتر بختیار با اشاره به راه حل های موجود جهت جلوگیری و پیشگیری از بروز چنین حوادثی اظهار داشت: متمرکز نبودن بیمارستان ها چالش همیشگی شهرستان رودبار است. متاسفانه در این شهرستان سه بیمارستان ساخته شده است که همین امر در کیفیت خدمات دهی تاثیر گذار بوده و کار کادر درمانی برای خدمت رسانی را سخت کرده است، اگر در شهرستان رودبار یک مرکز و بیمارستان بزرگ و مجهز وجود داشت تا حدود زیادی از مشکلات مردم شهرستان کاسته می شد. هزینه هرکدام از این بیمارستان ها ۸۰۰ میلیون تومان است در صورتی که درآمد آنها ۲۰۰ میلیون می باشد. این در صورتی است که بیمارستان ها با توجه به عدم تخصیص بودجه باید هزینه های جاری خود را از طریق درآمد تامین کنند. متاسفانه بدلیل مشکلات موجود کار تجمیع بیمارستان ها در یک شهر فعلا میسر نیست.

رئیس شبکه بهداشت و درمان شهرستان رودبار با بیان اینکه پزشکان و متخصصان بدلیل پراکندگی جمعیت و شهرهای شهرستان رودبار و کمبود امکانات به سختی حاضر می شوند در این شهرستان خدمت کنند گفت: بدلیل بعضی از مسائل از جمله امکانات و میزان مزایای دریافتی پزشکان متخصص غیر بومی حاضر به خدمت در شهرستان رودبار نیستند. پزشکان بومی هم به سختی کار در بیمارستان را قبول می کنند. البته متخصصین عزیز حاضر در این شهرستان با کمترین امکانات مشغول خدمت رسانی هستند که این کار آنها قابل تقدیر است. پیشنهاد بنده به جوانان محجوب شهرستان رودبار این است که با انتخاب رشته پزشکی و قبولی در آزمون کنکور، پس از اخذ مدرک در موطن خود به مردم شهرستان همیشه مظلوم رودبار خدمت کنند تا گوشه ای از این مشکلات در آینده مرتفع شود.


مطالبی که خواندید تنها گوشه ای از مشکلاتی بود که موجب نارضایتی مردم شهرستان رودبار از کیفیت پایین خدمات بیمارستان ها بخصوص در بخش اورژانس شده است.

در دوماه اخیر از میان افرادی که به اورژانس بیمارستان سلامت رستم آباد مراجعه کرده بودند چهار نفر جان خود را از دست دادند. آخرین شخص یکی از اهالی روستای چهارمحل بود. در واقع فوت ۴ نفر در این مدت کوتاه در بیمارستان رستم آباد را نمی توان تنها به قصور پزشکی ربط داد. عوامل دیگری نیز در این زمینه تاثیر داشته اند. براستی چرا خدمات سه بیمارستان ولیعصر در رودبار، ۳۱ خرداد در منجیل و سلامت در رستم آباد کمتر مورد رضایت مردم قرار دارد. آیا تمام این مشکلات و نارضایتی ها مربوط به قصور پزشکی است؟ جواب واضح است. خیر!!! بهتر است کمی دید خود را نسبت به این موضوع دقیق تر کنیم و موضوع را کلی تر ببینیم. در شهرستان های گیلان بطور مثال در لاهیجان و یا انزلی تنها یک بیمارستان دولتی احداث شده است اما کیفیت خدمات آنها بسیار بهتر از بیمارستان های شهرستان ما است. شاید بگویید وسعت جغرافیایی شهرستان ما قابل قیاس نیست و داشتن سه بیمارستان لازم است. اما واقع بینانه قضاوت کنیم. تعداد نیروهای انسانی پزشکی و امکانات بیمارستانی از سوی وزارت بهداشت با توجه به سرانه جمعیت به شهرستان ها تخصیص می یابد و نه با توجه به تعداد بیمارستان ها. آیا بهتر نیست در ازای داشتن سه بیمارستان که خدمات مورد انتظار ما را تأمین نمی کند به دور از تفکرات قومی قبیله ای و سیاست زدگی و با تصمیمی درست در یک مکان تجمیع و امکانات سخت افزاری و نیروهای انسانی و پزشکی آن را در یک بیمارستان مستقر نماییم تا مسئولین بتوانند تمام انرژی و توان خود را در بخش درمان بر یک بیمارستان متمرکز کنند؟ در این حالت برای پوشش خدمات درمانی سایر شهرها می توان همانند شهر لوشان یک درمانگاه بسازیم و نیاز مردم در بخش درمان را برطرف نماییم. باید قبول کنیم ساخت سه بیمارستان در دهه های گذشته تصمیم درستی نبود. حداقل اینکه مردم از خدمات آن رضایت ندارند.  اکنون چه باید کرد؟ مسئولین و بسیاری از مردم به این نتیجه رسیده اند که تخصصی شدن و یا تجمیع بیمارستان ها در یک بیمارستان تنها راه حل برون رفت از این چالش است. اما بخوبی می دانیم که این تصمیم تبعات اجتماعی را در پی خواهد داشت و واکنش های مردمی مهمترین دلیل برای عدم اجرای چنین تصمیمی از سوی مسئولین است. همانطور که تفکرات نادرست سیاسی سبب ساخت این سه بیمارستان در شهرستان شد همانگونه نیز تفکرات سیاسی مانع اجرای تصمیم درست در این زمینه شده است زیرا مسئولین تصمیم گیر و تصمیم ساز جسارت کافی و لازم برای اجرای چنین برنامه ای را ندارند. حال تجمیع و یا تخصصی شدن بیمارستان ها چاره و علاج این مشکل است که تنها با مطالبه گری مردم از مسئولین امکان پذیر خواهد بود. باید بدانیم حوادثی که برای این چهار عزیز از دست رفته اتفاق افتاد هر لحظه ممکن است برای هر کدام از ما و یا اعضای خانواده مان رخ دهد. پس تا دیر نشده به خود بیاییم…

باید اذعان نماییم یک بیماری قدیمی در نهاد سیاست ورزی ایران از گذشته تاکنون وجود دارد و هر شخصی برای رسیدن به اندک مسئولیتی به شکلی تمامیت ها می شود و برخی برای رسیدن به جیره دنیایی بخصوص در انتخابات شوراهای روستا و شهر و مجلس شورای اسلامی با عوام فریبی و وعده های هزینه زا برای کشور، شکاف قومیتی را در مناطق شهر و روستا تشدید می کنند که محصول و خروجی آن هزینه ای بر دوش مردم است، نه دولت.

حمیدشفایی-جواد کاظمی-جاهد امیری

این خبر را به اشتراک بگذارید :