شکوفه های زیتون– حاجی خان کلانتری حاکم بلا منازع شهرستان رودبار و رئیس ایل عشایر استان گیلان در فروردین ۱۲۹۰ شمسی در روستای ییلاقی لاکه چشم به جهان گشود. نام اصلی وی «محمدقلی خان» ولی معروف به حاجی خان بود. نام پدرش لطفعلی خان حاکم رودبار در زمان سردار معتمد و سپهدار می باشد. نام جد پدری ایشان حاجی حسین بک بوده که در زمان نادرشاه تبعه گردیده است. این همان حسین خان کهدمی می باشد که در سال ۹۹۶ هجری(۱۵۸۸ م) مقر حکمرانی وی در روستای فیلده بود. حسین خان چون به فرمان شاه عباس « تالش کولی» شورشی را که در گیلان قد برافراشته بود دستگیر و تحویل شاه کرده بود. لذا دو ناحیه مهم رشت بنامان « ننک» و «بجارپس» را بعنوان تیول به او واگذار کرده بودند. وی منزل مسکونی خود را که در محله «لاکه» قرار داشت در ماه محرم وقف حضرت سید الشهداء کرده بود و همه ساله در دهه محرم مراسم عزاداری برگزار می کرد که این بنا در زلزله سی و یک خرداد ۱۳۶۹ ویران گردید. همچنین عمارت حکومتی خود را در بالای فیلده بنا کرده بود که دکتر منوچهر ستوده در کتاب از آستارا تا استرآباد بدان اشاره کرده است اکنون چیزی از این اثر بر جا نیست. به هنگام خیزش غریب شاه در سال ۱۰۳۸ هجری(۹-۱۶۲۸م) حاکم رودبار محمدقلی خان معروف به «بزرگ» بوده که فرزند حسین خان می باشد. اما حاجی آخرین وارث بازمانده از حکمرانی سلسله انوزوند فردی بسیار باهوش با صلابت و مقتدر بود. اینها شمه ای از خصوصیات اخلاقی و اجتماعی اوست. او واقعاً اهل سیاست بود. حاجی خان در سرکوب فرقه دموکرات آذربایجان به اتفاق جهانگیر سرتیپ پور« یونس آقاجانی از خوانین تالش» عزیزا… جوانبخت از خوانین عمارلو سرلشگر دیلمی و … در مناطق خلخال و شفت و طارم زنجان نقش فعالی داشت. چون فردی سیاستمدار و جاه طلب بود نردبان ترقی را با سرعت و با شتاب پیمود و آنقدر در دربار نفوذ داشت که از دوستان نزدیک قوام السلطنه بود. حاجی خان کسی بود که تیمسار رزم آرا را به شاه معرفی کرد تا برای همیشه غائله دموکرات آذربایجان خاموش شود. منطقه خلخال به دلیل نزدیکی به گیلان و همچنین فرار بعضی از مخالفین فرقه از اردبیل و خلخال به گیلان این منطقه به پایگاهی مشترک برای مخالفان حکومت ملی آذربایجان و همدستان آنها تبدیل شده بود. در خصوص همکاری آنها با ارتش روزنامه اطلاعات سال ۱۳۲۵ چنین می نویسد:

«پس فریدون دارائی(از خوانین خلخال) برادرزاده اش ایرج دارائی را در اختیار حاجی خان کلانتری و علی درامی می گذارد تا در تعقیب آقا جان(طرفدار فرقه)  با مجاهدین همکاری کنند. ایرج دارائی چون توان کافی برای مبارزه با دموکراتها نداشته ناگریز خلخال را ترک و با کسان خود به ارتفاعات تالش و گیلان می رود. فرقه دموکرات آذربایجان هاشم مرادی و۳۰۰ فدایی را از خلخال و محمود عظیمی و ۳۰۰ فدایی از خمسه به کمک سواران برهان السلطنه می فرستد تا ایرج دارائی و یارانش را در محاصره بگیرند. در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۳۲۵ در زد و خوردی که بین دارائی و فدائیان در می گیرد. چند تن از فدائیان مقتول و دارائی در اثر قلت نفرات به طرف گیلان متواری می شود. دارائی در رشت با حاجی خان کلانتری و جهانگیر سرتیپ پور هم آهنگ شده و در صدد تهیه اسلحه بر می آید و در حمله اخیر ارتش به آذربایجان به خلخال حمله می کند. پس از چند روز زد و خورد شدید پاسگاه های فدائیان را در منطقه شاهرود خلخال خلع سلاح کرده و در خلخال با شاهسون ها تماس می گیرد و در قلع و قمع کامل دموکرات ها کوشش فراوان مبذول می دارد» جهت شرح کامل این واقعه می توان به مطبوعات سالهای ۱۳۲۶-۱۳۲۵ اطلاعات و خواندنی ها و کتاب خاطرات رحیم زهتاب فرد و خاطرات مسعود انصاری استاندار سابق گیلان مراجعه کرد.

از جمله اتفاقاتی که در روزنامه اطلاعات ۱۳۲۵ بدان اشاره شد ظهور چهره ای بنام (آقاجان بک) بین سالهای ۱۳۲۵-۱۳۲۰ در مرز بین رودبار و شفت و طارم زنجان بود او از اهالی سیاهمزگی شفت بود. وی خود را یک عیار می نامید. به طوری که آنچه شاهدان و بزرگان و پیشینیان نقل کرده اند به احشام و اموال مردم غنی دستبرد می زد و آن را بین مردم فقیر تقسیم می کرد. آقاجان سواد آکادمیک و سیاسی نداشت و بطور اتفاقی هنگامی که در زندان قصر بود با عده ای از افراد فرقه دموکرات آشنا می شود و خود را متاثر از آن می دانست. به اتفاق همسرش به غلام یحیی(رهبر فرقه در زنجان) پناه آورده بود. حال او با هر مسلکی اقدام به مصادره اموال دیگران می کرد. تا اینکه شبی تعدادی از گله گوسفندان حاجی خان را به سرقت می برد و آنگاه به وسایل نقلیه ای که مسافرین را از رشت به تهران و بالعکس منتقل می کرد حمله کرده و پس از سرقت اموال آنان فریاد(زنده باد حاجی خان) سر می دهد این دوره مصادف است با ظهور فرقه دموکرات آذربایجان و سرکوب آنان توسط دولت مرکزی ایران یعنی قوام السلطنه که از دوستان نزدیک حاجی خان می باشد. لذا آنچه در شرح روزنامه اطلاعات ۱۳۲۵ گفته شد حاجی خان با دستور مستقیم علی درامی(رئیس عشایر طارم زنجان) و عده زیادی از تفنگ چی های منطقه رودبار و طارم به اتفاق ژاندارمری گیلان را بسیج کرده و امر می کند تحت الحفظ او را دستگیر و تحویل نمایند. اما با درگیری بین طرفین در منطقه (گرداب) مرز بین رودبار و شفت اتفاق می افتد آقاجان بک بوسیله آقا(ددا) از تفنگ چی های معروف علی درامی کشته می شود. سر او را از بدن جدا کرده و به نزد حاجی خان می آورند. وی بسیار متاثر شده و آنان را به باد فحش و ناسزا می گیرد و عاملین آن را مورد تنبیه قرار می دهد. در پی جنگ جهانی که دولت های روسیه و انگلیس وارد خاک ایران شدند قوای روس در سوم شهریور ۱۳۲۰ گیلان را اشغال کرد. این سالها مصادف با قحطی و گرسنگی مردم گیلان بود. حاجی خان به همراه مرحوم جهانگیر سرتیپ پور شرکت(روزی) را تاسیس و از روسیه غلات از جمله گندم وارد می کردند و در بین مردم توزیع می کردند. وضع معیشتی مردم رودبار نسبت به دیگر نقاط گیلان بهتر بود. روایت می کنند: وقتی به حاجی خان خبر می دهند که یکی از کسبه بازار آذوقه را در داخل مغازه اش انبار کرده و از توزیع آن امتناع می کند با عصبانیت به داخل مغازه رفته سیلی آبداری به صورتش می زند و دستور می دهد آذوقه را از انبار خارج کرده در بین مردم توزیع کنند. همچنین در این سال که گیلان توسط قوای روس اشغال می گردد(نهضت مقاومت منفی) تشکیل می شود که هدف از تشکیل آن مبارزه با اشغالگران می باشد اعضاء آن عبارتند از: جهانگیر سرتیپ پور«حاجی خان کلانتری» بهاءالدین املشی «آخوند آقا سید حسن اشکوری» یونس آقاجانی« بهرام خان فرزانه(رئیس طایفه خامسلو اردبیل)» حسین آقا وطن دوست(رئیس ایل طایفه آلارلو در اردبیل) چندی بعد هسته مرکزی نهضت مقاومت مسلحانه در هره دشت لیسار سازمان می یابد که علاوه بر آن در مناطق کوهستانی آستارا« طارم» « رودبار» و عمارلو گسترش می یابد. همچنین می گویند: در شهر مذهبی قم برف سنگینی آمده بود. مردم و طلاب این شهر از سوز و سرما و بوران در امان نبودند. مرحوم آیت ا… بروجردی از مراجع تقلید شیعیان با ارسال نامه ای از حاجی خان تقاضای چوب و ذغال می کند که بلافاصله بوسیله چند کامیون ارسال می کند که هنوز دست خط نامه آیت ا…بروجردی نزد ورثه ایشان می باشد. در کتاب یادگارنامه ابراهیم فخرایی به کوشش رضا رضازاده لنگرودی که هم زمان با ریاست دادگستری گیلان شادروان ابراهیم فخرایی در سال ۱۳۲۵ می باشد از قول خودش چنین می گوید:

حاجی خان کلانتری یکی از عمال قوام السلطنه یک روز به اتاقم آمده شکایت نمود که بازپرس دادسرا علی شریعت عده ای از رعایایم را در رحمت آباد به اتهام قتل بازداشت کرده است. در صورتی که مرتکب قتل رعایای شیخ ولی ا… رحمت آبادی اند. دستور بدهید رعایایم آزاد و رعایای نام برده بازداشت شوند. من او را متوجه ساختم که چنین توقعی بیجاست. آدم فهمیده ای چون شما نباید تکلیف خلاف عقل و منطق عمل بکند. خاصه نسبت به اتهام قتل که باید بر طبق موازین قانون رسیدگی شود. مطمئن باشید اگر رعایای شما بیگناه باشند به زودی آزاد می شوند ولی اگر وزیر عدلیه هم به بازپرس چنین تکلیفی بکند قطعاً نخواهد پذیرفت. بازپرس دادگستری برای خاطر شما دستور شخص من قانون و وجدان و مسئولیتش را زیر پا نخواهد گذاشت. او به این حرفها قانع نمی شد و برای برآورده شدن درخواستش اصرار ورزید. یکی دو بار دیگر هم آمد و همان موضوع را دنبال کرد و وقتی شروع به بدگویی نسبت به دادگستری کرد که من بوسیله مستخدم اتاق سید زکی فدکی عذرش را خواستم و از اطاق بیرونش کردم. او برایم خط و نشان کشید و گفت:« قریباً مزه این کار را خواهی چشید؟» لذا با تهدید و فشارعوامل قوام السلطنه از مرحوم الهیار صالح خواستم در شرایط کنونی مرا از تصدی دادگستری گیلان معاف کند نتیجه آن که آقای صالح عذرم را قبول کرد و مرا به عضویت استیناف مرکز منصوب ساخت. بعداً شنیدم که قوام السلطنه دستور احضار تلگرافی و حتی توبیخم را امضاء کرده بود»

حاجی خان کلانتری یک حاکم مقتدر بود و به گواهی شاهدان تاریخ مردم رودبار که سینه به سینه نقل شده است به هیچ کس حتی رعیتی تعرض نکرد در قاموس او بی عدالتی به رعایا نبود. هیچ گونه اموالی را به زور غضب نکرد. مقید به دستورات شرع بود چنان که عبا بر دوش به نماز می ایستاد. در ماه مبارک رمضان روزه می گرفت چنان که مرگ غم انگیزش در همین ماه به وقوع پیوست. البته در مورد قتل وی پشت پرده آن حرف و حدیث بسیاری است که هنوز علت آن بر هیچکس عیان نیست. شاید که قتل او بر اثر یک حادثه قومی یا سیاسی و… بوده باشد که جای تأمل دارد. چون ضارب به حبس ابد محکوم و پس از کشیدن ۱۷ سال زندانی با عفو ملوکانه شاهنشاهی آزاد می شود. بدین ترتیب که در تیر ماه ۱۳۲۹ هجری شمسی مطابق با ۲۱ ماه مبارک رمضان با کاردی که به سینه این مرد بزرگ فرو می کنند حیات او خاتمه می یابد.

بابک قلیزاده دارستانی

این خبر را به اشتراک بگذارید :