شکوفه های زیتون- گفتگوی اختصاصی شکوفه های زیتون با میثم رضائی بره سری، عضو انجمن اقتصاددانان ایران:

خبر کوتاه اما مهم بود، حذف چهار صفر از پول ایران! خبری که این روزها نقل محافل شده و به نظر عزم هیات دولت برای این کار جزم است. در خبرها آمده هیات دولت در جلسه چهارشنبه ۹ مرداد ۹۸ لایحه پیشنهادی بانک مرکزی مبنی بر تغییر واحد پول ملی از ریال به تومان و حذف چهار صفر را به تصویب رسانده. در واقع، آنچه که دولت را ترغیب به تصویب این لایحه کرده، حفظ کارایی پول ملی، تسهیل و بازیابی نقش ابزارهای پرداخت نقد در تبادلات پولی داخلی و هماهنگی با آنچه در فرهنگ و عرف جامعه درباره واحد پول ملی رواج یافته، بوده است. در عین حال، دولت کاهش هزینه چاپ و نشر اسکناس و سکوک و نیز رفع مشکلاتی از قبیل استفاده از ارقام بزرگ در مبادلات ساده روزمره، معضلات شمارش و حمل حجم بالای اسکناس و سکه و خارج شدن مسکوکات از چرخه مبادلات اقتصادی کشور، از دیگر اهداف لایحه یاد شده، اعلام کرده است. با این اوصاف در این رابطه شکوفه های زیتون گفتگویی را با یکی از اقتصاددانان کشور که اصالتی از بره سر شهرستان رودبار دارد تدارک دیده که در ادامه خواهید خواند.


تاریخچه حذف صفر از پول


حذف صفر از پول مرسوم کشورها  از سال ۱۹۶۰ تاکنون در ۷۱ کشور اتفاق افتاده است. نخستین بار این سیاست پولی در آلمان و بعد از جنگ جهانی دوم رخ داد. این کشور زیر فشار ابرتورم مجبور به حذف ۱۲ صفر از پول ملی(مارک) شد. هلند نیز بعد از شرایطی که در اقتصاد از آن به نام بیماری هلندی یا صنعت زدایی یاد می کنیم، مجبور به حذف ۴ صفر از پول ملی شد. تورم در دهه شصت در کشور هلند از مرز ۱۰۰ درصد گذشت و دولتمردان مجبور به اعمال سیاست حذف صفر از پول ملی شدند. ترکیه نیز بعد از تجربه شرایط تورمی شدید در سال ۲۰۰۵ و در یک بازه ۵ ساله مبادرت به حذف ۵ صفر از لیر شد و یک لیر جدید منتشر نمود.

برزیل از این حیث در رتبه نخست قرار دارد و از سال ۱۹۳۰ تاکنون در ۶ مرحله ۱۸ صفر را از واحد پول خود حذف نموده است. این سیاست در کشورهای مذکور اتفاق افتاد و بعد از آن شرایط اقتصادی این کشورها روند رو به رشد گرفت اما نمی توان دلیل بهبود شرایط این کشورها را فقط در اعمال سیاست حذف پول دانست.

نمونه ناموفق کشورهایی که سیاست حذف صفر از پول ملی در آن ها مشاهده می شود می توان به آرژانتین و زیمباوه اشاره نمود.

آرژانتین بعد از حذف ۱۱ صفر از پول ملی نهایتا مجبور به تغییر پول ملی شد و مشکلات بانکی وضعیت اقتصادی این کشور را بحرانی تر کرد. زیمباوه نیز در  طی ۳ مرحله مجبور به حذف ۲۵ صفر از پول ملی شد اما امروزه شرایط مناسبی ندارد.

شواهد گویای آن است که موفقیت و یا عدم موفقیت کشورها در  کنترل تورم به تنهایی به حذف صفر از پول ملی ختم نمی شود.

اگر انتظار داشته باشیم که حذف صفر در ایران منجر به بهبود شرایط اقتصادی شود و کاهش سطح تورم را به دنبال داشته باشد، چنین اتفاقاتی رخ نخواهد داد.

تورم یک نسبت و یا نوعی درصد می باشد، برای مثال اگر حقوق شما ماهانه ۴۰ میلیون ریال باشد و برای نوزاد خود پوشک را به مبلغ ۴۰۰ هزار ریال خریداری کنید، اگر صفر ها حذف شود ماهی ۴۰۰۰ ریال حقوق می گیرید و ۴۰ ریال پول پوشک خواهید بود، در قدرت خرید شاهد هیچگونه تغییری نخواهیم بود فقط به صورت اسمی اعداد ساده شده اند. شاید بعد روانی مثبتی داشته باشد اما اگر می خواهیم نتایج مثبت بگیریم نسبت ها باید تغییر پیدا کند، نه فقط صورت مسئله.


معایب و محاسن این طرح


در شرایط فعلی کشور اگر این سیاست اجرایی شود صورت مسئله تغییر نخواهد کرد و در چنین اوضاعی به نظر می رسد معایب اجرایی آن بر محاسن بچربد.

به لحاظ اسمی و روانی فشار بی ارزش بودن پول ملی ایران در برابر ارزهای خارجی کمتر خواهد شد و برای مثال یک دلار برابر با ۱۰ تومان خواهد شد اما در کلیت ماجرا اتفاقی در زمینه قدرت خرید نخواهد افتاد.

در حال حاضر بزرگترین مشکلی که در کشور بعد از اجرایی شدن این طرح بوجود خواهد آمد  هزینه های فراوان چاپ پول است. دومین مشکل برمی گردد به دفاتر و صورت های مالی شرکت ها که تغییرات زیادی شامل حال آنها خواهد شد. برای مثال فردی مطالبه ای از یک شرکت دارد به مبلغ ۱۰ میلیون تومان که سررسید آن بعد از اجرایی شدن این طرح باشد در آن صورت پیچیدگی ها و سوء استفاده هایی بوجود خواهد آمد.

کلیه دفاتر حسابداری شرکت ها باید مجددا تعریف شود که هزینه هایی را در برخواهد داشت. مسئله دیگر اینکه بخشی از جامعه ما قشر مسن هستند که زمان زیادی طول خواهد کشید تا با این طرح آشنایی پیدا کنند و بتوانند در محاسبات روزانه خود به درستی عمل کنند.

در شرایط فعلی چاپ اسکناس هزینه فزاینده ای بر دوش بانک مرکزی خواهد گذاشت چرا که اکنون کشور در شرایط عادی به سر نمی برد و بخشی از درآمدهای کشور به دلیل تحریم تحقق نخواهد یافت. در چنین شرایطی به صلاح نیست که این طرح به مرحله اجرا برسد اما کلیت طرح مثبت است و می تواند در شرایط ثبات اقتصادی مطلوب باشد.


اثرات روانی در جامعه


تصور کنید به ظاهر قیمت کالا ها به دلیل حذف ۴ صفر کاهش پیدا کند که بعد روانی در مصرف کننده بوجود می آید. برای مثال اگر زیتون کیلویی۱۰۰ هزار ریال باشد که پس از اجرای این طرح ۱۰ تومان بشود و اگر این مبلغ را به ۲/۱۰ یعنی ۱۲ هزار تومان تغییر دهیم میزان حساسیت مصرف کننده به قیمت ۲/۱۰ کمتر خواهد بود. برخی سودجویان نیز در این بازه زمانی قیمت کالا را تغییر می دهند اما به چشم نمی آید و حساسیتی در مصرف کننده که تا چند مدت قبل تر به نوسانات چند هزار تومانی عادت کرده بود، نخواهد داشت. این تغییرات کوچک در قیمت ها که به نسبت درآمد (درآمد تعدیل شده به واسطه حذف صفر از پول ملی) بزرگ هستند، نسبت قیمت کالا و خدمات به درآمد را افزایش می دهد که همان کاهش قدرت خرید است.


حل مشکل در گرو تولید


کشورهایی که سابقه حذف صفر را داشتند باید بررسی کنیم که چگونه وضع اقتصادی آنها بهتر شد و تورم را مهار کردند. دلیل اصلی این امر برمیگردد به اینکه آنها سطح درآمد مردم را نسبت به گرانی ها (تورم) افزایش دادند. به واسطه تورم مردم ایران سالانه ۱۵ الی ۲۰ درصد قدرت خرید آنها کم می شود و حذف صفر از پول ملی تنها یک مسکن می باشد که یک سیاست پایه دار و نه پایدار است. اگر به واقع می خواهیم تورم را کنترل کنیم در وهله اول باید شرایط تولید مطلوب شود که در راستای آن درآمد و قدرت خرید مردم بیشتر خواهد شد. تولید اگر توجیه بهتری داشته باشد درآمد بیشتر خواهد شد و این مشکلات به سبب آن رفع می گردد. متاسفانه در این بازه زمانی که مشکلات ما ریشه در زیرساخت های تولید و صادرات دارد، سیاست حذف صفر از پول ملی درمان مناسبی برای اقتصاد بیمار ما نمی تواند باشد.


دلیل افت ارزش پول


پشتوانه پولی به قدرت و رشد اقتصادی، قدرت کشور در تولید متنوع و باکیفیت کالا و خدمات بستگی دارد. کشورهایی پول ملی آنها ارزش بالایی دارد که در آنها تولید رونق دارد. برای مثال کشور آمریکا در یک بازه زمانی مشکلاتی در زمینه دلار داشت که از سال ۲۰۰۹ در زمان دولت اوباما مشکلات فعلی اقتصاد ایران را داشتند که آغازگر آن از مسکن بود، دقیقا به مانند ایران که در زمینه مسکن مشکل دارد، در تورم سبدی با ۳۵۰ کالا وجود دارد که کالایی که بیشترین وزن را دارد مسکن می باشد که بطور متوسط در ایران ۵۱ درصد از درآمد خانوار صرف مسکن می شود که شامل اجاره، خرید و پس انداز برای خرید می شود. آمریکا نیز همین مشکل را داشت که آن را برطرف کرد. چرا در کشور ارزش پول ملی کاهش پیدا می کند؟ برای مثال، چه زمانی ارزش پول ملی نسبت به ارز خارجی افزایش پیدا می کند؟ اگر شرایط تولید مهیا باشد و تولیدات ما کیفیت خوبی داشته باشند و این تولیدات را صادر کنیم که در قبال آن ارز خارجی دریافت کنیم و در نتیجه آن صادرات کشور بیشتر از واردات باشد، مقدار ارز خارجی اگر در کشور بالا رود ارزش آن در کشور نسبت به پول ملی کاهش پیدا می کند. کشورهایی که ارزش پول ملی آنها بالا می باشد کشورهایی هستند که عمدتا تراز تجاری مثبت دارند و به این معنی است که صادرات بیشتر از واردات است. این امر موازنه با تولید دارد، اگر از تولید کننده حمایت شود این امر شدنی است. گاهی باید غرض ورزی ها را کنار گذاشت و از تجربه های بعضی کشورها استفاده نمود. دونالد ترامپ در آمریکا مالیات تولیدکننده را حذف نموده است و با این کار تولید توجیه پیدا کرده است. اگر تولید توجیه پیدا کند کارفرما نیروی کار اضافه و در قبال آن درآمد منطقه افزایش پیدا می کند. اگر درآمد افزایش یابد این چرخه برای قشرهای مختلف درآمدزا خواهد بود، تنها راهکاری که تمام مشکلات اقتصادی کشور را در بر می گیرد را باید در مهیا کردن شرایط مطلوب برای تولید جستجو کرد. با تولیدات با کیفیت و صادرات آن به کشورها باعث ارز آوری به داخل کشور و در نتیجه افزایش ارزش پول ملی خواهیم شد، تمام کشورهای دنیا همین مسیر را طی کرده اند و مسیر جدید برای آن وجود ندارد.


تولید و صادرات در شرایط تحریمی


آیا شرایط استفاده از ارزش افزوده زیتون رودبار فراهم نیست که منتهی به درآمد بیشتر شود؟ در حال حاضر زیتون را بصورت خام عرضه می کنیم. زیتون به تهران ارسال شده و ارزش افزود به آن اضافه می شود و در نتیجه با قیمت های چند برابر رودبار به دست مشتری می رسد. نمی توان اقتصاد را به بهانه تحریم تعطیل کرد، مردم در اقصی نقاط دنیا در حال خرید و فروش هستند. در شرایط فعلی در کشور پتانسیل های بسیار خوبی وجود دارد. برای مثال اتفاقاتی که برای روسیه به وقوع پیوسته و گیلان و حتی کل کشور می تواند از آن بهره ببرد، کالاهایی که در کشور به راحتی تولید می شود و در کشورهای همسایه وجود ندارد. صادرات گوجه طارم به کشورهای همسایه که برای ایران یک دلار ۱۲ هزار تومان ارزش دارد اما برای طرف مقابل بی ارزش است برای دو طرف جذاب خواهد بود. اکنون در این شرایط بحرانی بسیاری از کشورها مانند چین به صورت مصنوعی ارزش پول ملی خود را کاهش می دهد. به همین دلیل کالاهای چینی ارزان هستند. برعکس در کشور ما تبدیل به بیماری شده است و دلیل آن بر می گردد به اینکه ما وارد کننده هستیم و باعث خروج دلار و در نتیجه کاهش ارزش پول ملی خواهیم شد. اتفاقا در شرایط فعلی با توجه به افزایش ارزش ارز و شرایط کشورهای همسایه پتانسیل خوبی وجود دارد که از این بحران بتوانیم درآمد ارزی داشته باشیم. برجام اقدام مثبتی بود و اتفاقات مثبتی در حال رخ دادن بود اما در آن دوران به جای اینکه بیایم زیرساخت را برای شرایط تولید و صادرات کالا و خدمات بهبود ببخشیم و به بازارهای جدید ورود کنیم تنها و تنها دغدغه مان فروش بیشتر نفت، درخواست مطالبات نفتی و … بود.

دلیل دیگر کاهش ارزش پول ملی را می توان در واردات مافیایی برخی کالاها دانست. وقتی کالایی با ارز خارجی وارد می شود به نوبه ی آن قیمت کالا افزایش پیدا می کند و سطح عمومی قیمت ها بالا می رود. از این افزایش قیمت ها در اصطلاح اقتصادی به عنوان تورم وارداتی یاد می کنند . باید یک خانه تکانی در تمام ابعاد صورت بگیرد. تمامی مشکلات جامعه اعم از تورم، پایین بودن ارزش پول ملی، بیکاری، گرانی، بزه کاری و طلاق تمامی اینها به سطح درآمد خانوار که لازمه آن تولید و اشتغال است بستگی دارد. مبارزه با فساد اخلاقی در جامعه مسیری معلول است و علت در جای دیگری است. اگر تولید و درآمد بالا باشد دیگر ما شاهد دزدی و تن فروشی نخواهیم بود، مشکل تورم و کاهش ارزش پول ملی یک معلول می باشد که چندین علت باعث آن است.  مانند دندانی است که درد می کند و عوامل مختلفی باعث این درد شده است و در این وضعیت مسکن ها  نفس درد و خرابی را بهبود نمی بخشند. ما آدم های منفی گرایی نیستیم اما واقعیت جامعه ما این است و نمی توان به مردم دروغ گفت و تمام مشکلات ما منتهی به این شده است که مجبوریم از مسکنی به نام حذف صفر استفاده کنیم که هزینه سنگینی خواهد داشت.


در پایان


اصل کار حذف صفر از پول ملی را نمی توان تایید و یا رد کرد اما در شرایط خاص و گوناگون می تواند اثرات متفاوتی داشته باشد. اگر از تجربه موفق کشورها در بهبود شرایط اقتصادی صحبت می کنیم و در این مسیر حذف صفر از پول ملی اتفاق افتاده باشد، دچار مغلطه شده ایم که بهبود شرایط اقتصادی را تنها در اجرای این سیاست بدانیم. بهبود شرایط اقتصادی و کنترل تورم تابع عوامل بنیادینی چون رونق تولیدو به تبع آن اشتغال، صادرات، ارزآوری و … است.

جواد کاظمی تکلیمی

این خبر را به اشتراک بگذارید :