تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸ | ۱۰:۱۱ ق.ظ
رودبار قدمگاه پوشش گیلان/ لباس اقوام رودبار در فراسوی زمان
بررسی تاریخ پوشش اقوام گوناگون در نواحی مختلف شهرستان رودبار   شکوفه های زیتون– رنگ ها و چین های زیادش چشم ها را خیره می کند. هم عطر تاریخ چندین هزار ساله را با خود دارد و هم طراوت و تازگی ویژگی بارز آن است. با آن می توان هم گرمی تابستانه را گذراند و […]

بررسی تاریخ پوشش اقوام گوناگون در نواحی مختلف شهرستان رودبار

 

شکوفه های زیتون– رنگ ها و چین های زیادش چشم ها را خیره می کند. هم عطر تاریخ چندین هزار ساله را با خود دارد و هم طراوت و تازگی ویژگی بارز آن است. با آن می توان هم گرمی تابستانه را گذراند و هم سرمای زمستانه را. آنقدر شاد و زیبا و چشم‌نواز که چشم دنیای مد و پوشاک دنیا را هم به خود خیره کرده و توانسته در جشنواره بزرگ لباس‌های محلی دنیا، عنوان شادترین لباس جهان را از آن خود کند؛ لباسی که خاستگاه اش شمال ایران و تن‌پوش زنان و مردان گیلانی است.

بیراه نیست اگر بگوییم درحالی برندهای معروف و پرطرفدار پوشاک دنیا از آنِ تولیدکنندگان و سرمایه‌گذاران اروپایی و آمریکایی است که این پوشاک نه از پشتوانه و ظرفیت‌های تاریخی بهره‌ای دارند و نه از زیبایی‌های طبیعی و بصری؛ ویژگی‌هایی که برعکس می‌توان به وفور آنها را در سرزمین باستانی ایران‌ زمین در میان لباس و پوشاک اقوام و طوایف مختلف لر، ترک، کرد، لک، گیلکی و… مشاهده کرد؛ ظرفیت‌هایی که اگر در عرصه جهانی مطرح شوند، بی‌شک گوی سبقت و رقابت و یگانگی را از همه لباس‌ها و برندهای مطرح دنیا خواهند ربود. لباس گیلان زمین نمونه بارز آن است و در صدر شادترین، زیباترین و جذاب‌ترین لباس‌های محلی دنیا نشسته است.


پوششی به قدمت گیلان


لباس گیلانی که هنوز طرفداران زیادی در میان مردم این قوم دارد و پوشش بسیاری از روستاییان این خطه، بویژه در جشن‌های عروسی است؛ با وجود آن‌که تاریخی به قدمت تمدن کهن ایران ‌زمین در تاروپود و چین‌های رنگارنگش خوابیده است، اما همچنان دور از غبار فراموشی، تازه و باطراوت است و سرشار از خلاقیت؛ ویژگی‌ای که از دید کریستین برومبرژه، مردم‌شناس فرانسوی هم که درباره پوشاک نواحی کاسپی تحقیقات و تالیفات زیادی دارد، دور نمانده، آنجا که در یکی از تالیفاتش آورده است: لباس سنتی حاشیه دریای کاسپی بیانگر خلاقیتی بکر است که به خوبی نمایانگر روش متمایز زندگی در این ناحیه از ایران است.

در بسیاری از فلات ایران در دهه‌های گذشته، رفتار فرهنگی مردم تحت تأثیر سبک زندگی محصور شده‌ای بود که در آن خانه ‌ها به منظور محافظت از دید و مزاحمت بیگانگان، با دیوارهای بدون مدخل احاطه می‌شد و زنان تنها و منزوی در اندرونی زندگی می‌کردند. اما در امتداد سواحل دریای خزر سبک زندگی مردم غالباً آزادانه‌تر بوده است. در این منطقه، خانه‌ ها با دیوار محصور نمی‌شده، تفکیک جنسی در محیط خانوادگی کم بوده و چادر صرفاً برای سفر به شهرهای بزرگ و مراسم های مذهبی پوشیده می‌شده است. این وضع که حتی در میان گالش ها و طالش‌های کوهستان، نسبت به گیلانی‌ها و مازندرانی‌ها بیشتر دیده می‌شده در تمام دوره‌ها، جهانگردان را غافلگیر می‌کرده است.

تنوع در رنگ و پر زرق و برق بودن، تنها ویژگی‌ های لباس گیلان نیست و این پوشش بر اساس شرایط زندگی در جلگه و مناطق ساحلی و نوع کار مردمان هر منطقه و فصول سرد و گرم سال هم متفاوت است. همچنین بخش‌هایی از لباس محلی چون کمرشال و جوراب مردان و چادر شب زنان در گرم نگه‌ داشتن آنان در فصل سرد و افزایش مقاومت عضلانی در مقابل کارهای سنگین، بویژه برای حفظ سلامت ستون فقرات و پیشگیری از دردهای استخوانی موثر است، زیرا گیلانی‌ها در گذشته و حتی امروز هم در برخی مناطق، هیزم، علوفه و بعضی محصولات کشاورزی‌شان را در کمرشال و چادر شب ریخته و حمل می‌کنند.

پوشاک در گیلان نیز مانند هر منطقه دیگری معرف اندیشه، سلیقه، نوع کار و معیشت و ارتباط مردمان با طبیعت است. طراحی لباس در این منطقه، کاملاً در زمینه سازگاری با محیط تعریف می‌شود، چنانکه لباس زن گیلک به شکلی طراحی شده که وقتی او بر اسب می‌نشیند هیچ نقطه از بدنش پیدا نباشد. علاوه بر سبک کلی لباس، ترکیبات و روش دوخت تن‌پوش‌های مردم ناحیه خزر با دیگر مناطق آن متمایز است که این مردم را به خوبی می‌شناساند.

رودبار خواستگاه کهن پوشش گیلان

کهن‌ترین اسناد مربوط به پوشاک در استان گیلان از یافته‌های باستان‌شناسی در تپه مارلیک (چراغعلی تپه) رودبار به دست آمده است. این یافته‌ها، انواع تزییناتی را که بر روی دامن و پیراهن و پیشانی بند به کار می‌رفته ‌اند نشان داده است.

یافته ‌های دیگری در نواحی باستانی رستم ‌آباد رودبار، وجود پای افزار را همزمان با دیگر انواع لباس در این منطقه نشان می‌دهد. به عقیده محققان، شکل و تنوع لباس در این منطقه هنوز تداوم اشکال مورد استفاده در دوره متاخر زمانی است و تنها در موارد ناچیزی، چون یراق‌دوزی و نوار دوزی‌ های پیراهن‌ های زنانه تغییراتی در آنها به وجود آمده است. یکی از موارد تغییر در این لباس ها استفاده از رنگ است.

اجزای لباس های محلی مردان و زنان گیلان

لچک، روسری، سربند، پیراهن، جلیقه، کت، دامن، شلوار و چادر شب از بخش‌های اصلی لباس محلی زنانه گیلان و بلوز روشن، جلیقه همراه با شلوار گشاد، شالِ کمر، کلاه نمدی و جوراب پشمی از مهم‌ترین اجزای لباس محلی مردان گیلان است. این اجزای چندگانه لباس مردان و زنان گیلانی، گرچه در همه نقاط استان یکی است، اما نحوه متفاوت دوخت، نوع پارچه و تزئینات لباس، باعث شده که در منطقه شرق، غرب و مرکز گیلان آن را با نام‌های لباس قاسم‌آبادی، تالشی و رسوخی بشناسند.

گرچه امروزه این لباس ها، پوشش غالب اهالی استان نیست، اما برخی از اهالی تالش، عمارلوی رودبار، قاسم‌آباد رودسر، دیلمان سیاهکل و املش که سن و سالی از آنان گذشته، این لباس را می‌پوشند و البته در برخی روستاهای کوهستانی، زنان و مردان در تمام سال به این نوع پوشش پایبند هستند.

لباس محلی مردانه:

کلاه مردان غرب گیلان: کلاه مورد استفاده در البسه مردان غرب گیلان به چهار نوع تقسیم می شود؛ ۱-شال کلاه برای فصل زمستان و جنس آن اغلب پشمی می باشد.۲-کلاه چالگیزی یا چلگیزی کلاه در نواحی کوهستانی هشتپر ۳- کلاه ترکدار یا چهار گوش برای فصول تابستان که جنس آن از پارچه سفید می باشد. ۴-کلاه عرق‌چین که اغلب در تابستان مورد استفاده قرار می گیرد و جنس آن از توری هایی به رنگ سفید می باشد.

جلیقه: جلیقه که آن را جلقته یا جلقذه می گویند، برای فصول پاییز و زمستان از جنس شال و برای بهار و تابستان از پارچه‌های نازکتر دوخته می‌ شد.

شلوار: شلوار مردان تالش که آن را شلار می‌گویند دارای دمپای تنگ و اغلب به رنگ سیاه، شیری و فلفلی است. جنس این شلوار از پشم است.

کت: مردان تالش از کتی به نام چوخا یا شکه که از شال دوخته می ‌شد استفاده می‌کردند. شکل این کت معمولی و دارای یقه برگردان است.

لباس محلی زنانه:

لباس‌های محلی زنان گیلان را می‌توان به سه بخش شرق، غرب و مرکز تقسیم‌ بندی کرد که لباس زن شرق گیلان به لباس «قاسم‌آبادی»، زن غرب گیلان «تالشی» و لباس مرکزی گیلان با عنوان «رسوخی» معروف است. آنچه بیشتر از همه در لباس گیلانی خودنمایی می‌کند، دامن‌های شلیته و پرچین و جلیقه ‌های پولک‌ دوزی شده است. روسری و سربند (لچک) پیراهن یا جمه، جلیقه کت، الجاقبا، دامن، شلیته، شلوار و چادر کمر از بخش‌های اصلی لباس محلی زنان گیلان است.

روسری و سربند: اغلب زنان گیلان از دو سربند، یکی در زیر (لچک) و دیگری بر روی آن (دستمال) استفاده می‌کنند.

پیراهن: بالاپوش بانوان گیلانی است. این پوشش در گویش تالشی، «شسی» در شرق و جلگه تالش، پیرهن و جمه خوانده می‌شود، دو طرف آن نیز چاک دارد. اندازه چاک پیراهن و بلندی آن نیز که اصولا روی تومان(دامن) می‌آید در قسمت‌های مختلف گیلان متفاوت است.

جلیقه: یکی از پوشش‌های متداول بانوان گیلان است. مدل متداول جلیقه، اصولاً جلوباز سه دکمه و یقه هفت با سه جیب در طرفین است و پشت آن سکگ دارد که قابلیت گشاد و تنگ کردن را به آن می‌دهد.

شلیته: یا کوتاه تومان (تـنبـان) دامنـی کوتاه و پرچین است که به آن «گرد تومان» نیز می‌گویند، دامن، دراز تومان (تنبان) واژه ایسـت که برای دامن بلند چین‌دار در مرکز و شرق گیلان استفاده می‌شود در غرب گیلان و نواحی شهرستان رودبار به آن «شلار» می‌گویند.

چادرشب: جزئی از لباس زنان گیلانی است که در برخی روستاها به‌ویژه روستاهای مرکزی از پارچه چادرنمازی استفاده و به‌ تدریج در بخش شرق گیلان چادرشب جایگزین می‌شود.

لباس محلی قوم لر در شهرستان رودبار

با توجه به وجود اقوام مختلف در بخش های گوناگون شهرستان رودبار این منطقه از استان گیلان دارای تنوع بسیار بالا در نوع پوشش می باشد. اقوام لر خصوصاً در منطقه لوشان و روستای جمال آباد این شهرستان همچنان به رسوم پوششی خود پایبند بوده و علاوه بر مراسمات در ارتباطات خود و حضور در سایر نقاط و شهرها نیز با ظاهری بومی مشاهده می شوند. مردان لر در این مناطق از نوع پوشش خاصی پیروی نمی کنند و بیشتر با لباس های مردانه معمول ظاهر می شوند. اما لباس زنان لر در این شهرستان از قطعات و تکه های متفاوتی تشکیل می شود. این نوع لباس دارای دو سر بند یا روسری می باشد. یک سربند مشکی رنگ که در اصطلاح به سرونی معروف است، جنس آن از ابریشم می باشد و طول و عرض آن به دو متر می رسد. این سربند در دو نوع ساده و دور طلا مورد استفاده قرار می گیرد. سربند دیگر ترح نام دارد که نوع سفید رنگ آن معمول است. جنس ترح از پارچه های حریر با گل های مخمل یا با گل های خامه دوزی شده در ابعاد ۲ در ۲ متر می باشد و دور و حاشیه آن را با ریشه های آماده مزین می کنند. این روسری در نوع مشکی رنگ نیز وجود دارد که در مراسمات عزاداری در دو نوع تک رنگ و یا با حاشیه های قرمز رنگ مورد استفاده قرار می گیرد.

قد پیراهن زنان لر منطقه لوشان و جمال آباد تا بالای زانو می باشد که اغلب در رنگ های شاد دوخته می شود، این پیراهن ها در پهلوها چاک دارد، یقه آن دوبل دوخته شده و نواری که به چاک یقه می دوزند لیفه نام دارد، یقه اصلی به صورت ایستاده دوخت می شود و برای تزیین به دور آن و دور مچ و پایین لباس قیطان می دوزند.

دامن یا پاپوش یا سلیته که از ۱۰ تخته پارچه (۱۰ متر)  تشکیل می شود از جنس ابریشم می باشد که اغلب با گل هایی که در متن پارچه بافته شده مزین می شود. این دامن ها در مواردی از جنس مخمل نیز می باشد که این نوع در گذشته بیشتر مرسوم بوده است. دامن در این نوع لباس به رنگهای مشکی، قهوه ای سیر و قرمز سیر می باشد. قد دامن ها اغلب تا۱۰ سانت بالای مچ پا می باشد.

جلیقه: جنس معمول آن مخمل است که امروزه با هر پارچه ی دیگری دوخت می شود، یقه آن به شکل هفت است که روی یقه برگردی شبیه یقه کت مردانه تزیین می شود، دو جیب در بیرون جلیقه و یک جیب در داخل آن دوخته می شود. کمربند یا فوته پارچه ای است که به کمر می بندند و جنس آن از مخمل، حریر، گیپور و ساتن برای مراسمات عروسی می باشد، نوع نخی آن برای استفاده روزمره است و برش آن مانند ترح می باشد. زنان لرنشین شهرستان رودبار زیر پاپوش شلوار کوتاهی می پوشند از جنس چیت و جوراب هایی به رنگ پوست و ساق بلند تکمیل کننده پوشش آنهاست.

لباس محلی منطقه جیرنده عمارلو

مردم منطقه جیرنده و عمارلوی شهرستان رودبار از قوم های کوچ نشین مناطق غربی گیلان از گذشته های دور تا به امروز به شمار می روند و اجزا و نقوش شکل گرفته بر روی لباس ها و پوشش این اقوام نیز برگرفته از سبک و محل زندگی آنان است.

در لباس زنان این منطقه دوخت ها و حاشیه دوزی های زیبای یقه اولین جایی است که توجه را به خود جلب می کند. اگر گذرتان به مناطق جیرنده و عمارلو رسیده باشد این نکته را خواهید دید که اصلی ترین نماد در این مناطق کوه های پیوسته و یکپارچه است این نماد اصلی در دوخت لباس های محلی این مناطق با استفاده از خطوط زیگزاگی یا هفت هشت که به صورت زیبا و منظم در دور یقه دوخته شده است نمود پیدا می کند. همچنین اشکال مثلثی که با رنگ های شادی مانند آبی، زرد، سبز و سرخابی دوخته می شود زرد به معنای درخشش خورشید به کوه ها، آبی به معنی آسمان و سبز نیز بیانگر سرسبزی دشت ها و کوه های این مناطق است. در انتهای یقه دو شکل با دو معنای متفاوت وجود دارد. اگر نقش پروانه خاتمه دهنده یقه باشد نشان از ازدواج کردن و متاهل بودن صاحب لباس دارد و اگر در آن قسمت شکل گل نقش بندد نشان دهنده مجرد و دختر بودن صاحب لباس است. این اشکال معمولا با رنگ های آبی و سبز دوخته می شد.

در لباس زنان این منطقه گل های هشت پر دوخته شده بر روی یقه با رنگ های خاص، الهام بخش ابعاد مختلف زندگی مردمان آن دیار و فصول مختلف کار و تلاش این اهالی بوده است. این گل ها با رنگ های زرد اغلب نمادی از فصل تابستان، اوج گرما و درخشش خورشید بوده است. گل های هشت پر با رنگ های آبی بیانگر خنکی آبشارها و دریاچه ها خصوصاً در مناطق ییلاقی، رنگ سبز در این گل ها نیز بیانگر سرسبزی زمین های کشاورزی در بهار و تابستان بوده است. گل های هشت پر سفید نیز نماد مناطق خوش آب و هوا و گرم قشلاقی در فصول سرد سال بوده است. خطوط منحنی و ادامه دار در قسمت یقه این لباس ها بیانگر رودخانه ها و جاده های طویل این منطقه از سرزمین صلح و دوستی است.

کشاورزی و زمین های کشت و زرع که بخش اصلی زندگی مردم مناطق عمارلو را شامل می شود در لباس زنان جیرنده و روستاهای اطراف با استفاده از ریشه ریشه هایی در میان خطوط صاف یقه که با رنگ سبز و به سمت پایین است نشان داده می شود. در مجموع هر نقش ترسیم شده در این لباس ها هفت بار و با هفت رنگ زندگی بخش، جلا دهنده ی پوشش زنان این مناطق است. این نقوش در قسمت های سر آستین، پاچه های شلوار و حاشیه ی زیرین پیراهن هم نمود پیدا کرده و تکرار می شود.

همچون سایر مناطق گیلان و خصوصا رودبار زنان در این منطقه نیز از دو روسری یکی سیاه رنگ که در ابتدا بسته می شود و دیگری روسری بزرگ سپید رنگ که به شکل لانه زنبوری بافته شده است برای پوشاندن موها و سر خود استفاده می کنند. دامن بلند تا مچ پا در این لباس نیز یکی از نقش های اصلی را ایفا می کند اغلب پر چین بوده و با رنگ هایی برگرفته از رنگین کمان و طبیعت مزین شده است.

لباس مردان منطقه جیرنده و روستاهای اطراف آن در گذشته شامل جلیقه و شلواری که اغلب از جنس پشم که حاصل دسترنج خودشان بوده است می شد. کلاه مردان این منطقه از نمد دوخته می شد تا بتواند آنان را در برابر سرما و گرمای سوزنده این مناطق مصون بدارد. پوشش مردان این منطقه در گذشته شکلی سنتی و محلی داشته است که امروزه از آن شکل بیرون آمده و اثری از آن باقی نمانده است.

لباس قوم کرمانج (کرد) عمارلو

پوشش زنان کرد کرمانج پوشش زن مستوره و با حجاب بعد از دوران اسلام است. ايل عمارلو علاقه زیادی به جشن و سرور (لیستکی) دارند و شاید این خود به نوعی رمز ماندگاری بخشی از فولکلور و یا فرهنگ عامه آنها است و یکی از عناصر فرهنگی این قوم نیز که جلوه خاص و رنگینی دارد و شاید نخستین تصویری باشد که نگاه غیربومیان را به خود جلب می کند پوشاک زنان قوم است.

در گذشته های دور زنان مناطق عمارلو در ایوان خانه ها، حیاط، بیرون خانه و در کوچه‌ها با جامه های محلی دیده می شدند. تصویر زنان این قوم در فعالیت هایی همچون پشم ریسی، آب آوردن از چشمه ها، پخت نان و خوراک و انجام کارهای روزمره چشم نواز مردم حاضر در روستاها و افراد بومی و غیر بومی این مناطق بوده است. این تصاویر نشان دهنده ی این امر بود که زنان کرمانج این مناطق به هیچ وجه زندانی منازل خود نبوده و با همان لباس های محلی همچون سایر مناطق گیلان در اجتماع ظاهر می شدند.

پوشاک زن کرمانج عمارلو دارای شاخصه های منحصر بفردی است که نوع پارچه، زینت ها، نام ها و پردازش رنگ از جمله این ویژگی ها می باشد. این لباس ( کنج) از سه تکه (کراس: kêras )؛ پیراهن، (درپه)؛ دامن و ( کله Golle : جریدقه)؛ جلیقه تشکیل می شود. قسمت بالا تنه پیراهنی ساده در بعضی موارد گلدار، بلند و بدون یقه می باشد که به آن کراس گفته می شود و بلندی آن تا زانو می رسد، دامن های رنگی به لهجه کرمانجی درپه گفته می شود دارای چین های فراوان بوده و سرتاسر پا را می پوشاند. روی پیراهن و دامن و به دور کمر بوسیله چادری بسته می شد تا مقاومت آنان را در برابر کارهای روزانه بالا ببرد. جریدقه پوششی از جنس پارچه مخملی، معمولا سیاه رنگ و تزئین شده به وسیله سکه های فراوان است که در زبان کرمانجی به آن دراو گفته می شود و بر روی کراس پوشیده می شود. سکه های متعدد بر روی جریدقه هنگام راه رفتن صدایی موزون تولید می کند. به حاشیه یقه، جیب ها و سر آستین ها نوارهایی زیگزاگ دوخته می شود. زن کرمانج برای پوشش سر در ابتدا از یک روسری سیاه ابریشمین استفاده می کند که به دور سر و پیشانی بسته می شود و پس از آن از چارقد و شالی که اغلب سفید رنگ است برای پوشش سر بهره می گیرد و این سرپوش ها حتی روی چهره زن به جز چشم را نیز می پوشاند. صنایع ساخته شده توسط دست نیز در این قوم مورد استفاده بوده است همچون جوراب های پشمی که بوسیله پنج میل جوراب بافی بافته می شد و استفاده از آن توسط مردان و زنان به عنوان پاپوش مرسوم بوده است.

پیراهن، شلوار، جلیقه، شالی به کمر و گیوه نیز اجزای تشکیل دهنده لباس مردان کرمانج در گذشته بوده است که در طول یک قرن گذشته از بین رفته و به فراموشی سپرده شده است.

لباس محلی رودبار

مرکزیت شهرستان رودبار شامل شهر رودبار و روستاها و مناطق حاشیه ای آن نیز دارای فرهنگ و نوع پوشش خاص خود و به نسبت خاص هر محله و روستاهای کوچک این ناحیه بوده است. لباس زنان این منطقه شامل دو روسری یکی زیرین و به صورت لچک بوده است که به دور پیشانی و سر بسته می شد و یکی روسری بزرگتر که اغلب سفید رنگ بوده و گاهی دو لبه ی آن به صورت ضربدری از پشت گردن به بالای سر آورده و در آنجا گره می خورده است در سایر مواقع نیز لبه های آن در پشت سر بسته می شد. پیراهن در لباس این نواحی کاملا پوشیده و تا بالای زانو امتداد می یافته است. دامن که به آن پاچین نیز گفته می شود تا قسمت مچ پا را پوشانده و اغلب به صورت ساده و بدون نقش و نگار یا رنگ های اضافی دوخته می شده است. پاپوش مردم این منطقه را گالش می نامیدند که استفاده از آن در بیشتر مناطق گیلان مرسوم بوده است.

مردان این نواحی نیز همچون سایر مناطق گیلان از شلوار، جوراب و جریقه پشمی استفاده می نمودند که گالش نیز به عنوان کفش تکمیل کننده پوشش آن ها بود. این نوع پوشش در رودبار تا سال های نزدیک به زلزله سال ۶۹ تا حدودی مرسوم بود اما پس از آن اتفاق به تدریج به فراموشی سپرده شد.


لباس محلی رودبار در فراسوی زمان و برخورد با دنیای امروز


امروزه لباس های محلی با گذشت زمان از رونق افتاده اند و کمتر کسی به طور دائم از آن ها استفاده می کند، این لباس ها اغلب در عروسی ها مورد استفاده قرار می گیرند و رنگ شاد آنها که امید به زندگی را در دل ها زنده می نمود اکنون به خزان نشسته و در کنج پستوها و صندوق ها آرام گرفته است البته می توان با استفاده از اقداماتی نظیر استفاده از قطعات مختلف این البسه در پوشش های نوین این بخش از فرهنگ زیبای ایرانی و گیلانی را زنده نگاه داشت هر چند که در این مسیر افرادی هم سنگ اندازی نموده و استفاده از این پوشش بومی، تاریخی، سنتی و فرهنگی شهرستان در مراسمات رسمی ممانعت به عمل می آورند. فرهنگ و تاریخ یک قوم به مثابه شناسنامه آنها محسوب می شود و نابود کردن آن به هر بهانه ای جز نابودی فرهنگ، پیشینه و قدمت آن قوم برای آیندگان هیچ سودی نخواهد داشت.

هفته نامه شکوفه های زیتون از خانم زهرا رضاعلیپور جیرندهی، خانم فتانه نظامیوندچگینی، آقای علی اکبری لیاولی و … به دلیل همراهی در تهیه این گزارش کمال تشکر و قدردانی را دارد.

ربابه حسن پور

آخرين اخبار
پر بحث ترين
تابناك وب
تابناك وب
تابناك وب
تابناك وب
تابناك وب
تابناك وب
محل كد آمار