شکوفه های زیتون– قلم بهانه است تا ذهنمان را از قید کلمات بی شمار رها کرده و جسورانه در بیکران دنیای خبر خلاصه شویم. آری قلم بهانه است، قلم می تواند برای نمایش هر فکر و اندیشه ای به رقص آید و با پیچ و تاب هنرمندانه ی خود گاه قلبی را به درد آورد، اشک شوقی بنشاند بر گونه ی دخترکی روستایی.. گاه می تواند قدرت برخواستن دهد به پاهای جوانی که از سختی های روزگار نامراد خویش به تنگ آمده است… می تواند در روزی ابری خنده ای را بر لبان پیرزنان و پیرمردان یک سرزمین بنشاند… کیست که از قدرت قلم در این دهکده کوچک جهانی مصون مانده باشد؟! شاید پچ پچ های در گوشی انسان های نخستین اولین حرکت ها در انتشار و انتقال خبر باشد… شاید هم نوشتن نامه ای و انداختن آن درون شیشه ای که با چوب پنبه بسته شده و رها کردن آن در دریا با امید رسیدن به یک دوست… کارتون های کودکی هایمان را یادتان هست؟ همان ها که امروز نام غریبه ی انیمیشن را برایش طرح کرده اند؟ به یاد دارید چگونه سرخپوستان آمریکایی پتو را روی آتش می کشیدند تا دودش با وقفه هایی خاص به آسمان رود و خبری را به آشنایان دوردست ها برساند؟! از آن دوران سالها گذشته است حتی دیگر کمتر صحنه هایی را می بینیم که مادران و زنان در محله ها جایی را خلوت می یافتند و در گوشی درباره اتفاقات شهر سخن می گفتند. بعضی وقت ها دیدن این صحنه خنده دار بود و چه حجم عظیمی از خبرها که در این دورهمی های هفت هشت نفره با چادرهای گلدار جابه جا نمی شد. امروز که هر خانواده ای برای خود گروه تلگرامی ساخته و در عرض چندثانیه تمام فامیل از حال یکدیگر با خبرند. اما… در این میان خبرهای دیگری هم هست… خبر از کاستی ها و کمبودهای یک ملت… خبر از شادی ها و اتفاقات مردم یک سرزمین که فراتر از گفتگو های زنان و مادران یک محله ی کوچک در یکی از روستاهای کوهپایه ی شهرستان رودبار است… کسی هم در این میان پشت امواج این خبرهای رنگ و وارنگ و بزرگ و کوچک ایستاده. به او لقب خبرنگار داده اند قلمی دارد و کاغذی سپید که یار و همراهش است همه جا با اوست. هر چند که پیشرفته ترین تلفن همراه دنیا را هم در جیبش داشته باشد باز هم اولین چیزی که به ذهنش می رسد قلم و کاغذی است که زیر دستش می گذارد و زیر لب چیزی زمزمه می کند و آغاز می شود. هر خبری که تو با خیال راحت و ذهنی آسوده می خوانی برای او حکم یک ماراتن را دارد… شاید هیچگاه فکر نمی کردی قرار گرفتن فعل و فاعل و مفعول که در کتاب های فارسی مان می خواندیم روزی می تواند چقدر با اهمیت باشد اما اساس این ماراتن زیبا همین ها هستند. مخصوصا برای او که بارها از خستگی به جای حرف اضافه، متمم را به کار برده و چقدر هم که برایش جواب پس داده تا امروز به جایی برسد که نه ترسی دارد از همان بازخواست ها و با ضمیری روشن و خیالی آسوده می نویسد. خبر کاملی که امروز می خوانی نتیجه ساعت ها، روزها و سالها تمرین و تکرار اوست… آن بالا گوشه ی سمت راست خبر نام او را می بینی پس بی تفاوت از کنارش نگذر و حداقل لبخندی را نثار نامش کن و مطمعن باشد او این حس خوب تو را احساس خواهد کرد همانگونه که با استناد به قانون اثر پروانه ای هیچ چیز در این دنیا بی اثر بر سایر اجزای آن نیست. همانطور که بال زدن یک پروانه در نقطه ای از این کره خاکی ممکن است طوفانی را در جایی دیگر پدید آورد. در دنیا خبر و رسانه را رکن چهارم دموکراسی می دانند و از قدرت تاثیر گذاری فراوان آن سخن می گویند. خبرنگار، مسئول به حرکت درآوردن این رکن اساسی است چرا که می تواند خبری را در یک گوشه دنیا منتشر کند و تاثیر آن را در هیاهویی عظیم در گوشه دیگر دنیا در حالی که لیوانی چای را در دست دارد به تماشا بنشیند. اما اینجا ایران است و قوائدی مستثنی از همه ی دنیا را در خود دارد. خبرنگاران بیشماری با انواع و اقسام هجمه ها، تهمت ها، تشویق ها و تحسین ها روبرو می شوند. اما همچنان یک هدف آنها را برای ادامه مسیر استوار نگاه می دارد و آن عشق به مردم است. آری تا عاشق نباشی نمی توانی خود را متقائد کنی که در سخت ترین شرایط نیز پیش روی و چشمانت را بر روی هر مانعی ببندی… خبرنگاران شهرستان رودبار اعضای کوچک همان رکن چهارم دموکراسی در دنیا هستند که به بهانه روزی به نامشان با آنها به گفتگو نشسته ایم. اینبار آنها سخن می گویند و شما شنونده هستید پس گوش فرا می دهیم به سخنان برخواسته از دل هایشان که با چاشنی ذوق، هنر، غم، شیرینی، گله مندی، سیاست و … طعم دار شده است. همچون همیشه همراهمان باشید.


دانستن حق مردم است / خبرنگاران شهرستان دچار اختلاف طبقاتی هستند


*خودتان را معرفی کنید

حمید شفائی گلورزی، متولد ۱۶ آذر ۱۳۶۷، سردبیر هفته نامه شکوفه های زیتون هستم.

*از چه سالی فعالیت در حیطه خبرنگاری را آغاز کردید؟

اردیبهشت سال ۱۳۹۴ و با توصیه آقای صیادپور از دوستان صمیمی بنده که در آن زمان سردبیر هفته نامه بودند وارد این عرصه پُر خیر و خطیر شدم.

*در آغاز نگاه شما به یک خبرنگار چگونه بود و امروز چه دیدگاهی نسبت به این شغل دارید؟

در روزهای نخست کاری برقراری ارتباط با این شغل برایم بسیار سخت بود به طوری که هیچ علاقه ای به این حرفه نداشتم و مایل نبودم ادامه دهم. اما به مرور زمان این علاقه در من ایجاد شد و توانستم با یادگیری نکات مورد نیاز، در حد توان خود موفق باشم. اکنون با تجربه ای که در طی این مدت بدست آورده ام احساس می کنم اگر «خبرنگار» به معنای واقعی در حرفه خود فعالیت کند بسیاری از دغدغه های مردم را می تواند با جان و دل منعکس و با پیگیری های خود در صدد رفع آن برآید.

*خبرنگاری در شهرستان رودبار را چگونه توصیف می کنید؟

خبرنگاران در شهرستان به دو دسته تقسیم می شوند.  دسته اول کسانی که بصورت تمام وقت و کامل در این حرفه حضور دارند و زندگی آنها از این راه تامین می شود و حرفه یا شغل دومی ندارند.

دسته دوم کسانی که خبرنگاری شغل دوم یا چندم آنهاست، تفاوت سطح کیفی و سطح دغدغه این دو دسته می تواند بخوبی نشان دهد که وضعیت خبرنگاران در شهرستان رودبار نیز دچار اختلاف طبقاتی شدیدی شده و آنانکه از این حرفه زندگی خود را تامین می کنند در انعکاس مشکلات مردم چه سختی هایی را متحمل می شوند و در برابر انتقاد از برخی مسئولین حتی زندگی شخصی آنها نیز تحت تاثیر قرار می گیرد.

*قدرت خبرنگار و رسانه ی تحت اختیارش را در جهت حل مشکلات تا چه میزان مفید می دانید؟

رسانه بعنوان رکن چهارم دموکراسی دارای قدرت خاص خود می باشد، اما این قدرت همچون شمشیر دو لبه است که می تواند پاک بماند و در راه خدمت به مردم عمل کند و یا اینکه در راه خدمت به منفعت شخصی دچار آلودگی شود.

*تا به حال از شغل خود و قدرت تاثیر بر اذهان عمومی سوء استفاده کرده اید؟

هیچگاه سعی نکرده ام از رسانه و جایگاه خود نیت سوء داشته باشم و مسائل کاری را با مسائل شخصی ربط دهم. اما باید قبول کنیم نگاه مردم و مسئولین نسبت به ما دیگر مانند قبل نیست و نوع برخورد آنها نیز تغییر می کند و ما نیز باید خود را با این شرایط طوری سازگار کنیم که دچار سوءاستفاده از جایگاه و قلم خود نشویم.

*آیا تا به حال بواسطه شغلتان در مظان اتهام قرار گرفته اید؟

طبیعت شغل ما ایجاب می کند که همواره در مظان اتهام باشیم. اگر همه از ما راضی باشند یقیناً یک جای کار ایراد خواهد داشت. افرادی که مورد انتقاد ما قرار می گیرند واکنش نشان می دهند و در برخی مواقع از سوی مقامات قضایی پیگیری می کنند. در این سال ها چند بار مورد اتهام قرار گرفته ام و این ماجرا منجر به شکایت شده است. اعتراف می کنم که بنده نیز همانند دیگران یک انسان هستم و دچار اشتباه می شوم اما هیچ گاه در قلم زدن برای مردم ترسی نداشته و ندارم.

*آیا تاکنون گزارشی بوده که با واکنش تند مردم روبرو شوید؟

بله این موضوع برایم فراوان اتفاق افتاده است. همواره در تهیه گزارش های مردمی آنان که مورد انتقاد قرار می گیرند و تنها به فکر منافع شخصی خود هستند واکنش های تندی دارند و با تماس های تلفنی و یا حضوری، فحاشی و یا با استفاده از الفاظ رکیک نسبت به گزارش ها واکنش نشان می دهند.

*در مقابل توهین ها و تهمت ها چه واکنشی از خود نشان می دهید؟

در قبال این توهین ها همواره خویشتن داری را پیشه کرده ام و هیچگاه در پی شکایت و واکنش نبوده ام. زیرا اعتقادی به آن ندارم. اینکار یکی از دلایل بالا بودن تعداد پرونده های دستگاه قضا می باشد و قوه قضاییه یقیناً امورات واجب تری نسبت به این مسائل دارد. اعتقاد دارم بهترین راهِ حل برون رفت از مشکلات، «گفتمان» است.

*درآمدتان از شغل خبرنگاری چه میزان است؟

درآمد بنده و سایر همکارانم که تنها از این راه زندگی خود را می گذرانند زیر خط فقر می باشد.

*مهمترین دغدغه مردم شهرستان رودبار را چه می دانید؟

مهمترین دغدغه مردم شهرستان رودبار همانند سایر شهرهای کشور ایجاد شغل و معضل بیکاری است. اما اگر بطور خاص بنگریم مردم شهرستان حتی در حسرت یک کنسرت نیز مانده اند و در هر زمینه ای مشکلات خاص خود را دارند که بیان آن در این فرصت نمی گنجد.

*رابطه ی خبرنگار و سیاست را چگونه می پندارید؟

خبرنگاران خواه ناخواه وارد سیاست خواهند شد و این یک امر طبیعی است. اعتقاد دارم هدف همه ی ما سربلندی انقلاب و نظام است و تنها راه رسیدن ما به این هدف متفاوت است.

*چه اتفاقی را نقطه عطف فعالیت خبرنگاری خود می دانید؟

این موضوع به روزهای پایانی سال ۱۳۹۶ بر می گردد که با پیشنهاد آقای صیادپور و نظر مثبت مدیر مسئول نشریه، از سوی حاج آقای کاظمی بعنوان سردبیر هفته نامه انتخاب شدم.

*تلخ ترین و ناراحت کننده ترین اتفاقی که در سابقه کاری خود از آن خبر تهیه و گزارش آن را به اطلاع مردم رسانده اید کدام بوده است؟

یکی از بهترین گزارش هایی را که در طول سال های فعالیتم تهیه و منتشر نموده ام، مربوط به روستای چله بر می باشد که پدر و مادر بزرگوار شهیدی بدلیل عدم وجود پل ارتباطی مجبور بودند طول مسیر جاده تا منزل را سوار بر فرقان تردد کنند. گزارش خیلی خوبی بود بطوریکه پس از چاپ آن در نشریه به اتفاق آقای میرغضنفری فرماندار وقت به دیدار آنان رفتیم و ایشان قول مساعد دادند که در دهه فجر همان سال پل این روستا به بهره برداری برسد. سال ها گذشت و حتی پدر و مادر آن شهید بزرگوار از دنیا رفتند اما متاسفانه وعده آقای میرغضنفری هیچ گاه تحقق نیافت و این تلخ ترین خاطره ی دوران کاری من تا به امروز است.

*شهرستان رودبار را چگونه توصیف می کنید؟

سرزمین چهار فصل کوچکی در گوشه ای از کره زمین که تمام مواهب الهی و طبیعی، در آن وجود دارد اما ای کاش مسئولین شهرستان در این سال ها در زمینه گردشگری اقدامات با برنامه ای را در دستور کار قرار می دادند. این کار موجب اشتغالزایی می شد و دیگر برای حل مشکلات شهرستان نه نیاز به شهرک صنعتی داشتیم و نه عبور آزادراه از داخل شهر و نه… اما صد افسوس…

*شغل خبرنگاری را به چه کسانی توصیه می کنید؟

خبرنگاری شغل کسانی است که باور داشته باشند« دانستن حق مردم است». خبرنگار نباید از قطارهایی که سر وقت به مقصد می رسند سخن بگوید، بلکه باید از قطارهایی که از ریل خارج شده اند حرف بزند. خبرنگاری راه مردانی است که با دل و جان پای رسالت روشنگری ایستاده اند. اگر شخصی توانست بر این اصول پایبند باشد در این راه موفق است.

*فرزندتان قصد ورود به عرصه خبرنگاری دارد سخن شما به او چیست؟

با جان و دل و با کمال میل فرزندم را در هر شغلی که به آن علاقه داشته باشد یاری خواهم کرد. زیرا او باید در انتخاب شغل و حرفه ی خود آزاد باشد و من به تصمیم او احترام خواهم گذاشت.

*چقدر سعی در بروزرسانی اطلاعات خود دارید؟

امروزه در عصر فناوری دسترسی به اطلاعات کار آسانی است، با توجه به دسترسی تلفن های همراه هوشمند، بروزرسانی اخبار و اطلاعات در هر ساعت از شبانه روز کار سختی نیست که سعی می کنم در ساعت های مختلف شبانه روز آن را مد نظر قرار دهم.

*چقدر کتاب میخوانید؟ آخرین کتابی که خواندید چه بود و چه زمانی؟

متاسفانه علیرغم علاقه ای که به کتاب خواندن دارم اما بنابر مشغله های کاری فراوان فرصت مطالعه ندارم و شاید این یک ایراد برای من باشد.

*در دوران کودکی دوست داشتید چکاره شوید؟

در ابتدا علاقه فراوانی به معلمی داشتم. بعدها دوست داشتم فوتبالیست شوم. اما هیچکدام میسر نشد. شاید تلاشم برای رسیدن به آرزوهایم کافی نبود.

*سخن پایانی:

خدایا به تو پناه می برم از بستن دهان منتقدان. یاریم کن فراموش نکنم آنچه بر پیشینیان رفته است.

در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است/ خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی


قدرت خبرنگار به تاثیر قلمش در افکار عمومی است


علی ارکنی هستم از سال ۸۹ با تاسیس سایت منجیل نیوز فعالیت در عرصه اطلاع رسانی را آغاز نمودم. در سال های نخست پا گرفتن این سایت، خبرنگار فقید شهرستان زنده یاد محمد مصطفوی عاشقانه و بصورت افتخاری همراهیم می کرد. در تعریف خبرنگاری باید بگویم به واقع یک هنر است که ذوق و نوآوری اساس آن است. گروه خبری منجیل نیوز متشکل از آقایان قربانعلی رضایی، حمید طالبی، محمد چهره، شهریار کشاورز خواه، حسین فتاحی و فرزندم همواره سعی و تلاشمان بر ارائه اخبار به صورت بی طرفانه بوده است. پیش از شروع و در ابتدای فعالیتم تصورم از کار خبری یک فعالیت آسان و بی دغدغه بود اما هر چه می گذرد سختی های آن را بیش از گذشته لمس می کنم. سخن گفتن از فعالیت در عرصه خبر در شهرستان رودبار به سادگی امکان پذیر نیست هر چند که در ابتدای سخن نام خبر و این شهرستان ذهن آدمی را به سمت مرحوم حکیمی نخستین خبرنگار دیار صلح و دوستی می اندازد. به نظر بنده وضعیت فعالیت در عرصه خبر در شهرستان رودبار با حضور چند رسانه مکتوب و سایت و کانال های خبری مطلوب نیست. اینگونه که اکثر خبرنگاران شهرستان بصورت آزاد و بدون حقوق ثابت مشغول به فعالیت هستند و اجباراً به رپرتاژ خبری و مصاحبه های سفارشی روی آورده اند.

در برخی موارد شاید بتوان نام روابط عمومی را هم بر آن ها گذاشت. به جرأت و با شجاعت می گویم ما هم از این نقیصه مستثنی نیستیم اما هستند کسانی که به واقع در تلاش بوده و تولید محتوا می کنند. باید گفت قدرت یک خبرنگار برای تاثیر بر افکار عمومی جامعه در زمان و شرایط مناسب بسیار زیاد است این حقیقت بدیهی است که شاید افرادی از این قدرت در مواردی هم سوء استفاده نمایند اما مردم در این میان خود بهترین قاضی هستند و می توانند به خوبی قضاوت کنند که چه کسی از این فضای مهیا شده سوء استفاده می کند و چه کسی نه! من و همکارانم همواره سعی را بر این داشته ایم که از این قبیل مسائل دوری کنیم و از این قدرت در حد توان به نفع مردم و شهرمان بهره ببریم. طبیعی است هر خبرنگاری مانند عموم مردم طرفدار و حامی جناح و طیف خاصی باشد و به همین علت در یک گروه خبری خاص قلم بزند ولی باید اول حقیقت و وجدان را در نظر بگیرد تا منافع آن جناح خاص را. به واسطه اینکه سالهاست یکی از مراجع خبری شهر منجیل هستیم تعدادی متصور این هستند که حقوق بگیر هستیم در حالیکه خبرنگاران ما به غیر از دریافت هزینه های آگهی در سایت و کانال که هزینه شارژ اینترنت و ایاب و ذهابشان هم نمی شود هیچ درآمد دیگری ندارند، برای تهیه خبر از جیب هم خرج می کنند و در حین تهیه اخبار و گزارش دوربین و گوشی خود را هم از دست داده اند.

به شخصه من نیز بعنوان یک خبرنگار هیچ درآمدی ندارم مگر آن که در مراسم تجلیل از خبرنگاران توسط مسئولین شهرستان که از تمام خبرنگاران تجلیل می شود هدیه ای دریافت نمایم در مجموع در حد دو سه کارت هدیه … به واقع آینده روشنی برای خبرنگاران در سطح شهرستان نمیبینم.

همواره سعی مان بر این بوده است تا در بارگذاری مطالب کمتر درگیر حاشیه شویم و در طول ۱۰ سال گذشته تنها یک بار به دلیل مطلبی که در سایت منتشر شد مورد تذکر قرار گرفتیم که با یک تعهد به پایان رسید.

دوری از اهانت و تهمت، صحت مطالب و احترام به مصالح نظام و خبرهای دلگرم کننده سرلوحه فعالیت خبری ماست و دقت را بر سرعت مقدم می دانیم. ارتباط مستقیم با مردم در بعضی مواقع با فراز و نشیب هایی همراه است اما خوشبختانه در این سال ها ما با واکنش تندی از سوی آنها مواجه نشده ایم اما به دلیل ارتباطات مناسبی که با مسئولین برقرار کردیم از صحت بعضی اخبار مطلع بودیم و آن را رسانه ای میکردیم ولی بعضی باور نمیکردند که انجام شدنی باشد اما انجام شد و ما رو سفید شدیم. ذکر این سخن ضروری است؛ از آنجا که قریب به اتفاق اکثر خبرهای اختصاصی ما متعلق به شهر منجیل است و مخاطبان خاص ما نیز منجیلی هستند بواسطه فرهنگ بالای مردم این شهر حتی اگر اشتباهی هم از ما سر زده باشد توهینی نشنیده ایم. در مقابل تهمت های عده ای اندک نیز صبر و عدم جبهه گیری را سر لوحه کارهایمان قرار داده ایم زیرا گذشت زمان همه چیز را ثابت می کند. مردم شهرستان رودبار نجیب هستند و خدمت به آنان افتخار ماست.

دغدغه های مهم آن ها بیکاری جوانانشان و تعطیلی بنگاه های اقتصادی و کارخانجات است که امید داریم روزی نام دغدغه را از رویشان برداریم. شهرستان رودبار چشم و چراغ گیلان است که مردم آن هیچ نصیبی از امکانات آن نمی برند. شهرستانی با مردم خونگرم و سختکوش که باید  اتحاد و همدلی را بیشتر بگسترانند و این حجم از مشکلات بسیار حق این مردم نیست. در سال های گذشته اخبار تلخ و شیرین زیادی را با مردم در میان گذاشته ام اما خبر درگذشت دوست و همکارم زنده یاد سید محمد مصطفوی تلخ ترین خبری بود که تا به امروز به اطلاع مردم رساندم.

واقعیت این است که با روی کار آمدن شبکه های اجتماعی و دنیای اینترنت از لذت تماس با کتاب و خواندن کتاب بصورت فیزیکی دور شده ایم ولی به شخصه بعلت علاقه زیادی که به تاریخ و سفرنامه ها دارم حداقل هر دو ماه یک کتاب می خوانم. آخرین کتابی که خواندم  دو سفر نامه پاریس از داریوش مهرجویی بود که مخاطبین گرامی مطالعه آن را پیشنهاد می کنم.


سیاست های خاص، رفع دغدغه های مردم شهرستان را به تاخیر می اندازد


جواد کاظمی تکلیمی متولد تیر ماه سال ۱۳۷۲ هستم، اواخر سال ۸۹  بود که وارد عرصه خبر شدم و پس از وقفه ای ۳ ساله مجدداً به این جرگه بازگشتم. تحصیلاتم را به دلیل علاقه ام به سیاست در رشته علوم سیاسی ادامه دادم و پس از اتمام مقطع کارشناسی با جدیت بیشتر به فعالیتم در شغل خبرنگاری ادامه دادم.

در آغاز نگاهم به خبرنگاری همانند دیگر شغل ها بود که تنها تفاوت آن از نظر من می توانست ارتباط و نزدیکی این شغل با مردم و مسئولین باشد اما این دوری و نزدیکی ها تبعات مثبت و منفی خود را دارد که فرد خبرنگار به مرور به این نتیجه خواهد رسید. اما خبرنگاری در شهرستانی چون رودبار با چنین وسعت جغرافیایی و با مردمی که زبان و فرهنگ مختلفی نسبت به یکدیگر دارند سختی ها و شیرینی های خاص خود را دارد. فعالیت در عرصه خبرنگاری در شهرستان رودبار را نمی توان با دیگر شهرستان ها مقایسه کرد چرا که ما در این شهرستان روستاهایی داریم که به مراتب مسافت آن با مرکز شهرستان بیش از مسافت رودبار به تهران می باشد.

در مورد قدرت خبرنگار و رسانه ی تحت اختیارش می توانم بگویم به نظر من خبرنگار قدرتی ندارد. اما قلمی دارد که به واسطه آن می تواند زبان گویای مردم و مسئولین باشد. مردم از ما بعنوان خبرنگار، حداقل انتظاراتی دارند که بتوانند صدای خود را به گوش مسئولین برسانند تا که شاید برای دردشان مرهمی پیدا کنند. در این میان هستند کسانی که از این قلم سوء استفاده می کنند و کسی نمی تواند منکر این شود که از شغلش برای تاثیر در افکار مردم استفاده نکرده است. اما مهم است که این استفاده در جهت مثبت و در راستای اهدافی باشد که جز برای مردم منفعت دیگری ندارد.

خبرنگار قلمی دارد که می تواند از آن در جهات مختلف بهره ببرد. اینکه برای منافع شخصی باشد و یا منافع مردمی، برای حزب یا گروه خاصی قلم بزند خودش تصمیم گیرنده است. اما برای من همیشه مردم و پیشرفت شهرستان ملاک بوده است.

خبرنگاری حرفه و هنر پر فراز و نشیبی است چنانکه در این مسیر من هم مصون نمانده ام و بارها تهدید به شکایت هم شده ام. اما خوشبختانه یا متاسفانه کسی شکایتی از من نکرده است. به شخصه سعی کرده ام برای مطالبی که تهیه می کنم تمام جوانب آن را بسنجم و شاید همین امر دلیلی بر عدم بروز چنین اتفاقاتی است. البته که تا به امروز بواسطه شغلم بارها مخاطب توهین ها و تهمت های بسیاری خصوصاً از طرف برخی مدیران بوده ام اما پاسخ من به تمام آنها تنها سکوت بوده خبرنگاران به واسطه شغلشان خواه ناخواه دشمنانی برای خود دارند. طبیعتاً کار دشمن توهین، تخریب و تهمت است، اما به هر صورت من در قبال این تهمت ها سکوت کرده ام به قول مهران مدیری نباید در قبال توهین و تهمت ها توضیح داد.

خبرنگاران در شهرستان رودبار درآمد قابل توجهی ندارند که بتوان از آن سخن گفت! درآمد خبرنگار همواره دستخوش تغییر بوده و هست در این باره می توانم بگویم درآمدم از فعالیت در این شغل کمتر از کارگران شهرداری لوشان است که دست به اعتصاب زدند.

سخن از شهرستان رودبار به میان آمد زمان خوبیست که اینجا از مردم شهرستان رودبار سخن بگویم مردمی که همواره سالهاست دغدغه های بسیاری را با خود همراه دارند. دغدغه هایی همچون امکانات در حد نام این شهرستان بزرگ و رعایت عدالت بین شهرستان رودبار با دیگر شهرستان های استان گیلان. خواسته هایی که نه تنها ضروری است بلکه مهیا نمودن آن نیز سخت نبوده و تنها ابزار آن اراده است. باید گفت شاید یکی از دلایلی که اراده برای رفع دغدغه های مردم شهرستان رودبار را به تاخیر می اندازد سیاست های خاص باشد. سخن گفتن از سیاست برای خبرنگاران جذاب است. خبرنگار به واسطه حرفه اش خواسته یا ناخواسته وارد سیاست می شود. جناح بندی ها همیشه وجود داشته است و این خود خبرنگار است که تصمیم می گیرد به کدام سمت و سو برود و یا اینکه هرگز وارد کارزار سیاست نشده و بی طرفانه به دنبال حق و باطل و دفاع از حقوق مردم باشد.

در این سالها که در رسانه و هیاهو های خبری فعالیت داشتم اتفاقات تلخ و شیرین بسیاری را تجربه نموده و از آن خبر تهیه و به اطلاع عموم مردم رسانده ام که می توانم تلخ ترین و ناراحت کننده ترین آنها را شهادت فرمانده سپاه شهرستان رودبار شهید هدایت درویشوند و قتل مادر و دوفرزندش در محله تکلیم که از بستگان نزدیک خودم بودند و همچنین درگذشت همکار مهربان و زحمتکش ما حاج محمد مصطفوی عنوان کنم.

فعالیت در عرصه خبر تا حد زیادی با احساسات آدم ها سر و کار دارد. وقتی خبرنگاری با جان و دل خبری را تهیه می کند تمام تلاش و دانش خود را به کار می گیرد تا بهترین اثر را از خود به جای گذارد شاید یکی از خصوصیات بارز فعالیت من در عرصه خبر همین باشد که بیش از ۹۰ درصد مطالب اعم از گزارش و مصاحبه هایی که تهیه کرده ام دلی بوده است و با تمام وجود برای ارائه مطلوب آن به مردم تلاش نموده ام. مردم شهرستان رودبار همواره لایق این هستند که اخبار را با بهترین کیفیت دریافت نمایند و تمام سعی ما نیز بر انجام همین وظیفه بوده است. من همیشه شهرستان رودبار را به کشوری کوچک تشبیه کرده ام. آب و هوای چهار فصل داریم و مردمی با گویش و قومیت های مختلف که در کنار یکدیگر به خوبی زندگی می کنند. به دلیل کوهستانی بودن شهرستان مردم ما نیز سخت به مانند سنگ محکم و مقاوم هستند اما داغ زلزله در روح و جسم آنها تاثیراتی گذاشته است. در این شهرستان ما از موهبت های خدادادی بهره مندیم که آرزوی هر شهرستانی است. از آب، ماسه، برق بگیرید تا معادن مختلف، از برنج و گندم و کلزا بگیرید تا دامپروری به واقع اگر امکان برداشت نفت و گاز را داشتیم این شهرستان حتی دیگر به کشور نیاز نداشت. اما چه شده است که از شهرستان رودبار به عنوان شهرستانی فقیر نام برده می شود؟ به نظر من این را باید در انتخاب های خودمان جستجو کنیم. اینکه چرا بعد از ۴۰ سال که از انقلاب می گذرد مردم ما گرفتار مسائل پیش پا افتاده ای مانند آب شرب، آنتن دهی تلفن همراه و…  هستند.

به نظر من تا زمانی که مشکل را در دیگران ببینیم وضعیت به همین شکل خواهد ماند. باید یک بار برای همیشه تصمیم بگیریم که از انتخاب های احساسی و قومی قبیله ای پرهیز کنیم. مشکل خودمان هستیم که به سابقه منتخبین نگاه نمی کنیم و ملاک انتخاب ما، هم طایفه بودن و یا ناهار و پول است. دیگر چه انتظاری از منتخب می توانیم داشته باشیم؟

من به واسطه ی شغلم با سرمایه گذاران مختلفی گفتگو کرده و تنها به یک نتیجه رسیده ام اینکه برای سرمایه گذاری در این شهرستان باید کفش آهنین به پا کنی. همه جا از سرمایه گذار تقاضا می کنند که بیاید و سرمایه اش را در شهرستان هزینه کند اما در این شهرستان سرمایه گذار را فراری می دهند. اینجا هر کس به دنبال منافع شخصی خود است و همه ی این عوامل دست به دست هم داده تا ما این روزها شاهد اتفاقات مثبت در شهرستان نباشیم. همین شهر رودبار را در نظر بگیرید، رودخانه از وسط شهر گذشته است، هر شهر دیگری بود اکنون فضایی برای جذب گردشگر در کنار سواحل آن ساخته شده می شد. به خاطر می آورم فردی آمد و گفت می خواهم در شهر رودبار تله کابین بزنم. چه شد؟ در شهر رودبار اگر هیچ کاری انجام نمی گرفت و همین دو پروژه عملیاتی می شد الان دیگر کسی رودبار را با زیتونش نمی شناخت! از موضوع اصلی گفتگویمان دور نشویم؛ با وجود تمام این شرایط امروز در جایگاهی قرار دارم که با قاطعیت می گویم ورود به عرصه خبرنگاری برای هر کسی آسان نیست. کسانی می توانند از فعالیت در عرصه خبرنگاری لذت ببرند که به دنبال هیجان باشند و درآمد مالی برایشان ملاک نباشد. به شخصه اگر روزی فرزندم تمایل به ورود در این حرفه را داشته باشد سعی می کنم پشیمانش کنم. اما در نهایت انتخاب با خودش است. لازمه فعالیت در حرفه ی خبرنگاری به روز بودن اطلاعات است و مشخصاً کسانی که قصد فعالیت در این عرصه را دارند باید دانش خود را همگام با پیشرفت اطلاعات روز ارتقا دهند. و شاید یکی از ملزومات این کار مطالعه ی کتاب است. در پایان به دوستداران مطالعه، کتاب اثر مرکب از دارن هاردی با موضوع موفقیت و سبک زندگی را پیشنهاد می کنم.


خبرنگار نباید سیاسی کاری کند


عبدالله بشارتی سیدانی متولد ۱۳۴۰ در روستای رودخانه شهرستان رودبار هستم از مهرماه سال ۱۳۶۶ به طور رسمی فعالیت خبرنگاری خود را آغاز کردم لازم به ذکر است که سه سال پیش از آن تاریخ نیز با خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی همکاری می کردم. پیش از ورودم به حرفه خبرنگاری اندکی به این شغل علاقمند بودم و در دوران خدمت سربازی در سال های ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۳ برخی مواقع با دوستان هم رزم خود مصاحبه می کردم که همچنان فایل این گفتگوها موجود است و شنیدن آنها خاطرات خوب گذشته را برایم تداعی می کند. اما با گذشت زمان دیدگاهم نسبت به این حرفه تقویت شد و علاقه به خبرنگاری در من شدت گرفت. در صورتی که یک خبرنگار به ارزش و منزلت خود آگاه باشد و از افراد و محیط اطراف تاثیر نپذیرد می توان این شغل را حرفه ای اثر بخش در جامعه قلمداد کرد.

شناخت کافی از شهرستان محل فعالیت، بارزترین امری است که یک خبرنگار باید به آن واقف باشد و اهالی منطقه را به این درجه برساند که نباید شهر یا شهرستان خود را با دیگر مناطق مقایسه کنند اما فعالیت خبری در شهرستان رودبار به علت شرایط جغرافیایی و گستردگی متمایز از دیگر مناطق است و دشواری های بسیاری دارد اما تلاش برای رفع مشکلات مردم از بار این دشواری ها می کاهد. زیرا با رسانه ای کردن مشکلات، مسئولین و خیرین درصدد حل آن قدمی بر می دارند و متولیان امور فعالیتشان را گسترش می دهند که این مهم علاوه بر رفع خستگی و فراموش کردن تمام سختی های موجود، بیانگر برکت وجود خبرنگاران در جامعه نیز می باشد. البته چگونگی بیان معضلات مردم که بتواند اقدامی از سوی مسئولین و مدیران به همراه داشته باشد به قلم خبرنگار بستگی دارد، با داشتن قلمی خوش می توان بسیاری از مشکلات را مرتفع کرد. بارها دیده شده که اگر مشکلی در جامعه وجود داشته باشد سالها به حال خود باقی می ماند اما با ورود خبرنگاران و رسانه ای شدنش، مشکلات مرتفع خواهند شد.

از آغاز فعالیتم در حرفه خبرنگاری با خدای خویش عهد بسته ام که هرگز از این حرفه سوء استفاده نکنم، حدود ۳۲ سال است که با روزنامه جمهوری اسلامی فعالیت می کنم و تا توان در بدن دارم به این راه ادامه می دهم زیرا خط مشی روزنامه این علاقه را در من ایجاد کرده است. البته فعالیت در شرکت توانیر(نیروگاه شهید بهشتی لوشان) شغل اصلی من بود و خبرنگاری را در اوقات فراغتم انجام می دادم که به همین دلیل متحمل خسارات بسیار شدم زیرا در آن دوران، از مرخصی های ماهانه خود برای تهیه گزارش استفاده می کردم در صورتیکه همکارانم مرخصی های خود را ذخیره و در پایان سال مبلغی دریافت می کردند. با تمام این تفاسیر، در این حرفه گاهاً متهم و توسط مسئولین اجرایی بازخواست می شدم اما این اتهامات بی نتیجه می ماند و در مقابل با اخلاص بیشتر به کارم ادامه می دادم. شایان ذکر است که هیچگاه توسط مراجع قضایی مواخذه نشده ام. همیشه مدافع حقوق مردم بوده و به درد دل های مردم گوش سپرده و مشکلات آنها را رسانه ای کرده ام. البته در برخی مواقع با نوشتن مطالب و گزارش ها با واکنش تند بعضی مسئولین مواجه شدم اما حق با مردم بوده است، این در حالی است که در نوشتن، حساسیت بسیاری به خرج می دهم و تمام گزارشات مردمی را بررسی و سپس مطالب را درج می کنم.

در دوران خبرنگاری تهمت های بسیار شنیده و برخوردهای نامناسبی با من شده است اما با خونسردی به فعالیتم ادامه داده ام زیرا به کاری که می کنم ایمان دارم و معتقدم کاری که برای رضای خدا انجام می شود دلسردی ندارد. خبرنگار افتخاری روزنامه هستم و حقوقی بابت فعالیتم اخذ نمی کنم، هرکاری که تا کنون انجام داده ام برای مردم و پیشرفت و توسعه شهرستان بوده است، تنها دریافتی ام از روزنامه مبلغی ناچیز به واسطه گزارشاتم می باشد که حتی پاسخگوی هزینه ایاب و ذهابم نیست اکنون با حقوق کار در نیروگاه لوشان امرار معاش می کنم. علت ماندگاری ام در خبرنگاری علاقه به شهرستان رودبار و مردمانش است، برای اینکه دیار صلح و دوستی را در سطح کشور مطرح کنم تلاش های بسیاری انجام داده ام و در بین شهرستان های استان گیلان، پس از رشت، همیشه رتبه دوم را به خود اختصاص داده ام. با این همه مشکلات معیشتی مردم ایجاد اشتغال و انجام کارهای عمرانی برای شهرستان رودبار بزرگترین دغدغه من است. زمانی که شاهد اشتغال یا پیشرفت شهرستانم در حوزه های عمرانی هستم بسیار خشنود گشته و برای رسانه ای شدن آن قدمی بر می دارم، زیرا کاری که روزنامه به ما سفارش می کند درج همین مطالب به جای مصاحبه با افراد و اخبار جلساتی که خروجی ندارد است.

از نظر من خبرنگار یک فرد سیاسی است و باید در امور سیاسی شرکت کند اما سیاست خبرنگار نباید از نوع سیاسی کاری بوده و طبق سلایق اشخاص قلم بزند. بنده از آموزه های دینی در امر سیاسی بهره می گیرم. در مسیر خبرنگاری شاهد وقایع تلخ و شیرین بسیاری بوده ام، موضوع کم فروشی از جمله تلخ ترین این اتفاقات بود. در برهه ای از زمان که اجناس به شدت افزایش قیمت داشت برخی کارخانجات برای جبران زیان های خود از حجم کالاها کاستند و با همان قیمت اولیه کالاهای خود را روانه بازار کردند.

شهرستان رودبار زادگاهم است و به آن عشق می ورزم و هرگز به خروج از آن رضایت نمی دهم، حتی اگر همه از شهرستان بروند یکه و تنها در اینجا می مانم. متاسفانه اگر گریزی به سال های گذشته و افراد با دیدگاه های مختلف بزنیم می بینیم که بسیاری از آنها به بهانه های مختلف رودبار را ترک کرده اند. رودبار، در مقایسه با دیگر مناطق، شهرستانی محروم است و همه باید برای اینکه از محرومیت نجاتش دهیم تلاش کنیم. متاسفانه عقب ماندگی در رودبار بسیار است البته پیشرفت هایی هم داشته و کارهای بزرگی هم انجام گرفته اما در حد و اندازه رودبار نبوده به عنوان مثال وقتی شهرستان رودبار آب شرب، آب کشاورزی، برق و مواد معدنی استان را تامین می کند نباید چنین وضعیتی داشته باشد. شغل خبرنگاری درآمدی در شهرستان رودبار ندارد و به کسی این کار را پیشنهاد نمی کنم چرا که فرزندان بنده با دیدن درآمد پدرشان هیچگونه علاقه ای به این حرفه از خود نشان نمی دهند، همیشه دوست داشتم یکی از فرزندانم خبرنگار شود اما متاسفانه ممکن نیست. غالباً سعی می کنم اطلاعاتم به روز باشد اما هر چه تلاش می کنم نتیجه دلخواهم حاصل نمی شود. در گذشته بسیار مطالعه می کردم و کتب بسیاری هم در کتابخانه دارم اما سالهاست که تمایلی به مطالعه ندارم و بیشتر روزنامه می خوانم. آخرین کتابی که با دقت آن را تمام کردم نهج البلاغه حضرت علی (ع) بود که با خواندن خطبه ها و نامه های این کتاب و مقایسه آن با جامعه اسلامی ناراحت شدم زیرا خود را شیعه آن امام می دانیم و تحمل این تفاوت برای من بسیار سنگین است.


برای رسیدن به جایگاه خبرنگاری تاوان های سنگینی داده ام


*خودتان را معرفی کنید و از شروع فعالیت خود در حیطه خبرنگاری برایمان بگویید.

به نام خالق لوح و قلم، شاهین آبزن دوشنبه بازاری هستم، روزنامه نگار، عکاس، مجری و مستند ساز و در حال حاضر با احترام به عنوان مدیر پایگاه خبری تحلیلی آوای یونس در خدمت مردم عزیز استان گیلان و شهرستان رودبار هستم. از سال ۱۳۷۹ وارد عرصه خطیر و پر از هیاهوی خبرنگاری شدم، ابتدا با روزنامه اعتماد و بعد از آن‌ با مجلاتی مانند ایران جوان، خانواده و بعد از آغاز به کار هفته نامه شکوفه های زیتون از شماره ۲ این نشریه در خرداد ۱۳۸۳ وارد خانواده هفته نامه شکوفه های زیتون شدم.

*خبرنگاری در شهرستان رودبار را چگونه توصیف می کنید.

بدون تعارف و واهمه عرض می کنم، آن دسته از عزیزانی که با تعاریف حقوقی و قانونی به عنوان خبرنگار در شهرستان رودبار در حال سربازی در این راه هستند عاشق ترین و ایثارگرترین بندگان خدا می باشند که از عصاره، شیره و توتیای درونشان همانند یک سرباز در حال انجام وظیفه و سربازی هستند و بدون هیچ مضیقه ای دوست دارم این حرفم را منتشر کنید، مسئولین شهرستان قدردان درست خبرنگاران واقعی شهرستان رودبار نیستند   ( از طلا گشتن پشیمان گشته ایم             مرحمت فرموده ما را مس کنید)

*قدرت خبرنگار و رسانه ی تحت اختیارش را در جهت حل مشکلات تا چه میزان مفید میدانید.

بدون اغراق قدرتی که رسانه ها و خبرنگاران دارند با هیچ قدرت سیاسی و اجتماعی قابل مقایسه نیست، البته این قدرت هم خطرناک و در عین خطرناک بودن شیرین و دلچسب است، از نگاه عام خبرنگاران مورد هجوم هر دو جناح هستند ( مردم و مسئولین) از طرفی متهم به طرفداری از مدیران و مسئولین و از سویی متهم به طرفداری از مردم و منتقد مسئولین، شاید کمتر کسی به این موضوع فکر کند که خبرنگاران واقعی و حرفه ای بخش زیادی از زندگی شان را درگیر با مسائل و مشکلات مردم هستند اما چون همه ی این پیگیری ها رسانه ای نمی شود مردم کاملاً از آنها بی اطلاع هستند و در نتیجه اینطور برداشت می شود که خبرنگاران مدافع آنها نیستند در حالی که به جرات می توان گفت بیشتر مشکلاتی که به گوش مسئولین می رسد و منتج به نتیجه می شود ردپایی از خبرنگاران واقعی شهرستان وجود دارد و شک نکنید که پیگیری و استمرار خبرنگاران شهرستان در این موضوع کاملا مشهود و قابل لمس است

*تا به حال از شغل خود و قدرت تاثیر بر اذهان عمومی سوء استفاده کرده اید؟

فرصت سوء استفاده نداشتم اتفاقا دیگران از زیاد خوب بودن ما و اعتماد زیاد ما سوء استفاده کرده و هنوز هم بدنبال خدشه دار کردنمان هستند، البته این سوال شما واقعیت دارد که برخی که عنوان خبرنگاری را یدک می کشند از این قدرت و فرصت بهره ها برده اند که البته خوشبختانه در شهرستان رودبار دوستان و همکاران واقعی من در این مقوله جای نمی گیرند، بهتر بود می پرسیدید از قدرت و قلم و عکس های شما در شهرستان سوء استفاده شده که باید عرض کنم به وفور این اتفاق افتاده و هنوز تاوان های سنگینش روی دوش ما سنگینی می کند.

*آیا تا به حال بواسطه شغلتان در مظان اتهام قرار گرفته اید؟

بله شاید اولین خبرنگاری در شهرستان هستم که به واسطه این شغل و تنها به خاطر دشمنی، حسادت و کم بینی برخی از قدرت طلبان و با پاپوشی که برایم دوختند و شروع آن هم توسط یکی از مثلاً همکاران بود از بنده شکایت شد و پس از طی مراحل قانونی و حاضر شدن در دادگستری و پاسخگویی و دفاع وکیل قانونی ام خوشبختانه از هر دو اتهامی که برایم متصور شده بودند تبرئه شدم.

البته جدیداً در شهرستان رودبار تا یک مطلبی چاپ و منتشر می شود از کارگر و مسئول و بازاری و خانه دار به راحتی به خبرنگار مربوطه زنگ می زنند و با تهدید و افترا نسبت به خبرنگار و با چاشنی فحش و ناسزا از لفظ شکایت بدنبال ترساندن و تهدید خبرنگاران در شهرستان هستند که این امر یک آسیب بزرگ است، چندسال قبل هم به خاطر گرفتن یک عکس مورد تذکر یکی از ارگان های نظارتی قرار گرفتم.

*درآمدتان از شغل خبرنگاری چه میزان است؟

هیچ خبرنگاری در شهرستان رودبار درآمد ثابت ندارد، بسیاری از ما خبرنگاران ( حتی خود بنده) بیمه و حقوق ثابت نداریم مادامی که در هفته نامه ها و یا نشریات باشیم به فراخور درآمد و‌ حضوری که برای آن نشریه داریم بیمه هستیم و درصد دریافت می کنیم و زمانی که همکاری نداریم بیمه نیستیم و ریالی دریافت نمی کنیم، اکثر خبرنگاران شهرستان بیمه نیستند که این بزرگترین مشکل و دردی است که هیچ مسئولی هم در این خصوص اقدامی نکرده، هیچ مسئولی، فقط آقایان حرف زدند و قول دادند و سخنرانی های آتشین کردند و هیچ کدامشان به قول خود عمل نکردند، در واقع بنده نه تنها حقوق ثابت ندارم بلکه در پایگاه خبری خودم از راه تهیه آگهی و رپرتاژ فقط می توانم این سایت را سرپا نگه دارم و همکاری که با بنده در بارگذاری سایت همکاری دارد ماهانه مبلغی ناچیز دریافت می کند، هزینه اینترنت، بارگذاری سایت و ایاب و ذهاب ما خبرنگاران وحشتناک بالاست، من به واسطه ساخت مستند، تدریس و اجرای صحنه ای درآمد دارم و از راه خبرنگاری هیچ درآمدی ندارم خنده دار اینجاست خبرنگاران مشکل خیلی ها را حل کردند اما خودشان در مسیر رفع مشکلات خود مانده اند.

*مهمترین دغدغه مردم شهرستان رودبار را چه میدانید؟

به نظر بنده مهم ترین دغدغه مردم شهرستان رودبار عدم اشتغال جوانان و کمبود امکانات رفاهی، فرهنگی و عدم توجه برخی مسئولین به امور فرهنگی و تشنه بودن ‌مردم از برنامه های متنوع فرهنگی و هنری است، در واقع گله مردم شهرستان رودبار این است که نباید مسئولین با آنها بازی سیاسی کنند، نباید نگاه شان به مردم از بالا به پایین باشد، چرا باید این مردم نازنین در انتخابات و طرفداری از فلان اشخاص فقط دیده شوند. جوانان شهرستان در عطش مناسبات فرهنگی در حال سوختن هستند و آنهایی هم که پا پیش می گذارند یا کافر هستند یا به قول آقایان موی دماغ مسئولین.

*رابطه ی خبرنگار و سیاست را چگونه می پندارید؟

اگر یک خبرنگار حرفه ای از سیاست بدور باشد در واقع یک جای کارش می لنگد ، این به آن معنا نیست که یک خبرنگار کاربلد و حرفه ای باید در کارش سیاست را دخیل کند و حرفه اش را فدای سیاست کند اما نباید از مناسبات سیاسی و اتفاقات به دور باشد. دور بودن از فضای سیاسی و عدم توجه به اتفاقات و موضوعات سیاسی روز منجر به روزمرگی یک خبرنگار حرفه ای می شود، یک خبرنگار دانا خبرنگاری است که با استفاده از فضای سیاسی نسبت به پیشبرد امور و کمک به حل مشکلات روزمره و پیداکردن راهکارهای اجرایی برای بهتر شدن و فهماندن موضوعات استفاده کند اما نباید خود را فدای سیاست زدگی کند.

*تلخ ترین و ناراحت کننده ترین اتفاقی که در سابقه کاری خود از آن خبرتهیه و گزارش آن را به اطلاع مردم رسانده اید کدام بوده است.

جواب این سوال خیلی سخت است، تلخ ترین خبری که در این سالها نوشتم این بود: محمد مصطفوی همکار عزیز و هنرمندمان آسمانی شد، دقیقا حضور ذهن دارم چند ساعت قبل از عروج محمد مصطفوی همکار عزیز ما که در سانحه تصادف در منجیل روحش جاودانه شد، با من تماس گرفت و در خصوص حضورش برای دادن تست صداوسیما صحبت کرد و بعد از آن خبر فوتش را با اشک چشمان و در پهنای اشکی که تمام صورتم را پوشانده بود روی سایت گذاشتم، روحش شاد و یادش همیشه جاوید.

اما شیرین ترین اخباری که کار کرده ام زمانی بود که خبر گاز دار شدن، برق دارشدن و آسفالت روستاهای شهرستان را در ایام مختلف به سمع و نظر مردم رساندم

*شغل خبرنگاری را به چه کسانی توصیه میکنید.

من به هیچ کس این شغل سخت، طاقت فرسا و پر حاشیه را توصیه نمی کنم، چون هیچ خبرنگاری استخدام نخواهد شد مگر اینکه در دانشگاه این رشته را به صورت آکادمیک دنبال کرده و در نشریات کشوری استخدام شود که این موضوع تقریبا شبیه سفر به کره ماه است.

در غیر اینصورت شغل خبرنگاری با این وضعیت موجود و شرایطی که دارد (عدم بیمه، عدم حقوق و مزایای عمومی، عدم استخدام قانونی) یا از سر عشق می باشد یا از سر دیوانگی، در نتیجه در شرایط فعلی به هیچ کس این شغل را توصیه نمی کنم

*فرزندتان قصد ورود به عرصه خبرنگاری دارد سخن شما به او چیست؟

خیر فرزندم قصد ورود به این عرصه را ندارد، البته بدلیل اینکه بتواند این شغل و سختی هایش را تجربه کند و در مسیر زندگی پخته تر شود دو سالی است به عنوان عکاس و خبرنگار با من در حال کار کردن در سطح استان است که خوشبختانه موفق هم بوده و دلیل آن هم این بوده که در جاهای مختلف تحت تاثیر اجتماع قرار گرفته و ترس از حضورش در مناسبت ها از بین برود و در کنارش بتواند گلیم خود را در عرصه هنری( عکاسی خبری) بیرون بکشد، خودم اجازه نخواهم داد فرزندم خبرنگاری را به عنوان یک شغل ادامه دهد اما معتقدم باید این کار را تجربه کند تا در آینده بتواند فرد مفیدی برای جامعه باشد. خوشبختانه صدرا در حال حاضر جوانترین عکاس و خبرنگار استان گیلان است

*چقدر سعی در بروز رسانی اطلاعات خود دارید.

من هر روز در تلاش هستم تا با تهیه لوازم، ابزار  و اطلاعات فنی در عرصه خبری به روز باشم، اما باز معتقدم هرچقدر یاد بگیرم کم است به همین دلیل سعی می کنم در کلاس ها و در آموزش ها شرکت کنم، تا حالا در کلاس های آموزشی حوزه خبری شرکت کرده ام و از این پس هم شرکت خواهم کرد


حقیقت نگاری بهای سنگینی دارد


بهرام قربانپور هستم در یک روز داغ شهریور سال ۶۷ متولد شدم. دارای کارشناسی حقوق بوده و قریب به یک دهه است که در عرصه خطیر و حساس خبرنگاری مشغول به فعالیت هستم همچنین در حوزه شعر و نویسندگی نیز گاهی قلم می زنم.

قبل از هر چیز جا دارد ۱۷ مرداد روز خبرنگار را به افسران جنگ نرم و سفیران صلح و دوستی و آگاهی بخشی تبریک بگویم و همچنین یاد و خاطر خبرنگار شهید محمود صارمی را گرامی می دارم.

بنده بر حسب علاقه و عشق پا به عرصه خبرنگاری گذاشتم. البته ناگفته نماند از کودکی نیز حس خوبی به خبرنگاری داشتم و همیشه عناوین روزنامه ها را دنبال می کردم و تیترهای نشریات برایم جالب بود شاید همین مسائل باعث شد آینده ام با خبر و رسانه گره بخورد.

خبرنگاری حرفه شرافتمند، با رسالت و دارای قداست است، نگاه من از ابتدا تاکنون به خبرنگاری، یافتن حقیقت و جستجوی آن بوده است چه بسا ممکن است در این راه بسیار حساس و خطرساز، دچار مشکلات و موانعی شوید اما چون عشق و علاقه در وجودت هویداست مسیر را با شهامت طی می کنید. خبرنگاری شغل بسیار مقدسی است و رفتن در این مسیر به هر کسی پیشنهاد نمی شود. آنهایی که رسالتمندی، امانتداری، احساس مسئولیت، جسارت مندی، شهامت و صداقت را در خود می بینند وارد این عرصه شوند. اگر روزی فرزندم بخواهد قدم در این مسیر بگذارد، اگر علاقه و استعداد داشته باشد با کمال احترام حمایتش می کنم و تجربه های این  عرصه را که به سختی بدست آمده با عشق به وی تقدیم می کنم. به فرزندم می گویم مبادا قلمش را به درهم و دیناری بفروشد، به او خواهم گفت مبادا چاپلوسی، تملق، تزویر، ریا و دروغ را چاشنی کارش کند به او گوشزد خواهم کرد که برای منافع شخصی، حقوق عمومی را تضییع  نکند، به فرزندم خواهم گفت مبادا سختی ها و مشکلات خبرنگاری تو را از پا در آورد و تن به ذلت دهی، به او خواهم گفت که قلم، فکر و اندیشه اش را به یک نهار و شام نفروشد به فرزندم می گویم که راه خبرنگاری راه بسیار سختی است.

خبرنگاری در هر جای دنیا که باشی دارای سختی ها و مشقت ها هست و نمی توان این موضوع را کتمان کرد و ذات خبرنگاری، همان خطرنگاری است اما در شهرستانی چون رودبار با فاصله مسافتی بیش از ۲۵۰۰ کیلومتر، کار کمی دشوار تر می شود. پراکندگی، وسعت و همچنین تنوع قومیت ها، فرهنگ ها و سلیقه ها در شهرستان رودبار کار را سخت کرده است و آدم (خبرنگار) باید خیلی عاشق باشد تا در این راه پر دغدغه و مسئولیت و تنش زا کم نیاورد. یک خبرنگار در کنار تعهد باید تخصص داشته باشد. خبرنگاری موفق است که فعالیتش را با آموزش، مطالعه و کسب دانش روز توام کند. نگاه آموزش محوری در کنار بهره مندی از تجارب می تواند از خبرنگار یک ژورنالیست حرفه ای بسازد. بنده با وجود اینکه یک دهه از سابقه فعالیتم در خبرنگاری می گذرد هیچ گاه از سلاحی ارزشمندتر از آموزش و کسب اطلاعات و اندوخته ها و تجارب دیگران غافل نشدم.

همانطور که می دانید رسانه و خبرنگار یکی از چهار اصلی دموکراسی تلقی می شود رسانه و خبرنگار بعنوان شمشیر دو لبه است و همان اندازه که می تواند مفید باشد به همان میزان نیز می تواند خطرساز باشد.قطعاً رسانه نقش بسزایی در آگاهی بخشی، فرهنگ سازی، اعتمآدسازی، حل مشکلات  مردم ایفا می کند. مطالبه گری یکی از اصلی ترین رسالت های خبرنگاران است رسانه ها با مطالبه گری درست و به موقع می توانند بسیاری از مشکلات مردم را حل کنند و یا حل آن را از مسئولین بخواهند. رسانه و خبرنگاری قداست دارد و خداوند به قلمی که در دست ماست قسم یاد کرده است و بر ماست که در امانت داری این هدیه ارزشمند الهی کوشا باشیم. کسی که طالب حقیقت باشد ممکن است مورد فحاشی، تهمت و افترا قرار گیرد. حقیقت نگاری بهای سنگینی دارد. همانطور که حضرت علی (علیه السلام) در بسط عدل و عدالت در جامعه مورد بی حرمتی های زیادی قرار می گرفت یقین بدانید در این مسیر با چالش ها، بی مهری ها و نامهربانی هایی روبرو بوده ایم. مورد بازخواست هر کس قرار بگیریم چندان اهمیتی ندارد باید تلاش کنیم و به گونه ای عمل کنیم که در پیشگاه خداوند مورد بازخواست قرار نگیریم و شرمنده نباشیم. بنده در کارم رویکرد مردم محوری دارم و معتقدم هر چه داریم از این مردم عزیز است و لذا مردم هر چه بگویند و درخواست کنند حقشان است و مورد احترام است. اما بارها و بارها در مراسمات تجلیل از خبرنگاران گفته ام که خبرنگاران از مشکلات شدید مالی رنج می برند و اینجا هم تاکید می کنم عدم ثبات شغلی، درآمد و بیمه از مهم ترین دغدغه های خبرنگاران است. مردم شهرستان رودبار نجیب و فهیم هستند اما با دغدغه های فراوانی روبرو هستند که پیشرفت و توسعه شهرستان می تواند مهم ترین دغدغه مردم دیار زیتون باشد. پیشرفت و توسعه یک شهرستان زمانی اتفاق می افتد که در حوزه های راه، آب، برق، گاز، تلفن، اشتغال و … که از حداقل نیازهای اجتماعی است، مردم به رفاه برسند.

البته که خبرنگاری یک حرفه کاملا سیاسی بوده و سیاست یکی از رکن های خبرنگاری است. اگر چه نگاه مردم نسبت به خبرنگاری بیشتر فرهنگی  – اجتماعی است اما سیاست در بطن رسانه و خبر قرار دارد و خبرنگار با سیاست بیگانه نیست و برای پیشبرد اهدافش نیاز دارد از ابزار سیاست بهره بگیرد. تا به امروز اخبار تلخ و شیرین بسیاری را به اطلاع عموم مردم رسانده ام اما گزارش میدانی با شالیکاران رستم آبادی برایم بسیار تلخ و ناراحت کننده بود، بذر و خزانه شان بر اثر بی آبی خشک شده و سوخته بود و جای تاسف و تامل بود که در کنار سفیدرود خروشان، شالیزارهای رستم آباد تشنه بودند و آن چهره غمگین و چشم پر اشک کشاورزی را دیدم که تمام امید و محصولشان را از دست رفته می دید. خبرنگاری کار دلی و عاشقانه است بدون شک تمام کارهایی که انجام دادم دلی بوده اما آن گزارش هایی در خصوص پرداختن به مشکلات مردم خصوصا مردم شهرستان رودبار بوده برایم دلچسب تر بوده است. رودبار شهرستانی زیبا، با شرایط آب و هوایی کم نظیر و طبیعت و مناظری دلفریب است. وجود قومیت ها، لهجه ها و فرهنگ های مختلف از رودبار ایرانی کوچک ساخته است. شهرستان رودبار ظرفیت‌های ارزشمندی دارد که پرداختن به آن در این مجال نمی گنجد.


خبرنگاران سیاستمداران ایده آلی هستند


مجید رضایی ماشمیانی مدیر مسئول نشریه الکترونیکی درفک خبر هستم با مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد حقوق در حال حاضر در مدارس متوسطه دوم رودبار تدریس می کنم. در سال های ۹۰-۸۹ دوره های رسمی خبرنگاری را گذراندم و پس از اخذ مدرک شروع به فعالیت در این عرصه نمودم. از ابتدا بر این امر اشراف داشتم که هنر، عشق و علاقه لازمه فعالیت در عرصه رسانه و خبر است که فرد خبرنگار را نسبت به شغلش علاقمند می دارد امروز هم یقین دارم که عاشق شدن و عاشق بودن هزینه دارد، به خبرنگاری علاقمند بوده و هستم، خبرنگار سرسلسله و زبان گویای ناگفته های مردمی است، خبرنگاران سیاستمداران ایده آلی هستند. اما فعالیت در این شغل در شهرستان رودبار مساوی است با دشمن تراشی اما با این وجود قطعا پیگیری های مستمر رسانه ها بسیاری از مشکلات را رفع خواهد کرد مانند مواقعی که روشنگری می کنیم و عده ای که مطامع شخصی شان به خطر می افتد اذعان می دارند خبرنگاران در حال سوء استفاده از قدرت تاثیرگذاری خود بر اذهان عمومی هستند که در واقعیت اینطور نبوده و نیست. مردمی که عاقلانه قضاوت می کنند اتهامی را متوجه ما نمی سازند اما کم نیستند کسانی که به ما اتهاماتی را وارد می کنند البته که برای آنها راهی جز متهم کردن ما وجود ندارد. در مواردی هم نارضایتی هایی بود که توضیحاتی را به صورت شفاهی مطرح نموده و قانع شده اند. البته ذکر این نکته ضروری است که در مواردی هم مخاطب توهین هایی از مسئولین بوده ایم. تهمت و افترا در فضای مجازی نیز وجود داشته که البته از طرف آدمهایی که تمام هویتشان یک پروفایل و کت قرضی برای عکسشان می باشد که در پاسخشان به ارسال یک استیکر خنده بسنده کرده ام و یا پاسخی همچون عاقلان دانند را روانه شان ساخته ام. ما برای مردم شهرستان رودبار فعالیت می کنیم مردمی که تنها دغدغه شان اشتغال است دغدغه ای که صدایش به جایی نمی رسد و شاید نرسیدن صدای مردم مناطق محروم شهرستانی همچون رودبار با مردمانی صالح و سختکوش یکی از دلایل ورود من به این عرصه بود و در حد توانم نیز سعی بر این دارم تا فعالیت من و تیم درفک خبر با تمام وجود در ابتدا برای کسب رضای خداوند و در ادامه رضایت مردم باشد. خیلی ها می پرسند چه درآمدی از راه خبرنگاری دارید جواب من این است که مگر خبرنگاری درآمد دارد؟! خرید ۲ گیگابایت اینترنت ماهیانه چیزی نیست که بتوان نام درآمد را بر آن گذاشت! اما تنها تلخی فعالیت در عرصه خبر این نیست تلخی ها بسیارند، انعکاس اخبار غم از دست دادن عزیزان، گزارش از تصادف ها خصوصا تصادفی که منجر به فوت سه نفر و یک بچه که در صحنه حادثه آن بودم خیلی متاثرم کرد، البته وعده ی عمل نشده برخی مسئولین، تعطیلی شرکت ها و غیره نیز برایمان ناراحت کننده است.

ربابه حسن پور

این خبر را به اشتراک بگذارید :