بازخوانی روز حادثه

شکوفه های زیتون– بعد از ظهر روز چهارشنبه ۲۲ دیماه ۱۳۹۵، با مشاهده دود از خانه ای در محله تکلیم ماجرا آغاز شد. خانه آتش گرفته بود؛ مردم مطلع شدند، نزدیکان به هر سو می دویدند؛ مامورین خدمات رسان آمدند، آتش خاموش شد، سه جسد، مادر و دو فرزند پسر در عین ناباوری سوختند؛ نیروهای انتظامی، قضایی و مردم در غم فرو رفته بودند. جرقه هایی با کمک مردم در ذهن کارآگاهان بوجود آمد تا شاید صحنه آتش سوزی، چتری برای ندیدن حقیقت باشد.

ادامه این تراژدی شوکه کننده و پر از آه و افسوس برای مردم و خانواده داغدار جلالی تکلیمی و نصیری چلکاسری را از زبان مردم و مطلعین محلی مرور می کنیم:

آن روز مراسم هایی در حال برگزاری بود. جشن نامزدی و مراسم هفتم یک مرحوم؛ مردم طبق آداب و رسوم و احترام متقابل در حال آماده شدن برای شرکت در این دو مراسم بودند. بسیاری از همسایه ها بعد از ظهر یا به جشن رفته بودند و برخی دیگر بر سر مزار مرحوم؛ به هر حال محله همچون همیشه شلوغ نبود؛ برخی نیز در منازل استراحت می کردند و به دلیل سرمای هوا، درب ها و پنجره ها را بسته بودند.

مردم تکلیم انسان های درد و رنج کشیده ای هستند و هرگز همسایه ها و اقوام خود را تنها نمی گذارند. آن روز هم یکی از روزهای خدا بود. کسی فکر نمی کرد یک زن شیاد و احتمالا همدستانش می خواهند نقشه ای از پیش تعیین شده را اجرایی کنند. آنها می دانستند که بسیاری از مردم محله برای حضور در جشن و یا بر سر مزار، خانه های خود را ترک خواهند کرد و شیاطین در آن فکر بودند که از فرصت پیش آمده نیز بهره برداری کنند.


دستگیری قاتل و حضور بر سر صحنه جرم


غروب غم انگیز در تکلیم تمام نمی شد و هر از چند گاهی اخباری دهان به دهان می شد. برخی می گفتند گاز گرفتگی موجب فوت آن سه عزیز شده؛ بعضی دیگر آتش سوزی و گرفتار شدن افراد داخل ساختمان را علت حادثه می دانند اما تعدادی هم می گفتند همسر مرحومه گفته است که به تازگی النگوهای طلا برای همسرش خریداری کرده اما خود مشاهده کرده است که هم اکنون طلایی در دست همسرش نیست. یا اینکه گفته می شد احتمالا فردی با چاقویی به مادر خانه حمله ور شده و جسم او را مورد اثابت سلاح سرد قرار داده و علامت هایی نیز بر روی جسم مشهود است و… این خود دلایلی شد تا کارآگاهان پلیس به دنبال سرنخ های بیشتر بگردند که با بررسی و پرس و جو در ساعات اولیه متوجه شدند که احتمال می رود این آتش سوزی توسط عامل و یا عاملین که به منزل ورود نموده اند ایجاد شده باشد. سعه صدر و دقت تیم حاضر نیروی انتظامی موجب شد تا سبز پوشان حافظ امنیت، اطلاعات خوبی را جمع آوری نمایند.

فردای آن روز احتمالات بیشتر شد. مردم در کوچه و بازار همهمه می کردند. اخبار ضد و نقیض موجود در شهر بیانگر آن بود که شاید یک فرد که احتمالا زن هم بوده موجب این جنایت عظیم شده است. البته برخی می گویند این زن از بستگان صاحب خانه بوده و احتمالا همدست هایی نیز داشته که یقینا با پیگری مجدانه پلیس این موضوع نیز روشن خواهد شد.

کارآگاهان پلیس در کمترین زمان، پس از دستگیری و اعتراف متهم که همان فاطمه سادات جلالی بود به اصل ماجرا پی بردند و توانستند در روز شنبه با حضور قاتل بر سر صحنه جرم به جزئیات بیشتری دست یابند. گفتنی است قاتل فرزند اول از همسر اول پدر خانواده بود.


اعترافات و شرح از صحنه قتل


ساعت ۱۲ وارد منزل شدم نفت همراهم بود نامادریم در را باز کرد تعجب کرد مرا دید. بچه ها رفتند داخل اتاق من هم رفتم چاقو برداشتم. نامادریم را زدم به زمین افتاد، بچه ها آمدند ترسیده بودند. پسر همسایه آمد دنبال حسن که من حسن را تهدید کردم گفتم برو بگو مریضم مدرسه نمی آیم وقتی آمد با چاقو به سرش ضربه زدم سرش خورد به دیوار و فکر کنم همانجا فوت کرد. نامادریم و جلال را با ضربات چاقو به ناحیه دست، گردن و . . . به قتل رساندم. نفت را ریختم شعله گاز را باز کردم و اطراف منزل را نفت ریختم آتش زدم  فرار کردم. یک ساعت طول کشید دوازده رفتم و ساعت یک خارج شدم.


حکم دادگاه


طبق قانون مجازات اسلامی دادگاه متهم را شایسته تحمل مجازات می داند و به لحاظ سه فقره قتل عمدی وی را به تحمل سه فقره قصاص نفس و به سبب تحریق منزل سید حسین جلالی به تحمل پنج سال حبس و همچنین به لحاظ سرقت به تحمل دو سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و رد مال تحصیل شده از جرم در حق صاحبانش محکوم می نماید.


خواسته مردم چه بود؟


مردم محله تکلیم، چلکاسر، شهر رودبار و جای جای شهرستان که در ساعات اولیه از طریق فضای مجازی و گفتگوهای چهره به چهره اطلاعاتی از این حادثه داشتند، از سرعت عمل نیروی انتظامی، دادگستری و دادستانی کمال تشکر را داشته و درخواست نمودند که با عامل یا عاملین این جنایت غیر قابل باور و جانکاه، برخورد قانونی در اسرع وقت صورت پذیرد.


چرا فرآیند دادگاه تا این حد زمان برد؟


مشابه حادثه هولناک تکلیم در سطح کشور چندین مورد اتفاق افتاده است که به دلیل فشار افکار عمومی در کمتر از یک ماه به اجرای حکم ختم شده است. اما در جواب این سوال می توان گفت عدم پخش خبر و فراگیر نشدن آن در فضای عمومی کشور و ابتر ماندن این خبر تنها در سطح شهرستان و بخشی از استان سبب شد تا مراحل دادگاه را به ظاهر با کمی تاخیر بدانیم. به واقع افکار عمومی نقش تعیین کننده ای در تسریع روند قضایی دارد که این مسئله در حادثه تکلیم وجود نداشت.


تلاش های نافرجام برای جلوگیری از اجرای حکم


طبق شنیده ها یک ماه قبل از اجرای حکم فشارها آغاز شد. برخی ها به پدر خانواده  فشار می آورند که باید از قصاص قتل فرزندانش بگذرد وگرنه از کار بیکار خواهد شد، حتی تا پای دادگستری هم می رود اما حضور یکی از همشهریان رودباری مانع این اقدام می شود.

قاتل را به انفرادی برده بودند و به نوعی با این کار می خواستند بگویند که به زودی اعدام خواهی شد. اکنون دیگر قاتل به خود آمده بود که روزهای آخر عمر خود را سپری می کند و با آسیب رساندن به خود سعی در عقب انداختن حکم را داشت. صبح روز اعدام فرا می رسد و دو تن از خواهران مقتول خود را به زندان لاکان شهر می رسانند. قاتل با مشاهده اولیای دم به عجز و ناله می افتد و تقاضای بخشش می کند. برای اینکه بتوانند قاتل را به راحتی تا پای دار بکشانند به وی می گویند تو بخشیده خواهی شد اما فقط خانواده مقتولین می خواهند تو را پای دار ببینند. طناب را به گردن قاتل می اندازند و همچنان عجز و ناله های قاتل ادامه دارد، در این بین تشکل های مردم نهاد و حتی برخی از مسئولین و روحانیون نهادهای فرهنگی سعی در جلب رضایت شکات را داشتند و فرزندان کوچک قاتل را بهانه می کردند، اما اولیای دم صورت معصوم خواهرزاده ها را جلوی چشمان خود می دیدند و به چیزی جز قصاص راضی نبودند. در این میان همزمان چند نفر در حال به دار آویختن بودند و خانواده های زیادی تجمع کرده بودند. حتی بعضی ها در پای اعدام بخشیده شده بودند. خانواده مقتول این ترس را داشتند که با رسیدن پدر مقتولین که پدر قاتل نیز می شود با دیدن این صحنه ها دلش به رحم بیاید و قاتل را ببخشد اما با دیر رسیدن وی به محل اجرای حکم، دیگر همه چیز تمام شد.


اجرای حکم


پس از کش و قوس های فراوان در نهایت قاتل در سحرگاه پنج شنبه ۲۴ مرداد ۹۸ بعد از دو سال و نیم حبس در زندان لاکان و با حضور اولیای دم به دار مجازات آویخته شد.

این خبر را به اشتراک بگذارید :