کد خبر : 56172
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 5 دسامبر 2019 - 11:26

نقش کمرنگ دانشگاه ها در توسعه کارآفرینی و اشتغال

نقش کمرنگ دانشگاه ها در توسعه کارآفرینی و اشتغال

ربابه حسن پور سرخنی شکوفه های زیتون– روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ در پی یورش نیروهای امنیتی و گارد به دانشکده فنی دانشگاه تهران و درگیری با دانشجویان، سه دانشجوی این دانشگاه به نام ‌های آذر شریعت ‌رضوی، مصطفی بزرگ‌ نیا و احمد قندچی کشته و گروه دیگری مجروح و بازداشت شدند. پس از پیروزی انقلاب

ربابه حسن پور سرخنی

شکوفه های زیتون– روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ در پی یورش نیروهای امنیتی و گارد به دانشکده فنی دانشگاه تهران و درگیری با دانشجویان، سه دانشجوی این دانشگاه به نام ‌های آذر شریعت ‌رضوی، مصطفی بزرگ‌ نیا و احمد قندچی کشته و گروه دیگری مجروح و بازداشت شدند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران از روز ۱۶ آذر به عنوان روز دانشجو یاد می شود و هر ساله این ۱۶ آذر به جهت بزرگداشت مقام دانشجو مورد توجه قرار می گیرد. اما سال ۹۸ برای دانشجویان با سال های دیگر قدری متفاوت است. چنانکه وضعیت اقتصادی جامعه زندگی را برای همه اقشار جامعه متفاوت کرده است. دانشجویان شاید کسانی باشند که بیشترین امید را به آینده دارند و همین امید سبب به حرکت درآمدن چرخ پیشرفتشان است. جوانانی که حالا از رخت و لباس نوجوانی بیرون آمده و پای در کفش جوانی کرده و در ابتدای جاده ی زندگی راه را آغاز نموده اند. دغدغه ی بسیاری از آنها این است که به کدام سو بروند؟ نکند رها کردن درس و رفتن به بازار کار آزاد برایشان بهتر باشد؟ در بعضی موارد نیز به خود می گویند توکل به خدا می خوانیم تا ببینیم چه می شود! شاید یک نگاهشان به آسمان باشد و یک نگاهشان به خبرهای کوچک و بزرگی که از هر سو منتشر می شود و نوید از بهبود شرایط می دهد. جوانانی که همه تلاششان را به کار می بندند تا در رشته دلخواهشان و در دانشگاهی که مدنظرشان است راه یابند اما هر روزی که می گذرد تیشه ای به ریشه ی امیدشان می خورد. دانشجویان سرزمین صلح و دوستی در دانشگاه های شهرستان رودبار روزگار خود را می گذرانند برخی پسرها که برای به تعویق انداختن سربازی رشته ای را انتخاب کرده و در بعضی موارد از راه های دور و دراز این شهرستان خود را به صندلی های یک کلاس سرد با صندلی های تک نفره می رسانند و دخترانی که در برخی موارد برای سرگرم کردن خود در دانشگاهی نام نویسی می کنند و اینگونه وقت خود را می گذرانند. دانشجویانی هم هستند که تمام تلاششان را می بندند تا آینده ی خود را بسازند و شاید امید، زیباترین وجه زندگی آنان باشد.  دانشجویانی که می توانند در ساخت آینده این سرزمین تاثیر گذار باشند. اما شرایط به گونه ای برایشان رقم خورده است که در کنار تحصیل مجبورند به کار نیز بپردازند و شاید در بعضی موارد مجبور شوند عطای تحصیل را به لقایش ببخشند و شاید تنها برای امتحانات پایان هر ترم در دانشگاه حاضر شوند. شاید اگر در ایران نیز همچون سایر کشورها جوانان پس از تحصیل در هر رشته دقیقا در همان رشته تحصیلی مشغول به کار می شدند امروز شاهد این وضع نابسامان نمی شدیم که حتی یک تحصیل کرده حقوق بر مسند فروشندگی بنشیند و یا استاد ریاضی برای تامین معیشت مجبور به مسافرکشی باشد. آنانکه جایگاه فرهنگ در یک جامعه را به خوبی نمی شناسند در اینجا به اهمیت این امر پی می برند که تفهیم فرهنگی که حضور در دانشگاه برای کسب مدرکی که شاید تا پایان عمر هیچ کاربردی برایشان نداشته باشد تنها اشتباهی است که در عرف پدید آمده و کنار گذاشتنش جزئی از واجبات است. شاید مهمتر از اجرای کارگاه های آموزش چندهمسری در ایران و پیاده کردن چنین فرهنگ هایی آموزش های مفید ورود جوانان به بازار کار از اهمیت بیشتری برخوردار باشد.

با این وجود این بار به سراغ چند تن از دانشجویان شهرستان رودبار رفتیم تا پای سخنشان بنشینیم، در این گفتگو همچون همیشه همراهمان باشید.


برخی دانشجویان حقوق، در نوشتن یک دادخواست ساده نیز ناتوان هستند


امیرحسین سلیمانی متولد سال ۱۳۷۷ هستم و از سال ۹۶ با ورود به دانشگاه پیام نور منجیل، تحصیلاتم را در مقطع کارشناسی رشته حقوق آغاز کردم. روز دانشجو در ایران به ۱۶ آذر ماه اطلاق می‌شود. این روز به یاد سه دانشجو به نام های مصطفی بزرگ‌ نیا، احمد قندچی و آذر شریعت‌رضوی که در هنگام اعتراض به دیدار رسمی ریچارد نیکسون معاون رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده آمریکا و همچنین از سرگیری روابط ایران با بریتانیا، در تاریخ ۱۶ آذر ۱۳۳۲ در دانشگاه تهران کشته شدند، گرامی داشته می‌شود.

تحلیل وضعیت تحصیل دانشجوهای امروزی به این بستگی دارد که از چه زاویه ای به موضوع نگاه کنیم گرچه که در دانشگاه ها همچنان رقابت وجود دارد و همین امر سبب ایجاد شادابی در تحصیل دانشجوها است و آنان را به حرکت وا می دارد. بسیاری از دانشجویان به واقع درس می خوانند اما متاسفانه بازار کار محدود برای رشته ها باعث شده تا انگیزه کافی را نداشته باشند و تا حدودی امید خود برای فعالیت در آینده را از دست دهند. هر چند که در این مسیر بسیاری از دانشجویان نیز انگیزه خود برای طی کردن ادامه راه از دست می دهند و یا شاید حتی نیمه کار آن را رها کنند.  شاید یکی از مشکلاتی که ما دانشجویان رشته حقوق با آن مواجهیم یادگیری مطالب تنها به صورت تئوری است. این امر در دانشگاه پیام نور که به صورت غیر حضوری و نیمه حضوری است بیشتر حس می شود. این مهم زمانی بیشتر خود را نشان می دهد  که ما در عمل به مشکل بر می خوریم. در دانشجویانی که در رشته حقوق تحصیل می کنند ناتوانی در نوشتن یک دادخواست ضعف بزرگی است که متاسفانه باید گفت وجود دارد.

با توجه به وضعیت فعلی کشور، امید دانشجویان برای یافتن شغل مناسب در آینده بسیار کم شده است. چرا که شغل مناسب هر رشته بسیار کم است و شاید بهترین کار این باشد که دانشجویان بیشتر تلاش کنند تا بتوانند به موقعیت و جایگاه بهتری دست یابند، متاسفانه در این میان نیز عده ای از دانشجویان با هدف کسب مدرک و … وارد دانشگاه می شوند که بحثشان جداست. در پایان من برای تمام دانشجویان آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم بتوانند از پس این شرایط سخت برآیند و آینده ی روشنی را ابتدا برای خود و سپس برای سرزمین صلح و دوستی بسازند.


وضعیت اسفناک دانشجویان سبب شده هیچ امیدی به آینده نداشته باشند


مريم عباسي هستم متولد سال ۱۳۶۰ که در مقطع کارشناسي ارشد مشغول به تحصیل می باشم. تحصیل در دانشگاه را در سال ۹۱ با ورود به رشته ی روانشناسی دانشگاه پيام نور منجيل آغاز کردم. ۱۶ آذر ماه که از آن به عنوان روز دانشجو یاد می شود یادآور اعتراض و کشته شدن سه دانشجوي ایرانی به سفر معاون رئيس جمهور آمريکا به ايران و از سرگيري روابط ايران با انگليس است. روزی که در آن از دانشجویان نام برده می شود و از جایگاه آنان به عنوان قطبی تاثیرگذار در موضوعات سیاسی و اجتماعی ایران سخن های فراوان گفته می شود.

شرایط دانشجویان در دانشگاه های امروزی بسیار نامناسب است و در بعضی موارد می توان از واژه ی ناراحت کننده برایشان استفاده کرد. وضعیت اسفناکی که سبب شده هیچ امیدی برای آینده ی شغلی خود نداشته باشند چنانکه تنها وارد دانشگاه می شوند لیکن بدون هیچ امیدی. شاید مشخص ترین نتیجه شرایط بد اقتصادی امروز ناامید شدن مردم در اکثریت اقشار جامعه خصوصاً جوانان باشد. آینده ی نامعلوم شغلی، هزینه های بالای شهریه دانشگاهی، مشکلات بسیار موجود در رفت و آمدها، کیفیت پایین امکانات و بهداشت در خوابگاه ها از جمله مواردی است که یک دانشجو به عنوان کسی که در ابتدای راه زندگی خود است به صورت روزانه با آنها دست به گریبان است.

استادان دانشگاه ها بخصوص در دانشگاه هایي که شیوه ی آموزش به صورت استاد محور طراحی شده است بيش از اندازه سليقه اي است، به عنوان مثال استادی داشتم که به دانشجویی که نمره یک را دریافت کرده بود نمره ۱۲ قبولی می داد و برای دانشجوی پر تلاش دیگری که نمره کاملی را کسب کرده بود نمره ۱۲ و یا پایین تر را ثبت می کرد. نبود نظارت کافی و اثر بخش بر شیوه تدریس و فعالیت استادان در دانشگاه یکی از مواردی است که همواره دانشجویان را آزار می دهد.

متاسفانه باید گفت اکثریت دانشجویان هیچ امیدی به آینده ی شغلی خود ندارند، مگر اينکه دلشان به یک آشنا يا پارتي خوش باشد و به هوای همراهی آن درس بخوانند. این موضوع تلخ است اما واقعیتی است که وجود دارد و باید آن را پذیرفت. به دلیل محدوديت سني خود، امید چندانی براي فعالیت در یک شغل رسمي ندارم اما چون رشته ام به گونه ای است که اگر خودم بخواهم و تلاش کنم می توانم مرکزی را برای ارائه خدمات روانشناسی ایجاد کنم لذا در این مسیر به آینده شغلی خود امید دارم هر چند این مهم برای همه ی دانشجویان و برای همه ی رشته ها مهیا نیست البته که يکي از مشکلات اساسي در دانشگاه هاي ما اين است که فقط بصورت نظري به ارائه دروس به دانشجویان می پردازند و این امر دانشجویان را با مشکلی همچون ناتوانی در تبدیل و اجرای دروس نظری در مرحله عملی و کاربردی مواجه می سازد. حتی در بعضی موارد استادان برای راحتی کار خود برای گذراندن واحدهای عملی نیز کتاب هایی را معرفی می کنند تا کار خود را سهل نمایند. مطمعناً همه دانشجویان ترجیح می دهند که در رشته تحصیلی خود مشغول به کار شوند هر چند که این مهم برای همه مهیا نیست اما امیدوارم این اتفاق برای من رقم بخورد. در پایان ضمن تبریک روز دانشجو به تمام دانشجویان ایران، آرزوی موفقیت را برای تک تک جوانان سرزمین صلح و دوستی دارم.


بسیاری از دانشجویان به امید آشنا یا پارتی به دانشگاه می آیند


فاطمه زمانی هستم متولد سال ۱۳۷۵ در رودبار و از سال ۹۵ تحصیل در دانشگاه را آغاز نمودم. از روز دانشجو آنچه می دانم گویای این است که این روز از آنجایی به نام روز دانشجو نامگذاری شده است که سه تن از دانشجویان ایرانی دانشگاه تهران چهار ماه پس از کودتای ۲۸ مرداد در اعتراض به دیدار رسمی نیکسون معاون وقت رئیس جمهور آمریکا با محمدرضا شاه در سال ۱۳۳۲ به شهادت رسیدند.

متاسفانه در شرایط فعلی جامعه دانشجویان در وضعیت مناسبی به سر نمی برند چرا که شرایط سخت زندگی در جامعه و همچنین آینده ی نامشخص شغلی انگیزه ادامه تحصیل را از آنان گرفته است. هر چند که برخی تنها با هدف کسب مدرک یا همان واژه معروف مدرک گرایی وارد دانشگاه می شوند اما شرایط فعلی برای آن دسته از دانشجویانی که با هدف ساخت آینده ی روشن تحصیل می کنند بسیار سخت و تحمل ناپذیر است. برخی استادان با کیفیت مطلوبی به آموزش دروس می پردازند و به دانشجو و هرآنچه که وی می آموزد اهمیت می دهند و البته هستند استادانی که اهمیتی برای این مهم قائل نیستند که این امر نتایج نامطلوبی را برای آینده دانشجو به همراه دارد. همانگونه که همه می دانیم بسیاری از دانشجویان پس از اتمام تحصیلات و در مرحله عملی بسیار ضعیف عمل می کنند و این امر موضوعی مشهود است. قصد سیاه نمایی ندارم اما این یک واقعیت است که وجود دارد و اثرات آن نیز قابل لمس است.

متاسفانه آینده ی شغلی دانشجویانی که آشنا یا به قول معروف پارتی ندارند بسیار نامعلوم است، افرادی را می شناسم که با داشتن تحصیلات تخصصی اکنون به کارگری مشغول هستند و این برای افرادی چون من نوید دهنده ی آینده روشن نیست تنها می توان گفت امید به آن داریم که شرایط در آینده تغییر کند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.